-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 25-05-2012, 02:54 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
نویسنده پیام
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #21
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
سلام
یکی از شبهات بسیار مضحکی که وهابیت و بعضاً اهل سنت به آن می پردازند بحث عقیم بودن امام حسن عسکری علیه سلام و در نتیجه ان عدم وجود مبارک حضرت ولی عصر علیه سلام است.در این پست می خواهیم بپردازیم به اعتراف اهل سنت بر ولادت امام زمان علیه سلام

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
21-01-2011 02:43 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #22
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
با مراجعه به كتاب‏هاى تاريخى و ديگر كتاب‏هاى اهل سنت پى مى‏ بريم كه عده بسيارى از آنها به ولادت حضرت مهدى عليه السلام اعتراف نموده ‏اند. اينك به اسامى برخى از آنان اشاره مى ‏كنيم:
1- علامه شمس الدين قاضى ابن خلكان شافعى (متوفاى 681 ه)
او مى ‏گويد: «ابوالقاسم محمّد بن حسن عسكرى فرزند على هادى فرزند محمّد جواد، دوازدهمين امام نزد شيعه دوازده امامى معروف به حجّت ... ولادت او در روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى اتفاق افتاد. هنگام وفات پدرش پنج سال داشت ...»(منبع:وفیات الاعیان/ج4/ص176)


2- علامه صلاح الدين خليل بن أيبك صفدى‏
«حجت منتظر محمّد بن حسن عسكرى فرزند على هادى، فرزند محمّد جواد، فرزند على رضا، فرزند موسى كاظم، فرزند جعفر صادق، فرزند محمّد باقر، فرزند زين العابدين، فرزند حسين بن على، فرزند على بن ابى طالب، حجت منتظر، دوازدهمين امام نزد شيعه اماميّه كه به اعتقاد آنها، او قائم مى ‏باشد و در سال 255 هجرى متولد شده است ...».(منبع:الوافی بالوفیات/ج2/ص336)

3- ابن اثير جزرى‏
وى در مورد حوادث سال 260 هجرى مى ‏گويد: «در آن سال ابو محمّد علوى عسكرى وفات يافت. او يكى از امامان دوازده گانه طبق مذهب اماميه است. فرزند او محمّد است كه اماميه در سرداب سامرا به انتظار او نشسته ‏اند ...». «منبع: الكامل فى التاريخ، ج 4، ص 454.»

4- علامه مير خواند
«ولادت امام مهدى كه هم نام رسول اكرم صلى الله عليه و آله و هم كنيه با او است در سامرا نيمه شعبان سال 255 اتفاق افتاد. عمر او هنگام وفات پدرش پنج سال بود.
خداوند متعال در آن سن به او حكمت داد؛ همان گونه كه در كودكى به حضرت يحيى عنايت فرمود و او را امام قرار داد و حضرت عيسى را نيز به مقام نبوت برگزيد ...». «منبع:روضة الصفا، ج 3، ص 59.»

5- على بن حسين مسعودى (متوفاى 346 ه)
«در سال 260 هجرى ابو محمّد حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام، در عصر خلافت معتمد عباسى رحلت نمود، در حالى كه 29 سال داشت. او پدر مهدى منتظر و امام دوازدهم اماميّه است ...». «منبع:مروج الذهب، ج 4، ص 112.»

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
21-01-2011 02:50 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
saghii آفلاین
عضو کوشا
***

ارسال‌ها: 203
تاریخ عضویت: May 2010
اعتبار: 1
ارسال: #23
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
در پست قبل توضیح داده شد که این شبهه اهل سنت و وهابیت از پایه بی اساس است ه می گویند امام حسن عسکری علیه سلام دارای فرزندی نبوده اند.در ادامه چند حدیث دیگر از منابع اهل سنت دال بر میلاد امام زمان علیه سلام را برایتان می آورم.

- ابوالفداء اسماعيل بن على شافعى (متوفاى 732 ه)
او در رخدادهاى تاريخ سال 254 ه مى ‏گويد: «حسن عسكرى پدر محمّد منتظر صاحب سرداب است. محمّد منتظر طبق رأى اماميه دوازدهمين امام است. از القاب او قائم، مهدى و حجت است ...» .. «1»
****
- علامه محمّد فريد وجدى‏
او مى ‏گويد: ابوالقاسم محمّد بن حسن عسكرى فرزند على هادى ... بنا بر اعتقاد اماميه، دوازدهمين امام از امامان و معروف به حجت است ... شيعه معتقد است كه او داخل سرداب پدرش شده و هنوز خارج نشده است ...». «2»
****
- سبط بن جوزى‏
وى در فصلى راجع به امام حجت حضرت مهدى عليه السلام مى ‏گويد: «محمّد بن حسن بن على بن محمد ... كنيه او ابوعبداللَّه و ابوالقاسم است و او جانشين و حجت، صاحب الزمان و قائم و منتظر است ...» .. «3»
****
- محمّد بن طلحه شافعى‏
او در شرح حال امام مهدى عليه السلام مى‏ گويد: «محمّد بن حسن خالص فرزند على فرزند محمّد ... در سامرا متولد شد ... كنيه ‏اش ابوالقاسم و لقبش حجّت، خلف صالح و بنا بر قولى منتظر است ...». «4»
****
- شمس الدين محمّد بن طولون حنفى (متوفاى 953 ه)
او در شرح حال امامان مى‏ گويد: «... دوازدهمين آنان، فرزندش محمّد بن حسن ابوالقاسم است ... ولادتش در روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هجرى اتفاق افتاد و هنگام وفات پدر، پنج سال داشت ...». «5»

****************
منابع:
( 1). المختصر فى اخبار البشر، معروف به تاريخ ابوالفداء، ج 1، ص 361.
( 2). دائرة المعارف، ج 6، ص 439.
( 3). تلبيس ابليس، ص 118.
( 4). مطالب السؤول فى مناقب آل الرسول، ج 2، ص 152 و 153، باب 12.
( 5). الشذرات الذهبيه، ص 117 و 118.

[تصویر:  8f6868c6e06546889274.gif]
21-01-2011 07:03 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #24
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
شبهه:در روايت آمده زماني كه امام زمان (عج)ظهور ميكند هر كسي كه ايمان نياورد را از دم تيغ شمشير ميگذراند. در اين صورت اين مطلب با "لاَ َّ إِكْرَاهَ فِي الدِّين" چگونه تفسير، تبيين و تعبير ميشود؟

مخالفان امام را مي توان به سه دسته تقسيم کرد:
1. مخالفان سياسي و مذهبي کهِ مسلماناند;
2. مخالفاني که اهل كتاباند;
3. مخالفاني که معاند ومستكبران اند.
اما دسته اول: با مروري بر روايات سيرة مهدي (عج) نشان ميدهد، در نظام آن حضرت، آزاديِ مذهب وجود دارد،
و مسلماني به جرم داشتن عقيدة مخالف، مجازات نميشوند، و مخالفان مذهبي، حق اظهار عقيده دارند.
ناگفته نماند، امام در همة مراحلِ دعوت و فعاليت، به تبيين اهداف و علل اقدامات خود ميپردازد، و نقطة ابهامي را براي مردم باقي نميگذارد. مخالفان سياسي و مذهبي، با استفاده از جوّ آرامي كه امام ايجاد ميكند، به بيان مواضع خود ميپردازند و جواب ميشنوند.(فروع كافي، كليني;، ج 8، ص 227، دارالتعارف، بيروت; بحارالانوار، مجلسي;، ج 52، ص 343 و ص 387، مؤسسه الوفأ / وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملي;، ج 11، ص 55، داراحيأ التراث الاسلامي.)
اما دسته دوم: از رواياتِ مستفيض استفاده ميشود كه، برخورد امام مهدي(عج) با اهل كتاب، بر اساس كتاب و سنت است; و هدف آن حضرت، احياي قوانين قرآن و روش پيامبر اكرم(ص)خواهد بود; و گرفتن جزيه، از مقررات اسلامي و بر اساس قرآن و سنت اعمال خواهد شد.
بنابراين، مقصود از آية "لِيُظْهِرَهُو عَلَي الدِّينِ كُلِّه;(توبه،33) تا آن را (دين اسلام را) بر هر چه دين است پيروز گرداند." وحدت دين نيست; بلكه حكومت جهاني واحد است.(ر.ك، ارشاد، شيخ مفيد;، ج 2، ص 383، مؤسسه آلالبيت / اعلام الوري، امين الاسلام طبرسي;، ص 445، دارالمعرفه، بيروت.)
و اما دسته سوم: بله، امام مهدي(عج) همة مستكبران، مفسدان، كافران را كه از دشمنان اصلي امام هستند، در آن روزگار، بعد از اتمام حجت، ريشه كن خواهد كرد; و به اين وسيله، هر گونه الحاد و شرك را نابود كرده، و همه بازدارنده هاي پيشرفت اسلام را از ميان خواهد برد، و تمام مردم جهان سر بر فرمان دستورهاي وليعصر امام مهدي خواهند برد. و شايد رواياتي كه ميفرمايند آن حضرت همة دشمنان خود را از دم تيغ ميگذراند اين گروه از افراد باشند.
با توجه به تفصيل فوق، اولاً: آية شريفة "لاَ َّ إِكْرَاهَ فِي الدِّين" با آن چه در مطالب بالا گذشت تنافي ندارد. شدت عمل امام با دسته سوم و با ناصبيها و معاندين امري عقلاني، شرعي و مطابق با همة قوانين اجتماعي، انساني و بين المللي است. بديهي است، كساني كه با برقراري قسط و عدل و برپائي مدينة فاضلة حضرت مهدي كه در سطح جهان بپا خواهد كرد به ستيز برخيزند، آن حضرت آنها را از دم تيغ خواهد گذراند. تا بالاخره بشر شيريني زندگي خوش توأم با صفا، صميميت، برابري، مساوات و... و بدور از هر گونه بي عدالتي، ظلم، فساد، هوي و هوس و... همراه با معارف بلند اسلام و احكام و دستورات الهي را براي اولين بار تجربه كنند.
ثانياً: مفهوم "لاَ َّ إِكْرَاهَ فِي الدِّين" اين است كه، هيچ كس توانايي عوض كردن اعتقاد قلبي افراد را ندارد; زيرا، اكراه تنها در اعمال ظاهري و افعال و حركات بدني و مادي تأثير ميكند; و اما اعتقادات قلبي، علل و اسباب آنها، از سنخ اعتقاد و ادراك است، و محال است كه نتيجة جهل، علم باشد; يا اين كه مقدمات غير علمي موجب تصديق علمي گردد.( براي آگاهي بيشتر رجوع كنيد به آيات: اعراف، 65و73و85; هود، 14و50و61و84; انبيأ، 25و87و108 / ر.ك: تفسير نمونه، آيت الله مكارم شيرازي و ديگران، ج 9، ص 129 و ج 12، ص 73 و ج 13، ص 386 و ج 27، ص 445، دارالكتب الاسلامية / تفسير الميزان، علامه طباطبائي;، ج 11، ص 277، اسماعيليان و فرهنگي علامه;. )

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
19-02-2011 09:13 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #25
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
بررسی روایات کشتار هنگام ظهور امام زمان علیه سلام
مقدمه

انتظار منجی و مصلح جهانی جزو عقاید و باورهای بیشتر ادیان، بلکه آرزوی تمام بشر در طول تاریخ بوده است. پیروان ادیان آسمانی اسلام، مسیحیت و یهود در این عقیده مشترک اند که سرانجام، جهان به دست مصلحی دادگر اداره خواهد شد و به تعبیر قرآن کریم جهان از آن صالحان خواهد بود.

اعتقاد به مهدویت و آمدن شخصیتی بزرگ از نسل حضرت رسول (ص) در آخر الزمان برای برپا کردن حکومت اسلامی که در سایه آن قسط و عدل گسترش یابد و بشریت از یوغ ظلم و جور رها گردد، از باورهای قطعی و مسلم تمام مذاهب اسلامی است. مسئله ای که هزاران روایت پیرامون آن وارد شده و آن را تثبیت و تأیید نموده است، به گونه ای جای شک و تردید را برای هیچ انسان طالب حقیقت باقی نمی گذارد.

نشانه های باور به اندیشه مهدویت اندکی پس از رحلت پیامبر (ص) و در دوره ائمه اطهار به شکل جدی در میان شیعیان با مطرح شدن افرادی به عنوان مهدی دنبال گردید. با مطالعه و بررسی تاریخ نهضت های اولیه شیعیان؛ مانند کیسانیه و زیدیه ظهور و بروز این اندیشه را در این دوره به وضوح مشاهده می نماییم. برخی شیعیان همواره در طول حیات سیاسی مذهبی خویش به کسانی به عنوان مهدی منتظر گرایش پیدا نموده اند. گاه محمد بن حنفیه و فرزند او ابوهاشم را مهدی دانسته، گاه زید بن علی و گاه محمد نفس زکیه را به این عنوان شناخته اند، البته مهدی پنداشتن برخی افراد منحصر به این دوره نبوده و همچنان تا عصر حاضر ادامه دارد. شاید عدم شناخت دقیق صفات مهدی موعود و زمان ظهور، عدم فهم دقیق روایات و نیز وجود روایات ضعیف و تأیید نشده در برخی مجموعه های روایی شیعه و اهل تسنن، سبب این گرایش ها باشد.

بسیاری از روایت های اسلامی در باب های مختلف معارف و احکام، قطعی الصدور نیستند، و به سبب بسیاری از عوامل و شرایط تاریخی، سیاسی و اجتماعی دست خوش پاره ای از آسیب ها، اعم از جعل، وضع، تصحیف، اضافه، نقیصه و تعارض شده اند. لذا وجود روایات و احادیث در مجموعه روایی شیعه دلیل بر اتقان و صحت همه آنها نمی باشد. این مجموعه ها به هدف جمع آوری سخنان و میراث مکتوب اهل بیت (ع) تدوین شده که البته در مسیر این گردآوری ممکن است روایات ضعیف مخدوش و یا موضوع نیز در آنها راه یافته باشد، علمای شیعه برای حل این مشکل روش هایی را فراروی محقّقان قرار داده اند که همانا بهره گیری از دانش حدیث شناسی اعم از رجال، درایه و فقه الحدیث است. محقق و یا عالم دین با استعانت از این دانش می تواند احادیث سره از ناسره را تمییز و تشخیص داده و مبنای عمل و اعتقاد خود قرار دهد. این مسئله یعنی بررسی و شناخت احادیث و روایات در تمام حوزه های موضوعات دینی اعم از فقهی، اخلاقی و اعتقادی جاری است.

احادیث مربوط به امام مهدی (ع) نیز از این قاعده کلی مستثنا نیستند. لذا در برخورد با روایات مربوط به ظهور می بایست از این روش اصولی پیروی کرد و یا از اهل فن، معنا و مفهوم روایات و صحت و سقم آنها را جویا شد.

برای روشن تر شدن بحث پیرامون روایات مربوط به مهدی منتظر (ع) ابتدا به تبیین بخشی از این روایات مطرح شده در پرسش در قالب بررسی سند روایات می پردازیم، سپس در حد امکان توضیحاتی راجع به متن روایات یاد شده خواهیم داد.

کشتارهای هنگام ظهور:

اخباری که در آنها کشتار در حجم وسیعی مطرح شده است بر دو قسم است:

الف. قسمتی از این اخبار و روایات به فتنه های پیش از ظهور اختصاص دارد. این اخبار عمدتا ناظر بر اوضاع نابسامان جهان قبل ظهور قائم(ع)است. آنچه از مجموع این روایات به دست می آید، این است که شمار زیادی از انسان ها به سبب جنگ و درگیری که عمدتا میان دنیا طلبان رخ می دهد، یا شیوع بیماری های مرگبار که ظاهرا بر اثر این جنگ ها و یا فقر و فساد است، جان خود را از دست می دهند.

ب. دسته دیگری از روایات به زمان ظهور قائم (ع) مربوط می شود که این نوع روایات نیز بر دو گونه اند:

1. روایاتی که از طریق عامه نقل شده است که بیشتر آنها مشکل سندی دارد، به طوری که بعضی از آنها مرسل و برخی نیز از افرادی مانند کعب الاحبار که در زمان پیامبر (ص) مسلمان نبوده و مورد اعتماد نیستند نقل شده است. عمده این روایات از اسرائیلیات است که با غرض های مختلفی وارد کتب روایی شده اند.[1] عالمی از اهل سنت مانند ابن کثیر راجع به روایات کعب الاحبار می گوید: نوشته های وی از اسرائیلیات است که بیشتر آنها تحریف شده است و ما را نیازی به آن نیست.[2]

2. روایاتی که از طریق اهل بیت نقل شده و در کتاب های شیعه ذکر شده است، نیز بر دو گونه است. برخی صحیح و برخی دیگر از جهت سند یا متن دارای اشکال است و یا با روایاتی دیگر در تعارض می باشد. اکنون برای روشن شدن بحث به بررسی تعدادی از این روایات که در متن سئوال مطرح شده، می پردازیم.

الف. در کتاب غیبه نعمانی ص 234 به روایتی برمی خوریم که علامه مجلسی آن را در کتاب بحار الانوار،[3] نقل کرده است. در این روایت که ابی حمزه ثمالی آن را از امام باقر (ع) نقل می کند، آمده است: کار مهدی جز کشتن چیز دیگری نیست، و از هیچ کس توبه نمی خواهد.

در سند این روایت علاوه بر احمد بن محمد بن سعید که زیدی جارودی است، حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی ذکر شده است که به نقل کشی از محمد بن مسعود، از علی بن حسن بن فضال، او کذاب و ملعون است و دیگران او را لعن و طرد کرده اند. ضمنا یوسف بن کلیب نیز مجهول است.[4]

ب. روایت دیگر که در ج 52، ص 353، بحار الانوار آمده و مضمون آن مأمور بودن امام زمان (ع) به کشتن است، نیز به دلیل وجود محمد بن علی کوفی که به ابو سمینه معروف است ضعیف است. جامع الرواة در مورد او چنین می گوید: علامه در خلاصه و نجاشی او را ضعیف و فاسد العقیده توصیف نموده اند. نیز نجاشی گفته است که قمی ها به جهت همین ضعف ها و شهرت او به غلو، وی را از قم اخراج نمودند.[5]

ج. روایت ابی الجارود از امام باقر (ع) که در ج 52، ص 291 بحار الانوار آمده، یکی دیگر از این مجموعه روایات مورد بحث می باشد. در این روایت آمده است که امام (عج) آن قدر از مردم می کشد که جز دین محمد باقی نمی ماند.

کشی در مورد ابی الجارود که نام وی زیاد بن منذر است می گوید: وی مذموم است و در مذموم بودن او شکی نیست و نام سرحوب که اسم یکی از شیطان ها است بر او نهاده شده است.[6]

د. روایت بشیر نبال از امام باقر (ع) که می فرماید: همچون قصاب که گوسفند را می کشد آنان را می کشد، از دیگر روایات مربوط به کشتار است که در ج 52، ص 357 بحار الانوار آمده، البته این روایت راجع به کشتن مرجئه است و به جهت وجود علی بن حسن تیملی که مجهول است و همچنین موسی بن بکر و بشیر النبال که توثیق نشده اند ضعیف می باشد.[7]

هـ. کشتن زخمی ها و فراریان از جمله روایاتی است که در ج 52، ص 353 بحار الانوار نقل شده است. این روایت به دلیل وجود محمد بن علی کوفی در سلسله سند آن ضعیف شمرده شده است. ضمن این که روایت معارض آن نیز نقل شده است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

و. در ج 52، ص 313 بحار الانوار روایتی نقل شده است که مهدی (ع) نوادگان کسانی که امام حسین (ع) را کشته اند و به عمل آنها راضی بودند را خواهد کشت. سند این روایت منقطع است. افرادی در زنجیره این روایت بوده اند که معلوم نیست چه کسانی هستند.[8]

ی. روایت دیگری حاکی از فرار تعدادی از بنی امیه به روم و...، سرانجام کشتن مردان و شکافتن شکم زنان است که در ج 52، ص 389 بحار الانوار عنوان شده است. این روایت علاوه بر ضعف سند از متنی کاملا مضطرب برخوردار است.[9]

ص. در کتاب خصال ج2، صفحه 579 که بحار الانوار از آن نقل نموده، سخن از عدم پذیرش جزیه به میان آمده است که به نظر طبرسی خبر غیر مقطوع است.[10]

عدم اعتماد به این روایات تنها به اشکال سندی آنها بر نمی گردد؛ چرا که هرگز ضعف حدیث به معنای طرد آن نیست و ضعیف بودن سند یک حدیث به تنهایی نمی تواند دلیل بر رد آن باشد. احادیث ضعیف زیادی چه در فقه و چه در غیر فقه مورد استفاده قرار گرفته و علما بدانها تمسک جسته اند، در حالی که از سند قابل قبولی برخوردار نبوده اند، ولی شواهد و قرائن دیگر به کمک آن احادیث آمده، و به گونه ای آنها را قابل استناد نموده است. شهید ثانی در این مورد می نویسد: برخی عمل کردن به خبر واحد را اجازه داده اند که اینان گروه زیادی هستند، البته با این شرط که خبر ضعیف با شهرت روایی تقویت شده باشد.[11]

با توجه به مقدمه ای که گفته شد لازم است بدانیم متن برخی از روایات یاد شده با روایات دیگر در تعارض است و به همین علت تمسک به این روایات دشوار به نظر می آید. برای روشن شدن مطالب مطرح شده در این روایات اعم از اکراه به پذیرش اسلام، مأموریت برای کشتن، کشتن زخمیان و فراریان، مجازات نوادگان قاتلان امام حسین، عدم قبول جزیه، شکافتن شکم زنان، و ... به چند نکته اشاره می نماییم.

1. علاوه بر این که مضمون روایات یاد شده در مورد کشتار و به کار بردن زور در دعوت به اسلام با آیاتی از قرآن مانند: "لا اکراه فی الدین"،[12] منافات دارد با روایاتی مانند روایت جابر از امام باقر(ع) نیز در تعارض است. امام در فرازی می فرمایند که مهدی حکم می کند بین اهل تورات با تورات، و بین اهل انجیل با انجیل و بین اهل زبور با زبور، و بین اهل قرآن با قرآن.[13] بنابر این، روایت یاد شده بیان کننده عدم اکراه مردم به پذیرش اسلام و آزادی سایر ادیان در سایه حکومت مهدی منتظر است.

البته راجع به مسئلۀ اکراه دو نظریه وجود دارد. یک دیدگاه معتقد است که مصلحت و منفعت جامعه بشری در یک سان سازی ادیان با ابزارهای مختلف است. و از آن جا که خداوند انسان ها را بر اسلام سرشته است،[14] بسیاری از انسان های پاک نهاد که عداوت و عنادی ندارند به اسلام می گروند. اما اقلیت باقی مانده، معاند و در حال نبرد با حق و حقیقت به شمار می آیند و برداشتن آنان از سر راه کمال و تعالی جامعه جهانی با تکیه بر قوه قهریه امری مجاز و مشروع خواهد بود.

دیدگاه دیگری طرفدار آزادی و اختیار عقیدتی در عصر ظهور است. این دیدگاه با تکیه بر آیات و روایات بر مختار بودن انسان در همه اعمال از جمله اعتقاد و جهان بینی دلایلی می آورد. علاوه بر این، اصولاً اعتقاد را که امری قلبی و پذیرشی درونی است اکراه پذیر نمی داند و در صورت وقوع نیز آن را فاقد ارزش می داند.[15]

در مورد دیدگاه نخست که قائل به اکراه است، چند نکتۀ قابل تأمل وجود دارد که به اختصار به آنها اشاره می کنیم.

اول: اگر خداوند رضایت دارد که مردمان در عصر ظهور از راه اکراه به کمال برسند. این کار از طریق معجزه و بدون خون ریزی و برپایی جنگ ها و دادن تلفات نیز ممکن می نمود، حال این که خداوند نخواسته است با آوردن معجزات دهشت بار به یک باره تمام کافران را مجاب گرداند تا از سر ترس اسلام بیاورند. قرآن کریم در این باره می فرماید: "و اگر پروردگار تو می خواست هرکه در زمین است همه یک سره ایمان می آوردند. پس آیا تو مردم را ناگزیر می کنی که ایمان بیاورند.[16]

دوم: اگر اکراه عقیدتی صحیح و مجاز بود؛ چرا پیامبر اکرم (ص) یهودیان و مسیحیان مدینه را به پذیرش اسلام مجبور نساخت، در حالی که در اوج اقتدار سیاسی و نظامی بود. پیامبر اکرم نه تنها یهودیان و مسیحیان را مجبور به پذیرش اسلام نکرد، حتی مشرکان مکه را بعد از فتح آن به اسلام ملزم ننمود.[17]

بنابر این، در صورت پذیرش روایات قتل غیر مسلمانان، باید آنها را حمل بر کشتن قشر خاصی از غیر مسلمانان دانست که به جای پیروی از حکومت مهدی (ع) و پرداخت جزیه –که در ادامه توضیح آن خواهد آمد- به دشمنی، عناد، ایستادگی رو می آورند و وارد عرصه جنگ و خشونت می گردند.

2. به تصریح قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) رحمة للعالمین بوده است، چگونه ممکن است آخرین خلیفه و جانشین او به جای رحمت برای جهانیان نقمت و سبب رنج و محنت گردد؟ روایات فراوانی وجود دارد که راجع به خلق و خوی صفات و سیره عملی حضرت سخن گفته و او را از این جهات مانند پیامبر اکرم (ص) دانسته که با روایات مذکور مخالفت دارد.[18] امام رضا (ع) در توصیف شخصیت امام عصر (عج) می فرماید: "او عالم ترین، شکیباترین، باتقواترین، سخاوت مندترین، شجاع ترین و عابدترین مردمان است".[19]

از آن جمله روایاتی است که به رفتار امام زمان (ع) بر اساس سنت پیامبر و بسط قسط و عدل[20] اشاره دارد، به گونه ای که تمام انسان ها و سایر موجودات در سایه حکومت او در امان آسایش و متنعم خواهند بود.[21] بنابر این نهضت حضرت مهدی را باید امتداد و استمرار حرکت پیامبر دانست که بر اساس سنت و سیره او بنا نهاده شده است، نه مأموریت برای کشتن و نابودی انسان ها، بلکه ماموریت برای حیات بخشیدن به آنان که در قالب دعوت به دین حق و بسط عدالت است. همچنین دولت حضرت مهدی بر محور کرامت و لحاظ عالی ترین حد کرامت های الاهی و انسانی حرکت نموده و تبلور می یابد. در همین زمینه پیامبر می فرماید: "سیرت و سنت او سیرت و سنت من است".[22] او مانند سایر امامان مظهر کرامت، انس و شفقت است. امام رضا (ع) در توصیف امامان (که شامل امام دوازدهم نیز می شود) می فرماید: "امام، آن همدم و همراه و آن پدر مهربان و برادر مهربان بوده و همانند مادر دلسوز به فرزند خردسال و پناهگاه بندگان در واقعه هولناک است".[23]

3. سیره پیامبر اکرم (ص)- که به اعتقاد شیعه امام زمان نیز بر همان سیره رفتار خواهد نمود - عدم تعرض به مجروحان و فراریان در جنگ است. از برخی روایات استفاده می شود که حضرت مهدی نیز بر این روش رفتار می نماید. از امام صادق (ع) نقل شده است که در جنگ امام مهدی با سفیانی پس از شکست سپاه دشمن امام دستور می دهند که هیچ فراری را تعقیب نکرده و هیچ مجروحی را نکشند.[24]

4. در مورد مجازات و کشتن نوادگان قاتلان امام حسین(ع) که به فعل پدران خود رضایت دارند، باید گفت که در حال حاضر حکم مجازات راضی به قتل که هیچ نقشی عملی در قتل نداشته است قصاص نمی باشد. آری رضایت داشتن به قتل حکایت از خبث باطن دارد و در صورت اثبات چنین رضایتی، مجازات او نیز مخالف عدالت نخواهد بود و معاف بودن آنان از مجازات تنها به خاطر رحمت الاهی در مقطعی خاص می باشد.

لکن این مسئله كه شايد در هيچ يک از مكاتب جهان نظير و مانند نداشته باشد بر اساس يك واقعيت مهم اجتماعى استوار است و آن اين كه كسانى كه در طرز فكر با ديگرى شبيه اند هر چند در برنامه معينى كه او انجام داده شركت نداشته باشند، اما به طور قطع وارد برنامه‏هاى مشابه آن در محيط و زمان خود خواهند شد؛ زيرا اعمال انسان هميشه پرتوى از افكار او است و ممكن نيست انسان به مكتبى پاى بند باشد و در عمل او آشكار نشود.[25] در این صورت مجازات کسانی که از شهادت امام حسین ابراز رضایت دارند غیر منتظرانه نخواهد بود. ضمن این که قرآن نمونه روشنی راجع به این مطلب برای ما ارائه می نماید و آن جریان کشتن ناقه صالح است که در واقع به دست یک فرد انجام پذیرفت، لکن خداوند سایرین را به خاطر رضایت، سکوت و تشویق به این امر، مجازات نمود.[26]

5. در مورد مسئلۀ جزیه و نحوه رفتار با اهل کتاب در زمان ظهور با توجه به نصوص با دو نوع رویکرد روبرو هستیم. بنابر یک نظریه بردباری مذهبی در مسئله ظهور منتفی است، بدین معنا که حضرت حجت پس از ظهور، نخست انسان های غیر مسلمان از جمله اهل کتاب را به آیین مقدس اسلام دعوت می نماید. در صورت پذیرش، با آنان مانند دیگر مسلمانان رفتار خواهد کرد، ولی با کسانی که اسلام نپذیرند، خواهد جنگید و بحث جزیه نیز مطرح نمی باشد. بر اساس این دیدگاه از سیرۀ حضرت هیچ کس بر روی زمین نخواهد ماند، مگر این که مسلمان شده باشد.[27] دلایل این رویکرد بعضی از روایات است از جمله: اصحاب مهدی بر پیروان هر دینی وارد شوند آنان را به خدا، اسلام، و حضرت محمد (ص) دعوت کنند و کسانی را که اسلام نمی آورند به قتل می رساند.[28]

نظریه دیگر که در برابر نظریه پیشین مطرح است قائل به سه گونه رفتار با اهل کتاب است، بر اساس این دیدگاه امام زمان علاوه بر دو گزینه پیشین یعنی اسلام آوردن یا قتل، گزینه سومی را فراروی اهل کتاب قرار خواهد داد و آن باقی ماندن اهل کتاب بر آیین خویش به شرط پرداخت جزیه می باشد. این نظریه برپایه ادله ای از قرآن و سنت نظری و عملی پیامبر اسلام(ص) و سیره حضرت علی (ع) استوار است.[29] البته برخی از روایات مهدویت نیز بر این نظریه تصریح دارد.[30]

از جمله دلایلی که به بردباری مذهبی با اهل کتاب اشاره دارد، آیاتی از قرآن مجید است که به حیات اهل کتاب تا قیامت اشاره دارد[31] که قاعدتا شامل عصر ظهور هم می شود. همچنین روایات عامی که سیره حضرت حجت را عین سنت پیامبر اعظم (ص) می دانند و او را عامل و احیاگر قرآن وصف می کنند که لازمه آن عمل به اصل جزیه و بردباری با اهل کتاب است.[32]

دلیل دیگر جاودانگی شریعت اسلام است؛ یعنی احکام و آموزه های اسلام ثابت و ماندگار است؛ چون آیین اسلام جهانی و جاوید می باشد. مگر دلیلی بر نسخ و تغییر آن بیابیم. با توجه به این اصل رفتار مسالمت آمیز حکومت اسلامی با اهل کتاب در دریافت جزیه حکم قرآنی به شمار می آید. پیامبر اسلام (ص)، امام علی (ع) بدان عمل کرده اند. اصل جاودانگی اسلام نیز شامل حکم جزیه و رفتار مسالمت آمیز با اهل کتاب در عصر ظهور می گردد.[33]

6. از اموری که در اسلام بسیار به آن توصیه شده، رعایت حقوق غیر نظامیان در جنگ است. قرآن کریم می فرماید: "در راه خدا با کسانی که با شما می جنگند نبرد کنید و از حد تجاوز نکنید که خداوند تجاوز کنندگان را دوست ندارد.[34] قرآن کریم دستور مبارزه با کسانی را جایز شمرده است که دست به اسلحه برده و با مسلمانان وارد کارزار شده اند. در این آیه علاوه بر هدف جنگ و مشمولان جنگ، حدود جنگ نیز مشخص شده است. جنگ در اسلام برای خدا صورت می گیرد، بنابر این نباید هیچ تعدی و تجاوزی در آن صورت گیرد. اسلام در این زمینه به رعایت اصول اخلاقی و عدم تعرض به زنان پیرمردان و کودکان توصیه نموده است.[35]

پیامبر اکرم (ص) بارها هنگام اعزام سپاهیان به جنگ آنان را از کشتن زنان و کودکان و سال خوردگان منع می نمود.[36] همچنین حضرت علی (ع) در توصیه به سپاه خود می فرمایند: "زخمی ها را نکشید و زنان را آزار ندهید هر چند آبروی شما را بریزند...".[37] منع از کشتن زنان و کودکان چنان اهمیت دارد که در کتاب های روایی و فقهی مباحثی به عنوان عدم جواز کشتن زنان و... مطرح شده است. در این زمینه امام صادق (ع) می فرماید: "پیامبر اکرم (ص) از کشتن زنان در دار الحرب نهی نموده است، مگر این که به مقابله برخیزند، در این حال نیز تا می توان باید از کشتن آنان پرهیز نمود".[38] با توجه به نکاتی که گفته شد، قرآن از زیاده روی و سنت نیز از تعرض به زنان و کشتن آنان گرچه در دار الحرب باشند نهی نموده اند. قطعا امام زمان که عامل به قرآن و سنت پیامبر است بر همین روش خواهد بود.

7. اما نکته مهم در بحث این است که تصور برپایی حکومت عدل امام مهدی بدون جنگ و درگیری و خونریزی غیر واقعی به نظر می آید. مطالعه تاریخ بشر به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که موانع رشد و تکامل انسان جز با قدرت بر طرف نمی گردد. تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرات ژرف و گسترده ای دارد، لکن این تعالیم در برخی از افراد سلطه طلب، دنیا پرست و استثمارگر که منابع اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه را در دست دارند تاثیر گذار نبوده و یا حداقل تحول آفرین و دگرگون ساز نیست.

بنابر این برای پیشرفت و رشد و کمال و تعالی بشر می بایست این موانع به گونۀ دیگر برطرف شود. در این صورت است که جنگ به عنوان یک ضرورت نه یک اصل و قاعده برای دست یابی به هدف های انسانی مطرح می شود. اسلام نیز مانند سایر ادیان آسمانی دیگر جنگ و جهاد را که یکی از پیامدهای آن از دست رفتن جان برخی انسان ها است به عنوان وسیله ای برای تحقق توحید و عدل و نه به عنوان هدف و آرمان پذیرفته است. قرآن کریم در این زمینه می فرماید: "با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد و همه دین برای خدا گردد".[39]

همان گونه که گفته شد روش امام عمل به سیره پیامبر اکرم (ص) است و فلسفه ظهور و نهضت امام اقامه قسط و عدل می باشد. ابزار عدالت در قرآن کریم به شکلی کاملا روشن بیان شده است. خداوند متعال در آیه 25 سوره حدید از این ابزار سخن می گوید: حربه اولیه تمام پیامبران برای ایجاد قسط و عدل را کار فرهنگی ،یعنی روشنگری به شمار آورده و می فرماید: ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم. آن گاه با توجه به قانون عدل، ازکتاب و میزان سخن به میان می آورد: و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.و در مرحله سوم به قدرت سلاح و نیروی نظامی اشاره کرده می فرماید: و آهن را نازل كرديم كه در آن نيروى شديد و منافعى براى مردم است [40].

با توضیحی که داده شد روشن می شود یکی از ابزارهای مورد تایید قرآن که پیامبران از آن بهره گرفته اند کاربرد قدرت است که قاعدتا امام زمان(ع) نیز از این ابزار در پیشبرد اهداف و برطرف کردن موانع استفاده خواهد کرد.

8. سخن دیگر این است که در انقلاب مهدی جنگ و کشتارهای کور کورانه بی علت و بی هدف نیست، بلکه وقتی سخن از کشتن به میان می آید گاهی مراد از آن اجرای حدود الاهی است که در قرآن بدان تصریح شده است؛ مانند برخورد با کسانی که در مقابل خدا و رسول او صف آرایی نموده و تلاش می نمایند تا بر روی زمین فساد و تباهی نمایند. خداوند دستور برخورد قاطع با این دسته که مصالح جامعه را به خطر می اندازند داده است و جزای آنان را کشته شدن، بریدن دست و پا و یا تبعید دانسته است.[41]

همچنین از جمله کسانی که مستحق عقوبت و کشته شدن هستند و برخی روایات متعرض حال آنان شده اند افرادی می باشند که از دین اسلام برگشته و اصطلاحا مرتد شده و به دشمنان پناهنده می شوند.[42] طبق قوانین دین اسلام مجازات این دسته که به اسلام پشت کرده و اصطلاحا مرتد گردیده به یاری دشمنان اسلام می پیوندند کشته شدن خواهد بود.

در پایان تذکر این نکته لازم است که قرار دادن شمشیر و استفاده از قوه قهریه به عنوان ملاک حاکم خلاف ضرورت دین است. سیره پیامبر نیز خلاف این رویه بوده، لکن رفع موانع موجود در مسیر تبلیغ دین و ایجاد حکومت عدل ضروری است که طبیعتا همراه با جنگ و کشتار نیز خواهد بود و این امر مورد تایید عقل و شرع است. اما چهره سازی مخدوش از امام زمان(ع) و منحصر کردن دعوت وی به ابزارهایی چون جنگ، کشتار و اکراه برای تسلط بر جهان با استناد به روایات آحاد و ضعیف و نادیده انگاشتن سایر روایات معارض که به جنبه های دیگر از صفات و سیره حضرت پرداخته است، کاستن از جایگاه واقعی امام زمان (ع) است و همچنین قرار دادن وی در ردیف فاتحانی است که توانستند با تکیه بر زور و قدرت بر قسمتی از جهان دست یابند، ولی در تسلط بر قلوب انسان ها عاجز ماندند. اصرار بر طرح بیش از اندازه مسئله جنگ و کشتار به عناوین مختلف و نادیده انگاشتن سایر توانایی ها و ابزارهایی که امام از آنها در مسیر دعوت انسان ها به حق و عدالت بهره می گیرد، ظلمی بسیار فاحش به ساحت مقدس امام زمان (ع) و عاجز قلمداد نمودن وی در جذب و همراه کردن انسان ها در نهضت اصلاحی و برپایی دولت کریمه مبتنی بر قسط و عدل است.


[1] رضوانی، علی اصغر، هنگامه ظهور، ص 33، انتشارات مسجد جمکران ،چاپ سوم ،1386 ش.

[2] ابن کثیر، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، ج 5، ص 171 ، دار الکتب العلمیه ،بیروت 1419 ق.

[3] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 52، ص 348، مؤسسة الوفاء، بيروت – لبنان،‏ چاپ چهارم، 1404 ق.

[4] مازندرانی، محمد بن اسماعیل، منتهی المقال، ج 2، ص 408، آل البیت ،قم ،چاپ اول.

[5] اردبیلی غروی، محمد بن علی، جامع الرواة، ج 2، ص150، مکتبه محمدی ،قم.

[6] کشی، محمد بن عمر، رجال ‏الكشي، ص 229، مؤسسه نشر دانشگاه، مشهد، 1348 ق.

[7] جامع الرواة، ج 1 ص 124.

[8] منتظری، حسینعلی، موعود ادیان، ص 219، مؤسسه خرد آوا، چاپ چهارم ،1387 ش.

[9] موعود ادیان، ص 224.

[10] طبرسی، فضل بن علی، اعلام الوری، ص 477، دار الكتب الإسلامية،قم‏، چاپ سوم، 1390 ق.

[11] اکبرنژاد، مهدی، بررسی تطبیقی مهدویت در روایات شیعه و اهل سنت، ص 327، نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1386 ش.

[12] بقره، 256.

[13] نعمانی، محمد بن ابراهیم ،الغیبة، ص 237، مكتبه صدوق،تهران،‏ 1397 ق.

[14] روم ،30.

[15] آقاجانی قناد، محمد رضا، حقوق اقلیت های دینی در عصر ظهور، مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج 1، ص 307، مؤسسه آینده روشن ،قم 1386 ش.

[16] یونس ،99.

[17] حقوق اقلیت های دینی در عصر ظهور، مجموعه مقالات سومین همایش بین المللی دکترین مهدویت، ج 1، ص 310.

[18] صدوق، محمد بن علی، کمال الدین ج2 ص 411، دار الكتب الإسلامية، قم‏، چاپ دوم، 1395 ق.

[19] صدوق، محمد بن علی، من لا یحضره الفقیه، ج 4 ص 418، مؤسسه نشر اسلامی، چاپ سوم، 1413 ق.

[20]صدوق، محمد بن علی، علل‏الشرایع، ج 1، ص 161، مكتبة داوری،قم، 1386 ق.‏

[21] بحار الانوار، 51، ص 81، 1404.

[22] حر عاملی، محمد بن حسن، وسایل الشیعة، ج 3، ص 348، انتشارات مکتبة اسلامیة، تهران، 1376 ق.

[23] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص 198، دار الكتب الإسلامية، تهران‏ ،چاپ چهارم ،1365 ش.

[24] بحار الانوار، ج 52، ص 387.

[25] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 9، ص 160.

[26] نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 319،کلام 201.

[27] قرا ملکی، محمد حسن، دکترین مهدویت و پلورالیسم، مجموعه آثار دومین همایش دکترین مهدویت، ج1 ص 63، مؤسسه آینده روشن ،قم ،1385 ش.

[28] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار ج 24 ص 41.

[29] قراملکی، محمد حسن، دکترین مهدویت و پلورالیسم ،مجموعه آثار دومین همایش دکترین مهدویت، ج1، ص 65.

[30] بحار الانوار، ج 52، ص 350 ، 373.

[31] مائده ،14و 64؛ اعراف 167.

[32] بحارالأنوار، ج 52، ص 376 و 381.

[33] قرا ملکی، محمد حسن، دکترین مهدویت و پلورالیسم، مجموعه آثار دومین همایش دکترین مهدویت ج1 ص 67.

[34] بقره ،190.

[35] بابایی، احمد علی، برگزيده تفسير نمونه، ج‏1، ص 172، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ سیزدهم 1382 ش.

[36] هشام عبد الملک، السیره النبویة، ج 3 ص 284، انتشارات دار الاحیاء التراث العربی، بیروت 1404 ق.

[37] نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 373.

[38] وسایل الشیعة، ج 15، ص 64.

[39] بقره ،193.

[40] حدید ،25

[41] مائده ،33.

[42] کافی، ج6، ص174.

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
21-02-2011 07:46 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
محمد آسیابانی آفلاین
سرپرست کل سایت
*******

ارسال‌ها: 369
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 9
ارسال: #26
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
(06-04-2010 03:20 AM)رضا1389 نوشته شده توسط:  با نام و یاد خدا
این اواخر گاهی شنیده یا خوانده میشود که سال 2012 گویا آخرالزمان است.اگر یک در هزار این مطلب درست باشد فلذا باید ظهور آقا امام زمان ( عج) نزدیکتر باشد.و بنابر این آنچه که در مورد جنگهای سفیانی و غیره گفته شده است میبایست بزودی اتفاق بیفتند....
آیا در روایات مذهبی چیزی در این مورد وجود دارد که ما را به قطع و یقین در مورد این رویدادها برساند؟
متشکرم....

با جست و جویی در دنیای مجازی، گاه به شایعاتی بر می خوریم که به دلیل پیشرفت تکنولوژی های اطلاع رسانی، به سرعت از محدودۀ منطقه ای فراتر رفته و در سطح جهان گسترش می یابند. پیش بینی تحولاتی شگرف در سال 2012 میلادی نیز یکی از این شایعات است که اکنون بر سر و زبانهاست: "به تاریخ 21 دسابمر 2012 میلادی زمین یعنی خانه مشترک همه انسان ها یک رویداد بسیار قوی را تجربه می کند. این بار صحبت در مورد سیاره X یا فوران کشنده خورشیدی نیست، بلکه این رویداد در داخل هسته درونی زمین رخ می دهد و باعث یک تغییر مصیبت بار در میدان مغناطیسی که حمایتگر ما است می گردد. در نتیجه ما نه تنها شاهد کاهش سریع استقامت میدان مغناطیسی خواهیم بود، بلکه قطب های میدان مغناطیسی هم سریعاً جابجا می شوند؛ یعنی قطب شمال مغناطیسی بجای قطب جنوب و برعکس جابجا می شوند. خوب این پیش بینی برای ما چه معنا می دهد؟؛ یعنی اگر به پیش گویی ها در مورد سرنوشت شوم باور دارید، متوجه باشید که با جابجا شدن میدان های مغناطیسی، زمین توانایی دفاع در برابر تابش های خورشیدی را از دست می دهد و در برابر مقدار زیاد تشعشات خورشیدی قرار می گیرید. ناوگان عظیم ماهواره های مخابراتی و نظامی از مدار سقوط می کنند و باعث ایجاد هرج و مرج در زمین می شوند. نا آرامی های اجتماعی، جنگ، قحطی و سقوط اقتصادی رخ می دهد و بدون داشتن سیستم GPS یا موقعیت یاب جهانی، تمام هواپیما ها سقوط می کنند..."! و ... .

مشابه چنین پیشگویی هایی برای سال 2000 میلادی نیز ارائه شده بود که عملاً اتفاق ویژه ای در آن سال نیفتاد!

از نظر دین مبین اسلام، قبل از قیامت، حوادث عجیبی رخ خواهد داد. ماه دیگر تابشی نداشته و به داخل خورشید کشیده خواهد شد،[1] کوه ها از هم پاشیده شده و تبدیل به زمین هموار خواهند شد،[2] انسان با خویشتن خواهد گفت که چه اتفاقی افتاده؟![3] و... .

اما دلایل متفاوتی وجود دارد که پیشگویی های مربوط با سال 2012 که به اعتقاد برخی، برگرفته از عقاید خرافی "مایاها" می باشد، ارتباطی با این حوادث ندارد؛ زیرا:

1. خداوند صریحاً بیان فرموده که زمان دقیق قیامت را هیچ شخصی جز خداوند ندانسته و این حوادث بزرگ، به صورت ناگهانی و پیش بینی نشده اتفاق خواهد افتاد.[4]

2. برخی از این شایعات، نابودی کامل زمین در این سال را پیش بینی می کنند، اما ما شیعیان معتقدیم که قبل از بروز قیامت، نظام عدالت مدارانه ای در سراسر گیتی و با پرچمداری مهدی موعود (عج) در زمین برقرار خواهد شد و این دو موضوع، با هم سازگار نیست.

3. حتی اگر معتقد باشیم که این پیشگویی ها ناظر به نابودی کامل زمین نبوده، بلکه حوادث پیش بینی شده در سال 2012 را نشانه های ظهور بدانیم، با احادیثی که نشانگر نادرست بودن تعیین زمان دقیق ظهور می باشد،[5] نمی توانیم چنین برداشتی از این پیش بینی ها داشته باشیم.

در نهایت، چون از طرفی به اعتقاد مسلمانان و تصریح قرآن کریم، دانش غیب منحصراً در اختیار خداوند بوده و این دانش، تنها به افرادی که مورد رضایت پروردگار هستند و آن هم تحت شرایطی داده می شود[6] و از طرف دیگر مستند این پیشگویی ها، برای ما مشخص نیست، نمی توانیم اعتمادی به آنها داشته باشیم.

********************************************************
[1] قیامة، 9-8؛ "خَسَفَ الْقَمَرُ.وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَر".

[2] مزمل، 14؛ "يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ وَ كانَتِ الْجِبالُ كَثيباً مَهيلا ".

[3] زلزال، 3؛ "وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها".

[4] اعراف، 187؛ "يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُو ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً ".

[5] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 395، باب کراهیة التوقیت، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 ش.

[6] جن، 28-26؛ "عَلِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلىَ‏ غَيْبِهِ أَحَدًا* إِلَّا مَنِ ارْتَضىَ‏ مِن رَّسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا* لِّيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُواْ رِسَالَاتِ رَبهِِّمْ وَ أَحَاطَ بِمَا لَدَيهِْمْ وَ أَحْصىَ‏ كلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ عَدَدَا".

[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
27-02-2011 12:17 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
zahra آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 1
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 0
ارسال: #27
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
با سلام
چرا نام امام زمان که به عقیده مسلمانان منجی حقیقی است حتی یک بار هم صریحا در قران که سند اسلام است ذکر نشده تا جای شبهه ای در وجود ایشان نباشد؟

zahra, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jul 2011.
02-07-2011 03:19 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #28
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
با سلام خدمت شما کاربر محترم

خدا در قرآن به صورتهای مختلف افراد رو معرفی می کنه . مثلا در جایی « نام » فرد را می آورد : « مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا » (احزاب/40) محمد صلي الله عليه و آله پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست؛ ولي رسول خدا و ختم كننده آخرين پيامبران است؛ و خداوند به همه چيز آگاه است.

یا در جایی دیگر از « وصف » استفاده می کند : « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ ... » (اعراف/ 157)
همانا كه از فرستاده (خدا) پيامبر امّي پيروي كنيد؛ پيامبري كه صفاتش را در تورات و انجيلي كه نزدشان است مي‌يابند: آن‌ها را به معروف دستور مي‌دهد و از منكر باز مي‌دارد؛ اشياء پاكيزه را براي آن‌ها حلال مي‌شمرد و ناپاكي‌ها را تحريم مي‌كند؛ و بارهاي سنگين و زنجيرهايي را كه بر آن‌ها بود، (از دوش و گردنشان) برمي‌دارد….

یا در جای دیگری « کمیت » را مطرح می کند : « وَلَقَدْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ وَبَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا » (مائده/ 12)
خدا از بني‌اسرائيل پيمان گرفت و از آن‌ها، دوازده نقيب (سرپرست) برانگيختيم.

با این تفاسیر چند نکته را باید عرض کنم و آن اینکه :
1. غير از وجود مقدس امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف موارد فراوان ديگري هست كه در قرآن به صراحت از آن‌ها سخن به ميان نيامده است.
2. اين كه مثلا نام پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله با صراحت در تورات آمده است، دليل بر اين نيست كه بايد نام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف هم در قرآن با صراحت بيايد؛ چون، ممكن است همان‌گونه كه آن­جا مصلحت ذكر صريح بود، اين­جا مصلحت در عدم صراحت به نام امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف باشد.
3. بزرگان گفته ­اند اگر نام امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف يا ساير امامان، با صراحت در قرآن ذكر مي­شد، انگيزه مخالفان براي تحريف قرآن، فراوان مي­شد و اين سند جاويد الهي، در خطر تحريف قرار مي­گرفت.
4. قرآن كريم، در جايگاه قانون اساسي اسلام، در بسياري از موارد، كليات مسائل اسلامي را مطرح كرده است و بيان بسياري از حقايق را به پيامبر و جانشينان او واگذار كرده است و صريحاً، پيامبر را مبيّن و مفسّر قرآن معرفي كرده است: وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/ 44)
«قرآن را بر تو نازل كرديم، تا آنچه را بر مردم نازل شده است، براي آنان بيان كني».

نکته لطيف اين که خداوند از کلمه تبيين استفاده کرده است که به معناي توضيح و تفسير است، نه از الفاظي مانند قرائت و تلاوت که به معناي خواندن است، بنابراين به جاست در كنار قرآن، به پيامبر اكرم و رواياتي كه به صراحت در مورد حضرت مهدي پرداخته‌اند، مراجعه نماييم.


موفق باشید

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
02-07-2011 07:34 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #29
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
(20-08-2011 08:28 PM)طور سینا نوشته شده توسط:  آیا در عدم علاقه و آمادگی (عدم علاقه صرف) به مبارزه در رکاب حضرت حجت، انسان مواخذه می شود؟؟؟؟؟

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 22-08-2011 01:22 PM، توسط هم ولایتی.)
22-08-2011 01:21 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال‌ها: 728
تاریخ عضویت: Sep 2009
اعتبار: 3
ارسال: #30
RE: مهدویت ، انتظار و پاسخ به شبهات
سوال آنلاين:

سلام
کدام یک از ائمه (علیهم‌السلام) خودشان شخصاً دعاهای مربوط به فرج امام زمان (ارواحنا له الفداء) را می‌خواندند. (نه آن‌که صرفا دیگران را توصیه به خواندن آن دعاها کرده باشند و یا مطالبی را درباره حضرت مهدی فرموده باشند یا به دیگران توصیه کرده باشند.)میشم اگه به این سوالم پاسخ بدید و لطفا
‎ اگر کتب روایی و....بود به من معرفی بفرمائید.ممنون میشم

*************************************************
جواب:
سلام دوست من . صرف نظر از اینکه روایات متعددی از امامان بزرگوار درباره دعا برای تعجیل فرج رسیده توجه شما را به روایت زیر جلب میکنم و جواب سوال شما در این روایت می باشد .

از سَدیر صیرفی روایت شده که گفت: من و مفضّل و ابوبصیر و اَبان بن تغلب به محضر مولایمان امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم، دیدیم آن حضرت لباس مویین خشن وساده پوشیده و روی خاک نشسته، وهمچون شخص سوگوار و عزیز از دست داده، با حالتی سوزان و جگر سوز گریه می کند، به طوری که اندوه جانکاه از چهره اش دیده می شد، وصورتش دگرگون شده بود، و اشک از اطراف چشمانش می ریخت، و در این حال می گفت:

(ای آقای من، غیبت تو خواب را از من ربوده، بستر را برایم تنگ ساخته، روح و روانم را بی تاب و پر تنش نموده است؛ ای آقای من، غیبت تو مصیبت مرا، به فاجعه دردناکی تبدیل کرده، واین مصایب به مصیبت های گذشته یکی پس از دیگری، پیوسته که موجب هلاکت و نابودی من شده است، هر اشکی که از چشمانم می ریزد، و هر ناله ای که از سینه ام بر می خیزد، در مورد مصایب پی در پی گذشته، و بلاهای سابق انباشته شده، آن چنان زیاد و طاقت فرسا است که به دیدگانم آسیب می رسانند، و هر وقت که این اشک ها را می نگرم و این صدای ناله سینه ام را به خاطر مصیبت های جان سوز گذشته می شنوم، به یقین می نگرم که مصایب آینده بسی بزرگ تر و جانکاه تر از مصایب گذشته است. وسختی های آن، کمر شکن تر است، چرا که با خشم و اندوه تو آمیخته شده است).

سَدیر می گوید: از وحشت و ناراحتی، عقل از سرِما پرید، و بر اثر جزع وبی تابی، قلب های ما پـاره پـاره شد، به خاطر آن حالـت امـام صادق علیه السلام که بسیار هولناک و تکان دهنده و دردآلود بود، گمان بردیم که آن حضرت دچار حادثه بسیار تلخ وکوبنده، ناگوار و طاقت فرسا شده است، عرض کردیم: (ای فرزند بهترین مخلوقات، خداوند چشمانت را نگریاند، برای کدام حادثه آن قدرگریه کرده ای که اشک چشمانت تمام شده، وباران، اشک از دیدگانت جاری گشته است؟ وچه موضوعی این گونه شما را سوگمند و گریان و پریشان نموده است؟)

آتش بُغض امام آن چنان ترکید و شعله ور شد و ناله ای سوزناک سرداد و سفره دلش گشوده شد، و ترس و هراسش سخت گردید و در این حال فرمود: (وای بر شما، بامداد امروز به کتاب جفر نگاه کردم، و این کتابی است که علم به مرگ ها، بلاها، مصیبت ها و علم آنچه گذشته و آینـده تا روز قیامت خواهد آمد؛ در آن نوشته شـده است، که خداوند محمّد صلی الله علیه وآله وسلم و امامان بعد از او را، به این کتاب، اختصاص داده است. من در این کتاب تأمّل کردم، ولادت قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف و غیبت او، و طولانی شدن غیبتش و گرفتاری های مؤمنان در عصر غیبت، و پدیدار شدن شک و تردید در قلب های آنان بر اثر طولانی شدن غیبت، ومرتد شدن بسیاری از دین، و خروج آنها از اسلام، و بی تعهد شدن آنها به ولایت رامشاهده کردم، آن گونه که خداوند می فرماید:

"و هر انسانی، اعمالش را بر گردنش آویخته ایم". (سوره اسراء، آیه 13)

منظور از این طائر، ولایت ماست، وقتی که این همه ناگواری ها در ارتباط با غیبت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را، در کتاب جفر مشاهده کردم، بی اختیار منقلب شده و قلبم سوخت و اندوه ها مرا فراگرفت.

کمال الدین، ص 354، بحارالانوار، ج 51، ص

\[تصویر:  images?q=tbn:ANd9GcTsfC38M6WeQhQf1tulVxm...dXMldv_RpA]
(آخرین ویرایش در این ارسال: 22-12-2011 04:07 PM، توسط naser66.)
22-12-2011 04:06 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: