-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 25-05-2012, 04:44 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
احمد موعود انجیل
نویسنده پیام
پریکلیتوس آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 11
تاریخ عضویت: Jan 2011
اعتبار: 0
ارسال: #1
احمد موعود انجیل
بسم الله الرحمن الرحیم

از جمله سند های حقانیت رسول اسلام وعده انجیل است به ظهورش .
با هم سخنان انجیل یوحنا را در این زمینه و بررسی می کنیم .
انجیل یوحنا باب 14 چاپ لندن به تاریخ 1837 میلادی :
« اگر شما مرا دوست دارید احکام مرا زنده نگه دارید و من از پدر خواهم خواست تا (فارقلیط) دیگری به شما بدهد تا ابد با شما خواهد ماند . او روح حق و راستی است که جهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نمی شناسد امّا شما او را می شناسید زیرا که نزد شما می ماند و در شما خواهد ماند » .
انجیل یوحنا باب 14 :
« من این سخن ها را به شما گفته ام وقتی که با شما بودم لکن آن (فارقلیط) که پدر او را به اسم من خواهد فرستاد همان شما را از هرچیز خواهد آموخت و هر چیز من به شما گفته ام به یاد شما خواهد آورد » .
انجیل یوحنا باب 14 :
« حالا قبل از وقوع به شما خبر دادم تا وقتی که واقع گردد ایمان آورید » .
انجیل یوحنا باب 15 :
« چون آن فارقلیط که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد روح راستی که از طرف پدر می آید در باره من شهادت خواهد داد » .
انجیل یوحنا باب 16 :
« راست می گویم که شما را مفید است که من بروم . اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد . امّا اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد او چون بیاید جهانیان را به گناه و صدق انصاف ملزم خواهد ساخت . به گناه زیرا به من ایمان نمی آورند به صدق زیرا که نزد پدر خود می روم و شما را دیگر نمی بینم به انصاف زیرا که بر رئیس این جهان حکم جاری شده است و دیگر چیز هایی بسیار دارم که به شما بگویم لیکن حالا نمی توانید متحمل شوید . امّا چون بیاید او شما را به تمامی راستی ارشاد خواهد کرد زیرا او از پیش خود سخن نخواهد گفت بلکه هر آنچه می شنود خواهد گفت و شما را به آینده خبر خواهد داد و مرا تمجید خواهد نمود زیرا که او آن چه از آن من است خواهد یافت و شما را خبر خواهد داد هرچه از آن پدر است از من است از این جهت گفتم که آن چه از آن من است می گیرد و به شما خبر می دهد » .
همان طور که عزیزان در این آیات مشاهده می کنید می بینید که به روشنی این آیات خبر از ظهور پیامبری دیگر را می دهد .
حال این سؤال پیش می آید که آن فارقلیط موعود کیست ؟
برای پاسخ به این سؤال ابتدا سری به یک کتاب فرانسوی زده و پس از آن توجه شما را به نقل حکایتی از یک کشیش جلب می کنم .
1 – در کتاب دائرة المعارف بزرگ فرانسه جلد 23 مکتوب است :
« محمد مؤسس دین اسلام و خاتم پیامبران است ، کلمه محمد به معنی بسیار حمد شده است و از ریشه مصدر (حمد) به معنی تمجید و تجلیل است مشتق گردیده ، بر حسب تصادف عجیب نام دیگری که از همان ریشه حمد است مترادف کامل لفظ محمد می باشد و آن احمد است که احتمال قوی می رود عیسویان عربستان آن لفظ را برای تعیین فارقلیط به کار می بردند ، احمد یعنی بسیار ستوده شده و بسیار مجلل ترجمه لفظ پاراکلیتوس است که اشتباهاً لفظ پریکلیتوس را جای آن گذارده اند ...» .
دومین دلیل را برای ارسال بعدی می زارم تا خیلی شلوغ و طویل نشه .

پریکلیتوس, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jan 2011.
03-04-2011 12:21 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
پریکلیتوس آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 11
تاریخ عضویت: Jan 2011
اعتبار: 0
ارسال: #2
احمد موعود انجیل 2
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه موضوع احمد موعود انجیل .
2 – این بار برای شما حکایت مسلمان شدن یک کشیش را می آورم :
« پدر و اجدادم از قسیسین بزرگ نصارى بود و ولادتم در کلیساى ارومیه واقع گردیده است و نزد عظماى قسیس و علما و معلّمین نصارى در ایام جاهلیت تحصیل نمودم (از آن جمله رآبى یوحناى بکیر و قسیس یوحناى جان و رآبى عار و غیر ایشان از معلّمین و معلّمات فرقه پروتستنت و از معلّمین و فرقه کاتلیک رآبى تالو و قسیس کورکز و غیر ایشان از معلّمین و معلّمات و تارکات الدنیا) در سن دوازده سالگی از تحصیل علم تورات و انجیل و سایر علوم نصرانیت فارغ التحصیل و از علمى به مرتبه قسیسیت رسیدم و در اواخر ایام تحصیل ، بعد از دوازده سالگى خواستم عقاید ملل و مذاهب مختلفه نصارى را تحصیل نموده باشم، بعد از تجسس بسیار و زحمات فوق العاده و ضرب در بلدان (زیر پاگذاشتن و ردّ شدن ) خدمت یکى از قسیسین اعظام بلکه مطران والامقام از فرقه کاتلیک رسیدم که بسیار صاحب قدر و منزلت و شأن و مرتبت بودند و اشتهار تمام در مراتب علم و زهد و تقوا در میان اهل ملّت خود داشت و فرقه کاتلیک از دور و نزدیک از ملوک و سلاطین و اعیان و اشراف و رعیت سؤالات دینی خود را از قسیس مزبور مى نمودند و به مصاحبت سؤالات هدایاى نفیسه بسیار از نقد و جنس براى قسیس مذکور ارسال مى داشتند و میل و رغبت مى نمودند در تبرک از او و قبولى او هدایاى ایشان را و از این جهت تشّرف مى نمودند و غیر از حقیر تلامذه کثیره دیگر نیز نداشت . هر روز در مجلس درس او قریب به چهارصد نفر حضور به هم مى رسانیدند و از بنات (دختران ) کلیسا که تارکات الدنیا بودند و نذر عدم تزویج نموده بودند و در کلیسا معتکف (گوشه نشین براى عبادت ) بودند جمعیت کثیرى در مجلس درس ازدحام مى نمودند و اینها را به اصطلاح نصارى ربّانتا مى گویند.
ولیکن از میان جمیع تلامذه، با این حقیر الفت و محبت مخصوصى داشتند و کلیدهاى خانه و خزانه هاى مال و اموال خود را به حقیر سپرده بودند و استثنا نکرده بود مگر یک کلید خانه کوچکى را که به منزله صندوق خانه بود و حقیر خیال مى نمودم که آنجا خزانه اموال قسیس است و از این جهت با خود مى گفتم قسیس از اهل دنیاست و پیش خود مى گفتم ترک الدنیا لدنیا و اظهار زهدش به جهت تحصیل زخاریف (زینتهاى ظاهرى ) دنیاست پس مدتى در ملازمت قسیس به نحو مذکور مشغول تحصیل عقاید مختلفه ملل و مذاهب نصارى بودیم تا این که سن حقیر به هفده و هجده رسید.
در این بین روزى قسیس را عارضه اى روى داد و مریض شد و از مجلس درس تخلف نمود. به حقیر گفت : اى فرزند روحانى تلامذه را بگو که من امروز حالت تدریس ندارم.
حقیر از نزد قسیس بیرون آمدم و دیدم تلامذه مذاکره مسائل علوم مى نمایند، بالمآل صحبت ایشان منتهى شد به معناى لفظ فارقلیطا در (زبان ) سریانى و پریکلوتوس در (زبان ) یونانى که یوحنّا صاحب انجیل چهارم آمدن او را در بابهاى ۱۴، ۱۵، ۱۶، از جناب عیسى (ع ) نقل نموده است که آن جناب فرمودند: بعد از من فارقلیطا خواهد آمد
پس از گفتگوى ایشان در این باب بزرگ، جدال ایشان به طول انجامید، صداها بلند و خشن شد و هر کسى در این باب رأى على حده داشت و بدون تحصیل فایده ، از این مسئله منصرف گردیده و متفرق گشتند. پس ‍ حقیر نیز نزد قسیس مراجعت نمودم . قسیس گفت : فرزند روحانى ! امروز در غیبت من چه مباحثه و گفتگویى داشتید؟ حقیر اختلاف قوم را در معناى لفظ فارقلیطا از براى او تقریر بیان نمودم و اقوال هر یک از تلامذه را در این باب شرح دادم از من پرسید که قول شما در این باب چه بود؟ حقیر گفتم: مختار فلان مفسّر و قاضى را اختیار کردم. قسیس گفت: تقصیر نکرده اى لیکن حق واقع، خلاف همه این اقوال است؛ زیرا که معنا و تفسیر این اسم شریف را در این زمان به نحو حقیقت نمى دانند مگر راسخان در علم، از آنها نیز اندک. پس حقیر خود را به قدمهاى شیخ مدرّس انداخته و گفتم: اى پدر روحانى، تو از همه کس بهتر مى دانى که این حقیر از اوائل عمر تاکنون در تحصیل علم کمال انقطاع (امید) و سعى را دارم و داراى کمال تعّصب و تدیّن در نصرانیّت هستم به جز در اوقات صلوة و وعظ ، تعطیلى از تحصیل و مطالعه ندارم ، پس چه مى شود اگر شما احسانى نمایید و معناى این اسم شریف را بیان فرمایید ؟ شیخ مدرّس به شدت گریست و گفت : اى فرزند روحانى والله تو اعزّ ناسى در نزد من و من هیچ چیز را از شما مضایقه ندارم اگر چه در تحصیل معناى این اسم شریف، فایده بزرگى است ولیکن به مجرد انتشار معناى این اسم، متابعان مسیح، من و تو را خواهند کشت، مگر اینکه عهد نمایى در حال حیات و ممات من، این معنا را اظهار نکنى؛ یعنى اسم مرا نبرى؛ زیرا که موجب صدمه کلى است، در حال حیات از براى من و بعد از ممات از براى اقارب و تابعانم و دور نیست که اگر بدانند این معنا از من بروز کرده است ، قبر مرا بشکافند و مرا آتش بزنند، پس این حقیر قسم یاد نمودم که :
والله العلى العظیم، به خداى قاهر، غالب، مهلک، مدرک، منتقم و به حق انجیل و عیسى و مریم و به حق تمامى انبیاء و صلحا و به حق جمیع کتابهاى منزّله از جانب خدا و به حق قدیسین و قدیسات، من هرگز افشاى راز شما را نخواهم کرد نه در حال حیات و نه بعد از ممات . پس از اطمینان گفت : اى فرزند روحانى این اسم از اسمهاى مبارک پیامبر مسلمانان مى باشد و به معناى احمد و محمد است.
آنگاه کلید آن خانه کوچک سابق الذکر را به من داد و گفت : در فلان صندوق را باز کن و فلان کتاب را نزد من بیاور، حقیر چنین کردم و کتابها را نزد ایشان آوردم. این دو کتاب به خط یونانى و سریانى قبل از ظهور حضرت ختمى مرتبت با قلم ، بر پوست نوشته شده بود و در آن دو کتاب لفظ فارقلیطا را به معناى احمد و محمد ترجمه نموده بودند بعد گفت اى فرزند روحانى بدان که علما و مفسّرین و مترجمین مسیحیّت قبل از ظهور حضرت محمد (ص) اختلافى نداشتند که به معناى احمد و محمد است ، بعد از ظهور آن جناب ، قسیسین و خلفا تمامى تفاسیر و کتب لغت و ترجمه ها را از براى بقاى ریاست خود و تحصیل اموال و جلب منفعت دنیایى و عناد و حسد و سایر اغراض نفسانیه، تحریف و خراب نمودند و معناى دیگرى از براى این اسم شریف اختراع کردند که آن معنا اصلاً و قطعاً مقصود صاحب انجیل نبوده و نیست . از سبک و ترتیب آیاتى که در این انجیل موجوده حالیه است ، این معنا در کمال سهولت و آسانى معلوم مى گردد که وکالت و شفاعت و تعزّى و تسلّى منظور صاحب انجیل شریف نبوده و روح نازل در یوم الدّار نیز منظور نبوده؛ زیرا که جناب عیسى آمدن فارقلیطا را مشروط و مقید مى نماید به رفتن خود و مى فرماید : تا من نروم فارقلیطا نخواهد آمد زیرا که اجتماع دو نبى مستقل صاحب شریعت عامّه در زمان واحد جایز نیست به خلاف روح نازل در یوم الّدار که مقصود از آن روح القدس است که او با بودن جناب عیسى و حواریون از براى آن جناب و حواریون نازل شده بود .
مگر فراموش کرده قول صاحب انجیل اوّل را در باب سوم از انجیل خود که مى گوید : همان که عیسى بعد از تعمید یافتن از یحیاى تعمید دهنده از نهر اردن بیرون آمد، روح القدس به صورت کبوتر بر آن جناب نازل شد و همچنین با بودن خود جناب عیسى روح القدس از براى دوازده شاگرد نازل شده بود ، چنان که صاحب انجیل اوّل در باب دهم از انجیل خود تصریح نموده است : جناب عیسى هنگامى که دوازده شاگرد را به بلاد اسرائیلیه مى فرستاد، ایشان را بر اخراج ارواح پلیده و شفا دادن هر مرضى و رنجى قوت داد، مقصود از این قوه، قوه روحانیت نه قوه جسمانى زیرا که از قوه جسمانى این کارها صورت نمى بندد و قوه روحانى عبارت از تأیید روح القدس است . و در آیه ۲۰ از باب مذکور جناب عیسى خطاب به دوازده شاگرد مى فرماید : زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر شما در شما گویاست و مقصود از روح پدر شما ، همان روح القدس است و همچنین صاحب انجیل سیّم تصریح مى نماید در باب نهم از انجیل خود : پس دوازده شاگرد خود را طلبیده به ایشان قدرت و اقتدار بر جمیع دیوها و شفا دادن امراض عطا فرمود . و همچنین در باب دهم از صاحب انجیل سوم گوید : درباره آن هفتاد شاگردى که جناب عیسى آنها را جفت فرستاد ایشان مؤید به روح القدس ‍ بودند و در آیه ۱۷ مى فرماید: للّه للّه آن هفتاد نفر با خرّمى برگشتند و گفتند : اى خداوند دیوها هم به اسم تو اطاعت ما مى کنند پس نزول روح مشروط به رفتن مسیح نبود، اگر منظور و مقصود از فارقلیطا روح القدس ‍ بود، این کلام از جناب مسیح غلط و فضول و لغو خواهد بود، شأن مرد حکیم نیست که به کلام لغو و فضول تکلّم نماید تا چه رسد به نبى صاحب الشأن و رفیع المنزله ؛ مانند جناب عیسى ، پس منظور و مقصود از لفظ فارقلیطا نیست مگر احمد و محمد و معناى این لفظ همین است و بس .
حقیر گفتم: شما در باب دین نصارى چه مى گویید؟ گفت : اى فرزند روحانى ، دین نصارى منسوخ است به سبب ظهور شرع شریف حضرت محمد (ص) و این لفظ را سه مرتبه تکرار نمود، من گفتم: در این زمان طریقه نجات و صراط مستقیم مؤدّى الى الله کدام است ؟ گفت طریقه نجات و صراط مستقیم مؤدى الى الله منحصر است در متابعت محمد (ص) گفتم : آیا متابعین آن جناب از اهل نجاتند؟ گفت: اى والله ، اى والله ، اى والله ؛ آرى بخدا، آرى بخدا، آرى بخدا .
پس گفتم مانع شما از دخول در دین اسلام و متابعت سیدالانام چه چیز است ؟ و حال آنکه شما فضیلت دین اسلام را مى دانید و متابعت حضرت ختمى مرتبت را طریقة النجات و صراط مستقیم المؤدى الى الله مى خوانید.
گفت: اى فرزند روحانى، من بر حقیقت دین اسلام و فضیلت آن برخوردار نگردیدم مگر بعد کبر سن و اواخر عمر، و من در باطن مسلمانم و لیکن به حسب ظاهر نمى توانم این ریاست و بزرگى را ترک نمایم، عزت و اقتدار مرا در میان نصارى مى بینى اگر فى الجمله میلى از من به دین اسلام بفهمند، مرا خواهند کشت و بر فرض اینکه از دست ایشان فرار نجات یافتم، سلاطین مسیحیّت مرا از سلاطین اسلام خواهند خواست ، به عنوان اینکه خزاین کلیسا در دست من است و خیانتى در آنها کرده ام و یا چیزى از آنها برده ام و خورده ام و بخشیده ام. مشکل مى دانم که سلاطین و بزرگان اسلام از من نگهدارى کنند و بعد از همه اینها فرضاً رفتم میان اهل اسلام و گفتم من مسلمانم خواهند گفت : خوشا به حالت که جان خود را از آتش جهنم نجات داده اى بر ما منّت مگذار؛ زیرا که با دخول در دین حق و مذهب هدى خود را از عذاب خدا خلاص نمودى .
اى فرزند روحانى از براى من آب و نان نخواهد بود پس این پیرمرد در میان مسلمانان که عالم به زبان ایشان نیز نیست در کمال فقر و پریشانى و مسکنت و فلاکت و بد گذرانى عیش خواهم نمود و حق مرا نخواهند شناخت و حرمت مرا نگاه نخواهند داشت و از گرسنگى در میان ایشان خواهم مرد و در خرابه ها و ویرانه ها رخت از دنیا خواهم برد به چشم خود خیلى را دیده ام که رفتند و به دین اسلام گرویدند ، ولى اهل اسلام از آنها نگاهدارى نکرده، مرتد گشته و از دین اسلام دوباره به دین خود مراجعت کرده اند و خسرالدنیا و الاخرة شده اند من هم از همین مى ترسم که طاقت شداید و مصائب دنیا را نداشته باشم .
بعد از تکمیل و فراغت از تحصیل و اجازه از علماى اعلام و فقهاى گرام به ارومیه مراجعت نموده و مشغول امامت جماعت و تدریس و وعظ و تعلیم مسائل حقه گردیدم و مجالس متعددى میان این حقیر و علما و کشیشان و متابعان مسیح منعقد گردید .
آنوقت نه دنیا دارم و نه آخرت و من بحمد الله در باطن، از متابعان محمد (ص) مى باشم .
آنگاه شیخ مدرس گریه کرد و حقیر هم گریستم ، بعد از گریه بسیار گفتم : اى پدر روحانى آیا مرا امر مى کنى که داخل دین اسلام شوم ؟ گفت : اگر آخرت و نجات را می خواهى البته باید دین حق را قبول نمایى و چون جوانى، دور نیست که خدا اسباب دنیوى را هم از براى تو فراهم آورده و از گرسنگى نمیرى و من همیشه تو را دعا مى کنم ، در روز قیامت شاهد من باشى که من در باطن مسلمان و از تابعان خیرالانامم و این را هم بدان که اغلب قسیسین در باطن حالت مرا دارند و مانند من بدبخت ، نمى توانند ظاهراً دس[/font]ت از ریاست دنیا بردارند والاّ هیچ شک و شبهه اى نیست در این که امروز در روى زمین دین اسلام دین خداست .
چون حقیر آن دو کتاب سابق الذکر را دیدم و این تقریرات را از شیخ مدرس ‍ شنیدم نور هدایت و محبت حضرت خاتم الانبیا (ص) به طورى بر من غالب و قاهر گردید که دنیا و مافیها (آن چه در آن هست) در نظر من مانند جیفه مردار گردید، محبت ریاست پنج روزه دنیا و اقارب و وطن پاپیچم نشد . از همه قطع نظر نموده، همان ساعت ، شیخ مدرس را وداع کردم ، شیخ مدرس با التماس مبلغى به عنوان هدیه به من بخشید که مخارج سفر من باشد ، مبلغ مزبور را از شیخ قبول کرده ، عازم سفر آخرت گردیدم و ... » .
امیدوارم دلایل مذکور کفایت کرده باشد .
[font=Tahoma]

پریکلیتوس, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jan 2011.
(آخرین ویرایش در این ارسال: 03-04-2011 12:32 AM، توسط پریکلیتوس.)
03-04-2011 12:30 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
seyedziya آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 2
تاریخ عضویت: Apr 2011
اعتبار: 0
ارسال: #3
RE: احمد موعود انجیل
با سلام و تشکر از مطالب جناب پریکلیتوس

این لینک مستند جالب کتاب الهی(The Divine Book) هست که کاری از گروه سازنده ی مستند فوق العاده ی ظهوره (The Arrivals):

http://www.zohur12.ir/1389/10/14/%D8%AF%.../#more-993

در انتهای قسمت دوم و ابتدای قسمت سوم این مستند مطلبی از شیخ احمد دیدات اومده که در اون گفته میشه در متن عبری عهد قدیم به نام حضرت رسول(ص) تصریح میشه(یعنی با لفظ محمد [ص])، در کتاب غزل های سلیمان باب 5 آیه ی 16

اما اهل کتاب در برگردان این آیه به زبان های دیگه اون رو به شکل دیگه ای ترجمه می کنن، مثلا به دوست داشتنی یا ستایش شده ترجمه می کنن...

seyedziya, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Apr 2011.
(آخرین ویرایش در این ارسال: 04-04-2011 10:39 PM، توسط seyedziya.)
04-04-2011 10:29 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
seyedziya آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 2
تاریخ عضویت: Apr 2011
اعتبار: 0
ارسال: #4
RE: احمد موعود انجیل
فک کنم مفصل ترین کارها در زمینه ی فارقلیطا کار مرحوم فخرالاسلام به نام «انیس الاعلام فی نصره الاسلام» باشه که ایشون خودشون از مسیحیت به اسلام مشرف شدن و مهمترین محورهای تشرف ایشون به اسلام هم همین بشارت به فارقلیطا در عهد جدید هست...

seyedziya, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Apr 2011.
(آخرین ویرایش در این ارسال: 04-04-2011 11:03 PM، توسط seyedziya.)
04-04-2011 10:35 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
پریکلیتوس آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 11
تاریخ عضویت: Jan 2011
اعتبار: 0
ارسال: #5
RE: احمد موعود انجیل
بله سخن شما صحیح است یکی از اشتباهات و اشکالات انجیل این است که چرا مترجم اسم را ترجمه کرده .
درسته آن کشیش مذکور در این جا همان جناب فخر الاسلام است .

پریکلیتوس, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Jan 2011.
05-04-2011 12:00 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: