-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 24-05-2012, 11:41 PM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جبر و اختیار
نویسنده پیام
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #1
جبر و اختیار
با سلام خدمت تمامی کاربران عزیز

با توجه به اینکه دوستان در حوزه جبر و اختیار بعضا سوالاتی می پرسند و جوابی هم می خواهند این تاپیک را راه اندازی می نمایم .

در ابتدا مباحثی را در این حوزه مطرح کرده و سپس دوستان اگر سوالی داشتند و جوابش را نیافتند می توانند بپرسند تا انشاالله جواب مناسبی دریافت دارند .

موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 11:47 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: جبر و اختیار
اعتقاد به جبر و اختیار از کجا سرچشمه میگیرد ؟

حقیقت این است که هر کس در درون وجودش احساس مى کند که در تصمیم گرفتن آزاد است، مثلا فلان کمک مادى را به فلان دوستش بکند یا نکند، و یا این که در حالى که تشنه است و آب جلو روى او گذارده اند مى تواند بنوشد یا ننوشد، فلان کس در مورد او کار خلافى کرده مى تواند او را ببخشد و عفو کند و یا نبخشد.
یا این که هر کس میان دستى که بر اثر پیرى یا بیمارى لرزان است و دستى که با اراده حرکت مى کند فرق مى گذارد.
با این حال که مسئله آزادى اراده یک احساس عمومى انسان است چرا جمعى به دنبال مکتب جبر رفته اند؟!

البته دلائل مختلفى دارد که یک دلیل مهم آن را در اینجا یادآور مى شوم، و آن این که انسان مى بیند محیط روى افراد اثر مى گذارد تربیت نیز عامل دیگرى است، تلقینات و تبلیغات و فرهنگ اجتماعى نیز بدون شک در فکر و روح انسان مؤثّر است، گاه وضع اقتصادى نیز انگیزه حرکت هایى در انسان مى شود، عامل وراثت را نیز نمى توان انکار کرد.
مجموعه این امور سبب مى شود که گمان کند انسان از خود اختیارى ندارد، بلکه عوامل «درون ذاتى» و «برون ذاتى» دست به دست هم مى دهند و ما را وادار مى کنند که تصمیم هایى بگیریم، و اگر این عوامل نبودند چه بسا این اعمال از ما سر نمى زد. اینها امورى است که مى توان از آنها به جبر محیط، جبر شرایط اقتصادى، جبر تعلیم و تربیت و جبر وراثت تعبیر کرد، واز عوامل مهم توجّه فلاسفه به مکتب جبر است.

امّا آنها که چنین فکر مى کنند از یک نکته اساسى غافلند و آن این که بحث در «انگیزه ها» و «علل ناقصه» نیست، بحث در علت تامه است. به تعبیر دیگر هیچ کس نمى تواند سهم «محیط» و «فرهنگ» و «عوامل اقتصادى» را در اندیشه و افعال انسان نفى کند، بحث در این است که با تمام این انگیزه ها باز تصمیم نهایى با خود ماست. زیرا ما به روشنى احساس مى کنیم که حتّى در یک نظام غلط و طاغوتى مانند نظام شاهنشاهى گذشته که زمینه براى انحرافات فراوان بود، مجبور نبودیم منحرف شویم، در همان نظام و فرهنگ مى توانستیم «رشوه» نخوریم، به «مراکز فساد» نرویم، بى بند و بارى نداشته باشیم.
بنابراین حساب «زمینه ها» را از «علت تامه» باید جدا کرد.

به همین دلیل بسیارند کسانى که در یک خانواده آلوده، یا فرهنگ منحط، پرورش یافته اند، و یا از وراثت نامناسبى برخوردار بوده اند، در عین حال راه خود را از همه جدا کرده و حتّى گاه دست به قیام و انقلاب بر ضد همان محیط زده اند، اگر بنا بود همه انسان ها فرزند محیط و فرهنگ و تبلیغات زمانشان باشند، نباید هیچ انقلاب اساسى در دنیا صورت بگیرد، باید همه با محیط خود بسازند، و هیچ کس محیط جدید و نوینى نسازد.

اینها همه نشان مى دهد عواملى که در بالا ذکر شد، هیچ کدام سرنوشت ساز نیست، تنها زمینه ساز است، سرنوشت اصلى را اراده و تصمیم خود انسان مى سازد.
این درست به آن مى ماند که ما در یک تابستان داغ و سوزان تصمیم مى گیریم که به فرمان خدا روزه بگیریم، تمام ذرات وجود ما تمناى آب دارد، امّا ما براى اطاعت فرمان حق همه اینها را نادیده مى گیریم، در حالى که دیگرى ممکن است به این تقاضا گوش دهد و روزه نگیرد.
نتیجه این که ماوراى تمام انگیزه ها، عامل سرنوشت سازى به عنوان اراده و تصمیم انسان وجود دارد که نشانه اختیار در اعمال انسان است.(1)

منبع:
1- پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان، ص 115.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 11:50 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #3
RE: جبر و اختیار
چرا آزادى اراده و اختیار انسان فطرى است؟

مسأله «جبر و اختیار» از قدیمى ترین مسائلى است که در میان دانشمندان مطرح بوده، گروهى طرفدار آزادى اراده انسان، و گروهى طرفدار جبر بوده اند، و هر کدام دلائلى براى اثبات مقصد خود ذکر کرده اند.
ولى، جالب این است که: هم «جبریین» و هم «طرفداران اختیار» در عمل، اصل اختیار و آزادى اراده را به رسمیت شناخته، و پذیرفته اند، یا به تعبیر دیگر تمام این جر و بحث ها در دائره مباحث علمى بوده نه در مقام عمل، و این به خوبى نشان مى دهد: اصل، آزادى اراده و اختیار فطرى همه انسان ها است، و اگر پاى وسوسه هاى مختلف پیش نیاید، همه طرفدار اصل آزادى اراده اند.

این وجدان عمومى و فطرت همگانى که یکى از روشنترین دلائل اختیار است، به صورت هاى گوناگونى در زندگى انسان تجلى مى کند; زیرا اگر انسان خود را در اعمالش مجبور مى دانست، و اختیارى براى خود قائل نبود چرا:
1 ـ گاه، به خاطر اعمالى که انجام داده و یا به خاطر اعمالى که انجام نداده پشیمان مى شود، و تصمیم مى گیرد در آینده از تجربه گذشته استفاده کند، این حالت ندامت براى طرفداران عقیده جبر فراوان است، اگر اختیارى در کار نیست ندامت چرا؟!

2 ـ بدکاران را همه ملامت و سرزنش مى کنند، اگر جبر است سرزنش چرا؟

3 ـ نیکوکاران را مدح و تمجید و ستایش مى نمایند.

4 ـ در تربیت و تعلیم فرزندان مى کوشند تا آنها سعادتمند شوند، و اگر همه مجبورند تعلیم چه مفهومى دارد؟

5 ـ براى بالا بردن سطح اخلاق جامعه، همه دانشمندان بدون استثنا تلاش دارند.

6 ـ انسان از خطاهاى خود توبه مى کند، با قبول اصل جبر توبه معنى ندارد.

7 ـ انسان بر کوتاهى هائى که کرده حسرت مى خورد، چرا؟

8 ـ در تمام دنیا، بدکاران و مجرمان را محاکمه مى کنند و آنها را تحت بازپرسى شدید قرار مى دهند، کارى که از اختیار بیرون است، بازپرسى و محاکمه ندارد.

9 ـ در همه دنیا و میان تمام اقوام اعم از خداپرستان و مادیین، براى مجرمان مجازات قائلند، مجازات بر کارى که مجبور بوده، چرا؟!

10 ـ حتى طرفداران مکتب جبر، هنگامى که کسى به منافع و حیثیت آنها تجاوز کند فریاد مى کشند و او را مقصر مى شمارند، و به دادگاه مى کشانند!

خلاصه، اگر راستى انسان از خود اختیارى ندارد، پشیمانى چه معنى دارد؟
ملامت و سرزنش براى چیست؟ آیا مى شود کسى را که دستش بى اختیار مرتعش و لرزان است ملامت کرد؟
چرا نیکوکاران را مدح و تشویق مى کنند، مگر از خود اختیارى داشته اند که با تشویق به کار نیک ادامه دهند؟
اصولاً، با پذیرش تأثیر تعلیم و تربیت، جبر مفهوم خود را از دست خواهد داد.
و از این گذشته، مسائل اخلاقى بدون قبول آزادى اراده ابداً مفهومى ندارد.
اگر ما در کارها مجبوریم، توبه یعنى چه؟ حسرت خوردن چرا؟ محاکمه شخص مجبور از ظالمانه ترین کارها است، و مجازات او از محاکمه اش بدتر.
همه اینها نشان مى دهد که: اصل آزادى اراده، فطرى همه انسان ها و موافق وجدان عمومى بشر است، نه تنها عوام، که همه خواص و همه فلاسفه در عمل چنین اند، و حتى جبرى ها در عمل اختیارى هستند: «أَلْجَبْرِیُّونَ إِخْتِیارِیُّونَ مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمُونَ»!
و جالب این که: قرآن مجید نیز کراراً روى همین مسأله تکیه کرده، که ذکر همه آنها طولانى مى شود که در این جا تنها به سه آیه زیر اکتفا مى کنیم:
1 ـ إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً: «ما راه را به انسان نشان دادیم خواه پذیرا شود و شکرگزار گردد یا مخالفت کند و کفران نماید».(1)

2 ـ و در آیه 29 سوره «کهف» مى فرماید: فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ: «هر کس مى خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمى خواهد راه کفر پیش گیرد» (ولى بدانند ما براى کافران آتش عظیمى فراهم ساخته ایم).

3 ـ و نیز در آیه 29 «دهر» مى خوانیم: إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِیلاً: «این تذکرى است، هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش انتخاب مى کند».(2)

منابع:
1- سوره دهر، آیه 3.
2- تفسیر نمونه، جلد 26، صفحه 77.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 11:53 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #4
RE: جبر و اختیار
آیا تقدیر الهى همان جبر است؟

ممکن است از آیه «ما هر چیزى را به اندازه آفریدیم» (إِنّا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر)(1)
و شبیه آن، این توهم، یا سوء استفاده پیش آید که، اگر همه چیز را خداوند روى اندازه و حسابى آفریده است، پس اعمال ما نیز مخلوق اوست، و بنابراین، از خود اختیارى نداریم.

ولى گرچه اعمال ما به تقدیر و مشیت الهى است و هرگز خارج از محدوده قدرت و اراده او نیست، ولى او مقدر ساخته که ما در اعمال خود مختار باشیم، و لذا براى ما تکلیف و مسئولیت قائل شده که، اگر ما در اعمال خود فاقد اراده و مجبور باشیم، این بر خلاف تقدیر الهى است.

اما در مقابل افراط «جبریون»، گروهى به تفریط و تندروى در حهت مقابل افتاده اند که آنها را «قدریون» و «مفوضه» مى نامند، آنها صریحا مى گویند: اعمال ما به دست ما است، و خدا را مطلقا به اعمال ما کارى نیست، و به این ترتیب قلمرو حکومت الهى را محدود ساخته و خود را مستقل پنداشته، و راه شرک را مى پویند.

حقیقت این است که، جمع میان این دو اصل (توحید افعال و عدل) نیاز به دقت و ظرافت خاصى دارد، اگر «توحید» را به این معنى تفسیر کنیم که: خالق همه چیز حتى اعمال ما خداست، به طورى که ما هیچ اختیارى نداریم، «عدل» خدا را انکار کرده ایم; چرا که گنهکاران را مجبور بر معاصى ساخته و سپس آنها را مجازات مى کند.

و اگر «عدل» را به این معنى تفسیر کنیم که: خدا هیچ دخالتى در اعمال ما ندارد، او را از حکومتش خارج ساخته ایم، و در دره «شرک» سقوط کرده ایم.

«امر بین الامرین» که ایمان خالص و صراط مستقیم و خط میانه است، این است که: معتقد باشیم ما مختاریم ولى مختار بودنمان نیز به اراده خدا است و هر لحظه بخواهد، مى تواند از ما سلب اختیار نماید، و این همان مکتب اهل بیت(علیهم السلام) است.

قابل توجه این که، روایات متعددى در مذمت از این دو گروه در کتب تفسیر اهل سنت و شیعه وارد شده است:

از جمله در حدیثى مى خوانیم که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود: صِنْفَانِ مِنْ أُمَّتِی لَیْسَ لَهُمْ فِى الإِسْلَامِ نَصِیبٌ: الْمُرْجِئَةُ وَ الْقَدَرِیَّةُ، أُنْزِلَتْ فِیْهِمْ آیَةٌ فِی کِتابِ اللّهِ، إِنَّ الْمُجْرِمِیْنَ فِی ضَلال وَ سُعُر...: «دو گروه از امتم هستند که سهمى در اسلام ندارند! جبرى ها، و قدرى ها و درباره اینها آیه إِنَّ الْمُجْرِمِیْنَ فِی ضَلال وَ سُعُر...: «گنهکاران در گمراهى و جنون و شعله هاى آتش اند...» نازل شده».

«مرجئه» از ماده «ارجاء» به معنى تأخیر انداختن است و این اصطلاحى است که در مورد «جبریون» به کار مى رود; چرا که آنها اوامر الهى را نادیده گرفته، و رو به سوى معصیت مى آورند، به گمان این که مجبورند، یا این که معتقدند مرتکبین گناهان کبیره، سرنوشتشان روشن نیست و آن را به قیامت مى اندازند.

و در حدیثى از «امام باقر»(علیه السلام) مى خوانیم: نُزِلَتْ هذِهِ فِى الْقَدْرِیَةِ: ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَإِنّا کُلَّ شَىْء خَلَقْناهُ بِقَدَر: «این آیات درباره «قدریه» نازل شده، در قیامت به آنها گفته مى شود: آتش دوزخ را بچشید، ما هر چیزى را روى حساب و اندازه آفریدیم» (اشاره به این که، منظور از اندازه و حساب این است که، براى هر گناهى، مجازات دقیقى معین ساخته ایم، و این یکى دیگر از تفسیرهاى آیه است، و یا این که، شما که منکر تقدیر الهى بودید و خود را قادر بر هر چیز مى پنداشتید و خدا را از قلمرو اعمال خود بیرون مى دیدید، اکنون قدرت خدا را ببینید، و بچشید عذاب انحراف خود را).(2)

منابع:
1. سوره قمر، آیه 49.
2. تفسیر نمونه، جلد 23، صفحه 93.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 11:56 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #5
RE: جبر و اختیار
راه حل روشنی برای مسئله جبر و اختیار

این مسأله، از قدیمى ترین مسائلى است که در میان دانشمندان مطرح بوده، گروهى طرفدار آزادى اراده انسان، و گروهى طرفدار جبر بوده اند، و هر کدام دلائلى براى اثبات مقصد خود ذکر کرده اند.
ولى، جالب این است که: هم «جبریین» و هم «طرفداران اختیار» در عمل، اصل اختیار و آزادى اراده را به رسمیت شناخته، و پذیرفته اند، یا به تعبیر دیگر: تمام این جر و بحث ها در دائره مباحث علمى بوده نه در مقام عمل، و این به خوبى نشان مى دهد: اصل، آزادى اراده و اختیار فطرى همه انسان ها است، و اگر پاى وسوسه هاى مختلف پیش نیاید، همه طرفدار اصل آزادى اراده اند.

این وجدان عمومى و فطرت همگانى که یکى از روشنترین دلائل اختیار است، به صورت هاى گوناگونى در زندگى انسان تجلى مى کند; زیرا اگر انسان خود را در اعمالش مجبور مى دانست، و اختیارى براى خود قائل نبود چرا:

1 ـ گاه، به خاطر اعمالى که انجام داده و یا به خاطر اعمالى که انجام نداده پشیمان مى شود، و تصمیم مى گیرد در آینده از تجربه گذشته استفاده کند، این حالت ندامت براى طرفداران عقیده جبر فراوان است، اگر اختیارى در کار نیست ندامت چرا؟!
2 ـ بدکاران را همه ملامت و سرزنش مى کنند، اگر جبر است سرزنش چرا؟
3 ـ نیکوکاران را مدح و تمجید و ستایش مى نمایند.
4 ـ در تربیت و تعلیم فرزندان مى کوشند تا آنها سعادتمند شوند، و اگر همه مجبورند تعلیم چه مفهومى دارد؟
5 ـ براى بالا بردن سطح اخلاق جامعه، همه دانشمندان بدون استثنا تلاش دارند.
6 ـ انسان از خطاهاى خود توبه مى کند، با قبول اصل جبر توبه معنى ندارد.
7 ـ انسان بر کوتاهى هائى که کرده حسرت مى خورد، چرا؟
8 ـ در تمام دنیا، بدکاران و مجرمان را محاکمه مى کنند و آنها را تحت بازپرسى شدید قرار مى دهند، کارى که از اختیار بیرون است، بازپرسى و محاکمه ندارد.
9 ـ در همه دنیا و میان تمام اقوام اعم از خداپرستان و مادیین، براى مجرمان مجازات قائلند، مجازات بر کارى که مجبور بوده، چرا؟!
10 ـ حتى طرفداران مکتب جبر، هنگامى که کسى به منافع و حیثیت آنها تجاوز کند فریاد مى کشند و او را مقصر مى شمارند، و به دادگاه مى کشانند!

خلاصه، اگر راستى انسان از خود اختیارى ندارد، پشیمانى چه معنى دارد؟
ملامت و سرزنش براى چیست؟ آیا مى شود کسى را که دستش بى اختیار مرتعش و لرزان است ملامت کرد؟
چرا نیکوکاران را مدح و تشویق مى کنند، مگر از خود اختیارى داشته اند که با تشویق به کار نیک ادامه دهند؟
اصولاً، با پذیرش تأثیر تعلیم و تربیت، جبر مفهوم خود را از دست خواهد داد.
و از این گذشته، مسائل اخلاقى بدون قبول آزادى اراده ابداً مفهومى ندارد.
اگر ما در کارها مجبوریم، توبه یعنى چه؟ حسرت خوردن چرا؟ محاکمه شخص مجبور از ظالمانه ترین کارها
است، و مجازات او از محاکمه اش بدتر.

همه اینها نشان مى دهد که: اصل آزادى اراده، فطرى همه انسان ها و موافق وجدان عمومى بشر است، نه تنها عوام، که همه خواص و همه فلاسفه در عمل چنین اند، و حتى جبرى ها در عمل اختیارى هستند: «أَلْجَبْرِیُّونَ إِخْتِیارِیُّونَ مِنْ حَیْثُ لایَعْلَمُونَ»!
و جالب این که: قرآن مجید نیز کراراً روى همین مسأله تکیه کرده، در آیه 39 سوره «نبأ» مى فرماید: فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً: «هر کس بخواهد مى تواند راهى را به سوى پروردگارش برگزیند».
در آیات دیگر نیز روى مشیت و اراده انسان بسیار تکیه کرده است، که ذکر همه آنها طولانى مى شود تنها به سه آیه زیر اکتفا مى کنیم:
1 ـ إِنّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمّا شاکِراً وَ إِمّا کَفُوراً: «ما راه را به انسان نشان دادیم خواه پذیرا شود و شکرگزار گردد یا مخالفت کند و کفران نماید».(1)

2 ـ و در آیه 29 سوره «کهف» مى فرماید: فَمَنْ شاءَ فَلْیُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْیَکْفُرْ: «هر کس مى خواهد ایمان بیاورد و هر کس نمى خواهد راه کفر پیش گیرد» (ولى بدانند ما براى کافران آتش عظیمى فراهم ساخته ایم).

3 ـ و نیز در آیه 29 «دهر» مى خوانیم: إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ سَبِیلاً: «این تذکرى است، هر کس بخواهد راهى به سوى پروردگارش انتخاب مى کند».

سخن درباره مسأله جبر و تفویض بسیار طولانى است، و در این زمینه کتاب ها یا مقاله ها نوشته شده، آنچه در بالا گفته شد تنها نگاهى به این مسأله از زاویه «قرآن» و «وجدان» بود، و این کلام را با یادآورى یک «نکته مهم» پایان مى دهیم:
طرفدارى گروهى از مسأله جبر، تنها به خاطر پاره اى از مشکلات فلسفى و استدلالى نبوده، بلکه، عوامل مهم روانى و اجتماعى دیگرى بدون شک در پیدایش و ادامه این عقیده دخالت داشته است.

بسیارى از افراد، عقیده به «جبر» یا «سرنوشت جبرى» یا «قضا و قدر» به معنى جبرى آن را که همه ریشه هاى مشترکى دارند، به خاطر فرار از زیر بار مسئولیت ها پذیرفته اند.
یا این عقیده را پوششى براى شکست ها و ناکامى هاى خود که بر اثر کوتاهى و سهل انگارى حاصل شده قرار داده اند.
و یا پوششى براى هوس هاى سرکش خویش که «مى خوردن ما را حق ز ازل مى دانسته و ما براى این مى، مى خوریم که علم خداوند جهل نشود»!
گاه، استعمارگران براى درهم کوبیدن مقاومت مردم، و خاموش کردن آتش قهر ملت ها، با توسل به این عقیده خود را بر همه تحمیل مى کردند که، سرنوشت شما از اول همین بوده و غیر تسلیم و رضا کو چاره اى؟!
با قبول این مکتب، اعمال همه جنایتکاران موجه مى شود، و گناه همه گنهکاران توجیه منطقى مى یابد، و فرقى میان مطیع و مجرم باقى نخواهد ماند.(2)


منابع:
1 ـ سوره دهر، آیه 3.
2.تفسیر نمونه، جلد 26، صفحه 77.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 11:59 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #6
RE: جبر و اختیار
آیا هدایت و ضلالت الهى به معناى جبر مى باشد؟

مسافرى آدرسى را در دست دارد، به شما مى رسد و سؤال مى کند، شما براى نشان دادن مقصد او دو راه در پیش دارید:
نخست این که همراه او بروید و نیکوکارى را به مرحله کمال و تمام برسانید و تا مقصد او را همراهى کنید سپس خداحافظى کرده برگردید.
دوم این که با اشاره دست، و دادن نشانه هاى مختلف او را به سوى مقصدش رهنمون شوید.

مسلماً در هر دو صورت شما او را «هدایت» به مقصود کرده اید، ولى میان این دو فرق است، دومى تنها «ارائه طریق» است، و اولى «ایصال به مطلوب» یعنى رساندن به مقصد. در قرآن مجید و در اخبار اسلامى هدایت به هر دو معنى آمده است.
از سوى دیگر گاه هدایت تنها جنبه «تشریعى» دارد یعنى از طریق قوانین و دستورات صورت مى گیرد و گاه جنبه «تکوینى» دارد یعنى از طریق دستگاه هاى آفرینش همانند هدایتِ نطفه به سوى یک انسان کامل، و این هر دو معنى نیز در قرآن و اخبار آمده، با روشن شدن اقسام هدایت (و طبعاً نقطه مقابل آنها، ضلالت) به اصل مطلب مى پردازیم.
در آیات بسیارى مى خوانیم که هدایت و ضلالت کار خداست; بدون شک «ارائه طریق» از سوى خدا صورت مى گیرد، چرا که او پیامبران را فرستاده و کتب آسمانى نازل کرده تا راه را به انسان ها نشان دهند.

امّا «رسانیدن به مقصد» به صورت اجبارى مسلماً با اصل آزادى اراده و اختیار سازگار نیست، ولى چون تمام نیروها را که براى رسیدن به مقصد لازم است خدا در اختیار ما مى گذارد و اوست که توفیقش را شامل حال ما در این راه مى گرداند این معنى از هدایت نیز به صورتى که گفته شد از سوى خدا است یعنى به صورت تهیه اسباب و مقدّمات و گذاردن آنها در اختیار بشر.
اکنون سؤال مهم این جاست که در بسیارى از آیات قرآن مى خوانیم: «خدا هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد» مانند:
(فیضل الله من یشاء و یهدى من یشاء و هو العزیز الحکیم);(1) «خداوند هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد، و او شکست ناپذیر و حکیم است».
بعضى بدون در نظر گرفتن آیات دیگر قرآن، و تفسیرى که آیات نسبت به یکدیگر دارند، فوراً با مشاهده چنین آیه اى زبان به اعتراض مى گشایند و مى گویند چگونه خداوند هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کسى را بخواهد گمراه مى سازد؟ پس ما در این وسط چه گناهى داریم؟!

نکته مهم این است که همیشه آیات قرآن را باید در ارتباط با یکدیگر در نظر گرفت تا به مفهوم حقیقى آن آشنا شویم، و ما در این جا چند نمونه از آیات دیگر هدایت و ضلالت را براى شما بازگو مى کنیم تا در کنار آیه بالا بچینید و خودتان نتیجه گیرى لازم را به عمل آورید:
در آیه 27، سوره ابراهیم مى خوانیم: (و یضل الله الظالمین); «خداوند ستمگران را گمراه مى سازد».

در آیه 34، سوره غافر مى خوانیم: (کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب); «اینچنین خداوند هر اسراف کار وسوسه گر را گمراه مى سازد».
و در آیه 69، سوره عنکبوت مى خوانیم: (و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا); «کسانى که در راه ما جهاد کنند آنها را به راه هاى روشن خویش رهبرى و هدایت مى کنیم».
چنان که ملاحظه مى کنیم مشیّت و اراده خدا بى حساب نیست، نه بى حساب توفیق هدایت به کسى مى دهد و نه بى حساب توفیقش را از کسى سلب مى کند.
آنها که در راه او جهاد کنند، به جنگ مشکلات بروند، با هواى نفس به مبارزه برخیزند، و در برابر دشمنان بیرونى مقاومت و سرسختى نشان دهند، خداوند وعده هدایت آنها را داده است و این عین عدالت است.

و امّا آنها که «ظلم و ستم» بنیاد کنند، و در طریق اسراف و شک و تردید و ایجاد وسوسه در دل ها، گام بگذارند، خدا توفیق هدایت را از آنها سلب مى کند، قلبشان بر اثر این اعمال، تاریک و ظلمانى مى گردد، و توفیق رسیدن به سرمنزل سعادت نصیبشان نخواهد شد. و این است معنى گمراه ساختن پروردگار که نتیجه اعمال ما را در اختیار ما مى گذارد و این نیز عین عدالت است. (دقّت کنید)(2)

منابع:
1. سوره ابراهیم، آیه 4.
2-پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان،ص 137.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 12:01 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #7
RE: جبر و اختیار
آیا هدایت و ضلالت الهى به معناى جبر مى باشد؟

مسافرى آدرسى را در دست دارد، به شما مى رسد و سؤال مى کند، شما براى نشان دادن مقصد او دو راه در پیش دارید:
نخست این که همراه او بروید و نیکوکارى را به مرحله کمال و تمام برسانید و تا مقصد او را همراهى کنید سپس خداحافظى کرده برگردید.
دوم این که با اشاره دست، و دادن نشانه هاى مختلف او را به سوى مقصدش رهنمون شوید.

مسلماً در هر دو صورت شما او را «هدایت» به مقصود کرده اید، ولى میان این دو فرق است، دومى تنها «ارائه طریق» است، و اولى «ایصال به مطلوب» یعنى رساندن به مقصد. در قرآن مجید و در اخبار اسلامى هدایت به هر دو معنى آمده است.
از سوى دیگر گاه هدایت تنها جنبه «تشریعى» دارد یعنى از طریق قوانین و دستورات صورت مى گیرد و گاه جنبه «تکوینى» دارد یعنى از طریق دستگاه هاى آفرینش همانند هدایتِ نطفه به سوى یک انسان کامل، و این هر دو معنى نیز در قرآن و اخبار آمده، با روشن شدن اقسام هدایت (و طبعاً نقطه مقابل آنها، ضلالت) به اصل مطلب مى پردازیم.
در آیات بسیارى مى خوانیم که هدایت و ضلالت کار خداست; بدون شک «ارائه طریق» از سوى خدا صورت مى گیرد، چرا که او پیامبران را فرستاده و کتب آسمانى نازل کرده تا راه را به انسان ها نشان دهند.

امّا «رسانیدن به مقصد» به صورت اجبارى مسلماً با اصل آزادى اراده و اختیار سازگار نیست، ولى چون تمام نیروها را که براى رسیدن به مقصد لازم است خدا در اختیار ما مى گذارد و اوست که توفیقش را شامل حال ما در این راه مى گرداند این معنى از هدایت نیز به صورتى که گفته شد از سوى خدا است یعنى به صورت تهیه اسباب و مقدّمات و گذاردن آنها در اختیار بشر.
اکنون سؤال مهم این جاست که در بسیارى از آیات قرآن مى خوانیم: «خدا هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد» مانند:
(فیضل الله من یشاء و یهدى من یشاء و هو العزیز الحکیم);(1) «خداوند هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد، و او شکست ناپذیر و حکیم است».
بعضى بدون در نظر گرفتن آیات دیگر قرآن، و تفسیرى که آیات نسبت به یکدیگر دارند، فوراً با مشاهده چنین آیه اى زبان به اعتراض مى گشایند و مى گویند چگونه خداوند هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کسى را بخواهد گمراه مى سازد؟ پس ما در این وسط چه گناهى داریم؟!

نکته مهم این است که همیشه آیات قرآن را باید در ارتباط با یکدیگر در نظر گرفت تا به مفهوم حقیقى آن آشنا شویم، و ما در این جا چند نمونه از آیات دیگر هدایت و ضلالت را براى شما بازگو مى کنیم تا در کنار آیه بالا بچینید و خودتان نتیجه گیرى لازم را به عمل آورید:
در آیه 27، سوره ابراهیم مى خوانیم: (و یضل الله الظالمین); «خداوند ستمگران را گمراه مى سازد».

در آیه 34، سوره غافر مى خوانیم: (کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب); «اینچنین خداوند هر اسراف کار وسوسه گر را گمراه مى سازد».
و در آیه 69، سوره عنکبوت مى خوانیم: (و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا); «کسانى که در راه ما جهاد کنند آنها را به راه هاى روشن خویش رهبرى و هدایت مى کنیم».
چنان که ملاحظه مى کنیم مشیّت و اراده خدا بى حساب نیست، نه بى حساب توفیق هدایت به کسى مى دهد و نه بى حساب توفیقش را از کسى سلب مى کند.
آنها که در راه او جهاد کنند، به جنگ مشکلات بروند، با هواى نفس به مبارزه برخیزند، و در برابر دشمنان بیرونى مقاومت و سرسختى نشان دهند، خداوند وعده هدایت آنها را داده است و این عین عدالت است.

و امّا آنها که «ظلم و ستم» بنیاد کنند، و در طریق اسراف و شک و تردید و ایجاد وسوسه در دل ها، گام بگذارند، خدا توفیق هدایت را از آنها سلب مى کند، قلبشان بر اثر این اعمال، تاریک و ظلمانى مى گردد، و توفیق رسیدن به سرمنزل سعادت نصیبشان نخواهد شد. و این است معنى گمراه ساختن پروردگار که نتیجه اعمال ما را در اختیار ما مى گذارد و این نیز عین عدالت است. (دقّت کنید)(2)

منابع:
1. سوره ابراهیم، آیه 4.
2-پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان،ص 137.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 12:01 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #8
RE: جبر و اختیار
آیا هدایت و ضلالت الهى به معناى جبر مى باشد؟

مسافرى آدرسى را در دست دارد، به شما مى رسد و سؤال مى کند، شما براى نشان دادن مقصد او دو راه در پیش دارید:
نخست این که همراه او بروید و نیکوکارى را به مرحله کمال و تمام برسانید و تا مقصد او را همراهى کنید سپس خداحافظى کرده برگردید.
دوم این که با اشاره دست، و دادن نشانه هاى مختلف او را به سوى مقصدش رهنمون شوید.

مسلماً در هر دو صورت شما او را «هدایت» به مقصود کرده اید، ولى میان این دو فرق است، دومى تنها «ارائه طریق» است، و اولى «ایصال به مطلوب» یعنى رساندن به مقصد. در قرآن مجید و در اخبار اسلامى هدایت به هر دو معنى آمده است.
از سوى دیگر گاه هدایت تنها جنبه «تشریعى» دارد یعنى از طریق قوانین و دستورات صورت مى گیرد و گاه جنبه «تکوینى» دارد یعنى از طریق دستگاه هاى آفرینش همانند هدایتِ نطفه به سوى یک انسان کامل، و این هر دو معنى نیز در قرآن و اخبار آمده، با روشن شدن اقسام هدایت (و طبعاً نقطه مقابل آنها، ضلالت) به اصل مطلب مى پردازیم.
در آیات بسیارى مى خوانیم که هدایت و ضلالت کار خداست; بدون شک «ارائه طریق» از سوى خدا صورت مى گیرد، چرا که او پیامبران را فرستاده و کتب آسمانى نازل کرده تا راه را به انسان ها نشان دهند.

امّا «رسانیدن به مقصد» به صورت اجبارى مسلماً با اصل آزادى اراده و اختیار سازگار نیست، ولى چون تمام نیروها را که براى رسیدن به مقصد لازم است خدا در اختیار ما مى گذارد و اوست که توفیقش را شامل حال ما در این راه مى گرداند این معنى از هدایت نیز به صورتى که گفته شد از سوى خدا است یعنى به صورت تهیه اسباب و مقدّمات و گذاردن آنها در اختیار بشر.
اکنون سؤال مهم این جاست که در بسیارى از آیات قرآن مى خوانیم: «خدا هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد» مانند:
(فیضل الله من یشاء و یهدى من یشاء و هو العزیز الحکیم);(1) «خداوند هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد، و او شکست ناپذیر و حکیم است».
بعضى بدون در نظر گرفتن آیات دیگر قرآن، و تفسیرى که آیات نسبت به یکدیگر دارند، فوراً با مشاهده چنین آیه اى زبان به اعتراض مى گشایند و مى گویند چگونه خداوند هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کسى را بخواهد گمراه مى سازد؟ پس ما در این وسط چه گناهى داریم؟!

نکته مهم این است که همیشه آیات قرآن را باید در ارتباط با یکدیگر در نظر گرفت تا به مفهوم حقیقى آن آشنا شویم، و ما در این جا چند نمونه از آیات دیگر هدایت و ضلالت را براى شما بازگو مى کنیم تا در کنار آیه بالا بچینید و خودتان نتیجه گیرى لازم را به عمل آورید:
در آیه 27، سوره ابراهیم مى خوانیم: (و یضل الله الظالمین); «خداوند ستمگران را گمراه مى سازد».

در آیه 34، سوره غافر مى خوانیم: (کذلک یضل الله من هو مسرف مرتاب); «اینچنین خداوند هر اسراف کار وسوسه گر را گمراه مى سازد».
و در آیه 69، سوره عنکبوت مى خوانیم: (و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا); «کسانى که در راه ما جهاد کنند آنها را به راه هاى روشن خویش رهبرى و هدایت مى کنیم».
چنان که ملاحظه مى کنیم مشیّت و اراده خدا بى حساب نیست، نه بى حساب توفیق هدایت به کسى مى دهد و نه بى حساب توفیقش را از کسى سلب مى کند.
آنها که در راه او جهاد کنند، به جنگ مشکلات بروند، با هواى نفس به مبارزه برخیزند، و در برابر دشمنان بیرونى مقاومت و سرسختى نشان دهند، خداوند وعده هدایت آنها را داده است و این عین عدالت است.

و امّا آنها که «ظلم و ستم» بنیاد کنند، و در طریق اسراف و شک و تردید و ایجاد وسوسه در دل ها، گام بگذارند، خدا توفیق هدایت را از آنها سلب مى کند، قلبشان بر اثر این اعمال، تاریک و ظلمانى مى گردد، و توفیق رسیدن به سرمنزل سعادت نصیبشان نخواهد شد. و این است معنى گمراه ساختن پروردگار که نتیجه اعمال ما را در اختیار ما مى گذارد و این نیز عین عدالت است. (دقّت کنید)(2)

منابع:
1. سوره ابراهیم، آیه 4.
2-پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان،ص 137.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
03-11-2010 12:01 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: