-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 25-05-2012, 08:06 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امیتازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند اشکال طلبگی به کتاب علامه حسن زاده آملی
نویسنده پیام
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #1
چند اشکال طلبگی به کتاب علامه حسن زاده آملی
اشکال اول:
ایشان معتقدند که ذات حقّ درموجودات سریان دارد وچنین نوشته اند:

انّ سریان الهویّه الالهیّة فی الموجودات کلّها اُوجب سریان جمیع الصّفات الالهیّة فیها من الحیوة والعلم والقدرة والسّمع والبصر و غیر ها، کلّیها وجزئیها[رساله ی انّه الحقّ، ص ۶۱٫].

و در جای دیگر فرموده اند:

ولولا سریان الحقّ فی الموجودات والظّهور فیها بالصّورة ما کان للعالم وجود، کما انّه لولا تلک الحقایق المعقولة الکلیّة ما ظهر حکم فی الموجودات العینیّة[ ممدّالهمم، ص ۶۲].

ایشان بهتر از همه می دانند که از جمله مسائلی که در باب خداشناسی از طرف پیشوایان معصوم دین ما به شدّت از آن نهی گردیده است، سخن گفتن درذات حق تعالی است که به هیچ کسی از پیروان اسلام اجازهö بحث دراین زمینه داده نشده است.

برای نمونه به چند حدیث ذیلاً نظر شما راجلب می کنم:

پیامبر اسلام علیه السلام فرموده است:

۱٫ تفکّروافی آلاء الله ولاتتفکّروافی ذات الله[لسان المیزان، ج ۶، ص ۲۱۳، چاپ بیروت].

امام علی علیه السلام فرموده است:

۲٫ من تفکّرفی ذات الله فقد الحد[غررآمدی، ج ۵، ص ۳۰۵، چاپ دانشگاه تهران].

امام باقر علیه السلام فرموده است:

۳٫ تکلّموا فی خلق الله ولاتتکلّموافی الله فانّ الکلام فی الله لایزداد صاحبه الّا تحیّراً[ اصول کافی، ج ۱، ص ۹۲، چاپ بیروت].

در روایت دیگر از قول آن حضرت از حزیر چنین آمده است:

۴٫ تکلّموا فی کلّ شیء ولاتتکلّموا فی ذات الله[کافی، ج ۱، ص ۹۲].

بر طبق قرآن وبمفاد کلام الهی: لیس کمثله شیء: خداوند را نمی توان به چیزی تشبیه نمود.

همچنین بر طبق احادیث فراوان از جمله احادیث زیر:

۵٫ ما عرف الله من شبّهه بخلقه[ توحید صدوق، ص ۴۷، چاپ قم].

۶٫ من شبّه الله بشیء من المخلوقین فقد کفر[ کشف الاسرار، ج ۳، ص ۱۶۹].

درروایت دیگری از پیامبراسلام علیه السلام چنین نقل شده است:

۷٫ من شبّه الله بشیءٍ أو ظنّ أن الله یشبهه شیء فهو من المشرکین[ کنز العمّال، ج ۱، ص۹۹، حدیث ۴۵].

۸٫ انّ الخالق لا یوصف الّا بما وصف به نفسه وأنّی یوصف الّذی تعجز الحواس ان تدرکه والاوهام ان تناله والخطرات ان تحدّه والابصار عن الاحاطة به جلّ عمّا وصفه الواصفون وتعالی عمّا ینعته النّاعتون[ توحید شیخ صدوق، ص۶۱ –کافی، ج ۱،ص ۱۳۸].

۹٫ من زعم انّ لله وجهاً کالوجوه فقد أشرک ومن زعم أن له جوارح کجوارح المخلوقین فهو کافر[وسایل الشّیعه، ج ۱۸، ص ۵۶۲].

۱۰٫ انّ الله أعلی وأجلّ واعظم من ان یبلغ کنه صفته، فصفوه بما وصف به نفسه وکفّوا عمّا سوی ذلک[کافی، ج ۱، ص ۱۰۲، چاپ بیروت].

۱۱٫ لایوصف بشی ء من صفات المخلوقین[تحت العقول، ص ۲۴۲ – بحار الانوار، ج۴، ص۳۰۱].

۱۲٫ «انّ الله لا یشبه شیئاً ولا یُشبهه شی ءٌ وکلُّ ما وقع فی الوهم فهو بخلافه[محجة البیضاء، ج۱، ص۲۱۹- بحار الانوار، ج۳ ص ۲۰۹].

۱۳٫ امام رضا علیه السلام فرموده است:

من شبّه الله بخلقه فهو مشرک، ومن نسب الیه ما نهی عنه فهو کافر[بحار الانوار، ج ۳، ص ۲۹۴].

۱۴٫ در روایتی که از امام صادق علیه السلام نقل شده است، تشبیه خلق به خالق، بالاترین گناه شمرده شده است چنانکه محمدبن سماعه گفته است:

سأل بعض اصحابنا الصّادق علیه السلام فقال له: اخبرنی ایّ الاعمال افضل ؟ قال: توحید لرّبک، قال: فما أعظم الذّنوب؟ قال: تشبّهک لخالقک[همان، ص ۲۸۷- هدایة الامّة الی معارف الائمّة، ص ۲۲۲].

۱۵٫ امام صادق علیه السلام فرموده است:

اذا انتهی الکلام الی الله فأمسکوا، وتکلّموافیمادون العرش ولاتکلّموا اینمافوق العرش، فان قوماً تکلّموافیمافوق العرش، فتاهت عقولهم، حتّی کان الرّجل ینادی من بین یدیه فیجیب من خلفه، و ینادی من خلفه فیجیب من بین یدیه[همان، ص ۲۹۵- هدایة الامّة الی معارف الائمّة، ص ۱۴۴- اصول کافی، ج۱،ص ۹۲٫].

۱۶٫ امیرالمؤمنان علی علیه السلام فرموده است:

اتّقوا أن تمثّلوا بالرّب الّذی لامثل له، او تشبّهوه من خلقه، او تلقوا علیه الأوهام، او تعملوا فیه الفکروتضربوا له الامثال، أو تنعتوه بنعوت المخلوقین فانّ لمن فعل ذلک ناراً[ همان، ص۲۹۸، چاپ بیروت – هدایة الامّة الی معارف الائمّة، ص ۱۴۵].

اگر گفته شود که سیّاری از امام رضا علیه السلام نقل نموده، آن حضرت فرمود:

لیس العبادة کثرة الصّوم والصّلاة، انّما العبادة فی التّفکّر فی الله[همان، ص ۲۶۱، حدیث۱۱، چاپ بیروت].

در جواب می گوئیم: سیّاری همام احمد بن محمدبن سیّارابوعبدالله کاتب بصری است واز کُتّاب آل طاهر درزمان حضرت ابی محمّد: بوده وضعیف الحدیث و فاسد المذهب است. چنانکه در رجال نجّاشی درباره وی چنین ذکر شده است:

احمد بن محمّد بن سیّار ابو عبدالله الکاتب البصریّ، کان من کُتّاب آل طاهر فی زمن ابی محمّد علیهم السّلام ویعرف بالسّیاری ضعیف الحدیث، فاسد المذهب[ رجال مامقانی، ج۱، ص ۸۷، چاپ سنگی].

۱۷٫ از معمربن خلّاد نیز چنین نقل شده است:

سمعت ابی الحسن الرضا علیه السلام یقول: لیس العبادة کثرة الصّلواة والصّوم، انّما الاعبادة، التّفکرّ فی امر الله[بحار الانوار، ج ۷۵، ص۳۳۵، حدیث ۳- هدایة الامّة الی معارف الائمّة، ص ۱۴۱٫].

بنابر این عبارت التّفکّر فی الله قابل قبول نمی باشد.

۱۸٫ عن علیّ بن موسی الرّضا عن ابیه عن آبائه عن امیر المؤمنین علیه السلام قال: قال رسول الله علیه السلام قال الله جلّ جلاله: ما آمن بی من فسّر برأیه کلامی وماعرفنی من شبّهنی بخلقی وما علی دینی من استعمل القیاس فی دینی[وسائل الشّیعه، ج ۱۸، ص۶۸- توحید شیخ صدوق، ص ۶۸].

۱۹٫ عن محمّد بن مسلم عن ابی جعفر علیه السلام قال: ایّاکم والتّفکّر فی الله …[فصول المهمّة، ص۴۷- اصول کافی، ج۱، ص۹۳- وسائل الشّیعة، ج ۱۱، ص۴۵۳٫].

حدّثنا محمّد بن موسی بن المتوکّل، رضی الله عنه، قال: حدّثنا ابوالحسن محمّد بن جعفر الاسدیّ قال: حدّثنا محمّد بن الحسین الصّوفی قال: حدّثنا یوسف بن عقیل، عن اسحق بن راهویه، قال: لمّاوافی ابوالحسن الرّضا۷ بنیسابور واراد ان یخرج منها الی المأمون، اجتمع الیه اصحاب الحدیث فقالوا له: ابن رسول الله علیه السلام ترحل عنّا ولاتحدّثنا بحدیث فنستفیده منک وکان قد قعد فی العماریّة فاطلع رأسه وقال: سمعت ابی موسی بن جعفر یقول: سمعت ابی جعفر بن محمّد یقول: سمعت ابی محمّد بن علیّ یقول: سمعت ابی علیّ بن الحسین یقول: سمعت ابی، الحسین بن علیّ بن ابی طالب یقول: سمعت ابی امیرالمومنین علی بن ابی طالب یقول: سمعت رسول الله۶ یقول: سمعت جبرئیل یقول: سمعت الله جلّ جلاله یقول: کلمة لااله الّاالله حصنی فمن دخل حصنی أمن من عذابی، قال: فلمّا مرّت الرّاحلة نادانا: بشروطها وأنامن شروطها…[توحیدشیخ صدوق، ص ۳۵- عیون اخبارالارضا(ع)، ج۲،ص۱۳۵- بحارالانوارج۳،ص۷] .

از حدیث قدسی فوق استفاده می شود که امکان شناخت خداوند بدون رهبری وراهنمایی معصومین علیه السلام میسور ومیّسر نمی باشد وتنها عرفان برخاسته از قرآن وسخنان پیشوایان معصوم عرفان صحیح واسلامی است نه عرفان برخاسته از اندیشه های دیگران که درواقع عرفان نوع دوم عرفان نمایی یا سراب عرفان است چنانکه امام باقر علیه السلام فرموده:

انّمایعرف الله عزّوجلّ ویعبده من عرف الله وعرف امامه منّاأهل البیت ومن لایعرف الله عزّوجلّ ولایعرف الامام منّااهل البیت فانّمایعرف ویعبدغیرالله هکذاوالله ضلالاً[ اصول کافی، ج۱، ص۱۸۱، چاپ بیروت].

لذادرشناخت خداونداگربه کلمات پیشوایان معصوم توجّه نشود نه تنهاخداوندشناخته نمی شودبلکه به مصداق کلام منقول ازمحی الدّین بن عربی، همه چیزخدامی گردد تا جایی که نعوذبالله، خدابه شکل اسب رؤیت می شودچنان که گفته است:

رأیت الله فی صورة الفرس، رأیت ربّی جالساً علی کرسیّه فسلّم علیّ فأجلسنی علی کرسیّه وقام بین یدی وقال:انت ربّی وأناعبدک[چهل مجلس یارساله ی اقبالیّه علاء الدّوله سمنانی، ص۱۶۳].

وبالاخره عارفی که ازغیرراه قرآن وعترت پیامبرمنازل سیروسلوک راپیموده باشدخداراعین همه چیزمی بیندچنانکه ابن عربی گفته است:

فانّ العرف من یری الحقّ فی کلّ یشیءٍ بل یراه عین کلّ شیء[فصوص الحکم، ص ۱۹۲- شرح فصوص الحکم محمّدپارسا، ص ۴۵۸].

ونویسندهö تفسیربیان السّعادة نیزبخود اجازه می دهدکه بگوید عبادت هرچیزی عبادة الله است حتّی عبادت وپرستش ذَکَروفَرج(آلت مرد و زن)!!!!![بیان السّعادة سلطانعلیشاه گنابادی، ج۲، ص ۴۳۷، چاپ دوم].
با تشکر

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 13-07-2011 06:35 PM، توسط vahid2451.)
12-07-2011 01:25 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #2
RE: چند اشکال طلبگی به کتاب علامه حسن زاده آملی
ادامه اشکال اول:
ایشان در رساله فارسی انّه الحقّ چنین نوشته اند که:
....زیرا ذوات ما به حسب وجود، عین ذات اوست ومغایرتی بین این دو نیست مگر به تعیّن واطلاق که تعیّن درمراتب ممکنات است از عقل اوّل تاهیولای اولی واطلاق برای جناب وجود است(والله من ورائهم محیط) .رساله فارسی انّه الحقّ، ص 66
یکی شمس حقیقت می درخشد درهمه عالم تعیّن های امکانی بود مانند روزن ها
(دیوان اشعار، ص 11)

درمراسم کنگره بزرگداشت سیّدحیدرآملی علامه حسن زاده تفسیر بیان السّعادة را بعنوان بهترین تفسیرعرفانی معرّفی می نمایند گذاشته ازاینکه سیّدحیدرآملی نیز، خودازمعتقدان به وحدت وجوداست زیراباصراحت می نویسد:
ذات خدای بلندمرتبه بذاته، به صورتهای این معلومات متجلّی می شود، پس ظاهرشدن وی به صورتهای معلومات وحقائق آنهابنابراقتضاء ذات وقابلیّت مظاهربرای ظهورواجب است...
(رساله نقدالنّقودفی معرفة الوجودتصنیف سیّدحیدرآملی، ص40)


یکی از شاگردان ایشان درباره غزل سروده علامه حسن زاده در سال ۷۳ چنین اظهار داشته است :
صبحی به محضر ایشان تشرف داشتم دیدم ایشان وضع عجیبی دارند به من فرمودند :
الان نه من هستم و نه شما هستید و نه آسمانی هست و نه زمین و نه عالمی ،
هیچ نمی بینم ، هرچه می بینم او می بینم ، وقتی حجاب ذاتی برداشته شود ازل و ابد یکی می گردد و حق مشهود مطلق می شود که :
همه از دست شد و او شده است أنا و أنت و هو ، هو شده است
(شرح مراتب طهارت ، ص 297)
(دقت شود هو اشاره به ذات باریتعالی است)


ایشان طی بحث در اسفار اربعه چنین گفته اند :
از آنچه در پیدایش چار تکبیر و کنایه بودن آن از ترک چیزی گفته ایم باید
توجه داشت که مراحل چهارگانه را و یا به تعبیر دیگر ماسوای موهوم را به
منزله مرده پنداشتند و آن را ترک گفتند تا به حیّ الذّات بلکه به حیات محض
رسیدند و آنچه مرده باید پنداشت چنانکه گفتیم پرده های پندار است نه مرتبه
ای از اعیان وجودات و شأنی از شئون هستی ، زیرا اعیان وجودات همه شئون
ذاتیّه حقّ اند .

مجموعه کَون را به آییـن سبـق کـردیم تفحّص ورقـاً بعد ورق
حقّا که ندیدیم و نخواندیم در او جز ذات حقّ و شئون ذاتیّه حق
(هزار و یک کلمه ، ج 2 ، ص 170 )
به نظر می رسد گفتار فوق شبیه گفتار (ابن حمزه) است که گفته است :
((انّ الموجودات تعیّنات شئون الحقّ سبحانه و حقایق الاشیاء و الاعیان عین شئونه
الّتی لم تمیز عنه الا بمجرّد تعیّنها منه و هو غیر متعیّن [شرح مفتاح الغیب صدرالدّین قونوی]


در مقدمه علامه حسن زاده بر کتاب معرفت نفس آمده‌است:
انسان بزرگترین جدول بحر وجود و جامع‌ترین دفتر غیب و شهود و کاملترین مظهر واجب الوجود است. این جدول اگر درست تصفیه و لایروبی شود مجرای آب حیات و مجلای ذات و صفات می‌گردد. این دفتر شایستگی لوح محفوظ شدن کلمات نوریه شجون حقائق اسماء و شئون رقائق ظلّیه آن‌ها را دارا است.

همچنین شاگرد ایشان در کتابهای خویش اینطور مینویسد:
انسان قابلیت رسیدن تا مقام ذات را دارد، و چون می‌بیند که نمی‌تواند آن ذات را پایین بیاورد و ذات را خودش کند لذا خودش بالا می‌رود و او می‌شود! شرح نهایة الحکمة، داوود صمدی آملی، ۸۶٫
جنات درجات دارد تا آن جا که می‌فرماید:”وادخلی جنتی، که این جنت، جنت ذات است! آداب سالک الی الله، داوود صمدی آملی، ۷۹٫


با تشکر

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 13-07-2011 06:34 PM، توسط vahid2451.)
13-07-2011 04:31 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
vahid2451 آفلاین
کاربر نیمه فعال
**

ارسال‌ها: 122
تاریخ عضویت: Aug 2010
اعتبار: 2
ارسال: #3
RE: چند اشکال طلبگی به کتاب علامه حسن زاده آملی
بسم الله الرحمن الرحیم

اشکال دوم

میدانیم در روایات فراوانی از تشبیه وتجسید نهی شده است،با اینحال ایشان استناد به بعضی از احادیث مجعول نموده وچنین می نویسیند:
وفی الحدیث عنه(صلی الله علیه و آله): انّ الله عزّوجلّ خلق آدم علی صورة الرّحمن وفی روایة اخری انّ الله خلق آدم وأولاده علی صورة الرّحمن واخری: انّ الله عزّوجلّ خلق آدم علی صورة واخری ماخلق الله شیئاً أشبه به من آدم
(هزار ویک کلمه، ج ۱، ص۲۰۴)

لازم است عرض شود که احادیث منقوله فوق، مجعول وبرخی نیز تحریف شده واز نظر منابع عامّه وتصوّف مذکور وارتباطی به کتب حدیث طرفداران اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام ندارد ونه تنها ذکرآن جایز و روا نیست بلکه ترک آن توصیه شده، چنانچه در مبحث: التّعارض والاختلاف فی الحدیث، احادیث فراوانی تأکید برأخذ احادیث شیعه وطرد احادیث دیگران می نماید وبرای نمونه به مواردی توجّه می دهیم:
۱- عن عبد الرّحمن ابی عبدالله، قال: قال الصّادق علیه السلام:
اذا ورد علیکم حدیثان مختلفان فاعرضوهما علی کتاب الله، فما وافق کتاب الله فخذوه، وما خالف کتاب الله فردّوه، فان لم تجدوهما فی کتاب الله، فاعرضو هما علی اخبار العامّة فما وافق اخبار هم فذروه وما خالف أخبارهم فخذوه(جامع احادیث الشّیعه، ج۱، ص۲۶۴- وسائل الشّیعه، ج۳، ص ۳۸۲و جلد ۱۸، ص ۸۴٫)
۲- عن محمّد بن عبدالله، قال: قلت للرّضا علیه السلام کیف نصنع بالخبرین المختلفین ؟فقال: اذا ورد علیکم خبران مختلفان فانظروا الی ما یخالف منهما العامّة فخذوه وانظروا الی ما یوافق أخبارهم فدعوه(وسائل الشّیعه، ج۳، ص۳۸۲- جامع احادیث الشّیعه، ج۱، ص۲۶۵)
۳- عن حسین بن السّری قال: قال ابوعبدالله علیه السلام:
اذا ورد علیکم حدیثان مختلفان، فخذوا بما خالف القوم(وسائل الشّیعه، ج۳، ص۳۸۲- جامع احادیث الشّیعه، ج۱، ص۲۶۵)
باتوجّه به مطالب فوق الذّکر، عرضه می داریم که احادیث ذکر شده در کتاب ایشان در منابع تصوّف وتسنّن بوده و راویان آن نیز در موضع جرح قرار دارند.
۴- در روایت دیگر از وجود مقدّس امام صادق علیه السلام چنین می خوانیم:
والله ما جعل الله لأحد خیرة فی اتّباع غیرنا، وأنّ من وافقنا، خالف عدوّنا، ومن وافق عدوّنا فی قول أو عمل، فلیس منّا و لانحن منه(وسائل الشّیعة،ج۱۸، ص۸۵، چاپ بیروت)
زیرا حدیث ذکر شده: انّ الله عزّوجلّ خلق آدم علی صورة الرّحمن در صحیح مسلم وارشاد السّاری جلد ۱۰، ص ۴۹۱، از قول ابوهریره( بازرگان حدیث) نقل شده است که وی معلوم الحال است ودر کتب شیعه چنین حدیثی وجود ندارد.
وحدیث انّ الله خلق آدم واولاده علی صورة الرّحمن نیز در منابع شیعه وجود ندارد وبه این کیفیّت از پیامبر علیه السلام نقل نشده است، فقط یعقوب بن سراج گفته است: قلت لابی عبدالله علیه السلام انّ بعض اصحابنا یزعم، انّ لله صورة مثل (صورة) الانسان، وقال آخر: انّه فی صورة أمردٍ جعدٍ قططٍ فخرّ ابوعبدالله علیه السلام ساجداً ثمّ رفع رأسه: فقال: سبحان الله الّذی لیس کمثله شیءٌ ولاتدرکه الابصارولا یحیط به علمٌ، لم یلد لانّ الولد یشبه اباه، ولم یولد فیشبه من کان قبله، ولم یکن له من خلقه کفواً احدٌ، تعالی عن صفة من سواه، علوّاً کبیراً(توحید شیخ صدوق، ص ۱۰۳)
امام صادق در جواب پرسش علیّ بن حمزه فرموده است: سبحان من لا یعلم آحد کیف هو الّا هو لیس کمثله شیء ....( توحید شیخ صدوق، ص ۹۸)
حسین بن خالد نقل نموده است: قلت للرّضا علیه السلام یابن رسول الله ! انّ النّاس یروون أنّ رسول الله علیه السلام قال: « انّ الله خلق آدم علی صورته» فقال: قاتلهم الله ! لقد حذفوا اوّل الحدیث انّ رسول الله مرّ برجلین یتسابّان فسمع أحد هما یقول لصاحبه: قبّح الله وجهک و وجه من یشبّهک، فقال له علیه السلام: «یا عبدالله لا تقل هذا لاخیک! فانّ الله عزّوجلّ خلق آدم علی صورته(توحید شیخ صدوق، ص ۱۵۳- احتجاج طبرسی، ج۲، ص ۳۸۵، چاپ اسوه قم.)
در توضیح روایت فوق لازم است متذکّر شویم که اگر چنین روایتی هم نقل شده باشد از دیدگاه امام باقر علیه السلام چنین تبیین می شود که:
هی صورةٌ محدثة مخلوقة اصطفاها الله و اختارها علی سائر الصّور المختلفة فأضافها الی نفسه کما اضاف الکعبة الی نفسه والرّوح الی نفسه فقال: بیتی(بقره – 125) وقال: ونفخت فیه من روحی (حجر-29) (توحید شیخ صدوق، ص 103)
بیان حضرت نیز بحث اضافه تشریفی است که برای شرافت امری آورده می شود ونه اینکه شکل خدا شکل انسانی است اگر چه در متن عهدین فعلی خدا دارای مشخصّات نازل بشری واوصاف انسانی ذکر شده است همانند خداشناسی فرق غیر شیعه مکتوب در صحیحین مسلم وبخاری ...

منابع ذکر حدیث منقول شما (انّ الله خلق آدم علی صورته) از کتب صوفیّه وعامّه، عبارتند از مصباح الهدایة ومفتاح الکفایة، ص ۱۰۹ – رساله یزدان شناخت، عین القضاة همدانی، ص ۵۶ و تفسیر کشف الاسرار، ج ۲، ص ۱۳ و … می باشد.

[تصویر:  emza.jpg]
www.ebnearabi.com
(آخرین ویرایش در این ارسال: 16-07-2011 01:14 PM، توسط vahid2451.)
14-07-2011 10:07 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
عضو ارشد سایت
****

ارسال‌ها: 279
تاریخ عضویت: Feb 2010
اعتبار: 2
ارسال: #4
RE: چند اشکال طلبگی به کتاب علامه حسن زاده آملی
بنام خدا

گرچه سواد این حقیر به آنچه فوقا مذکور شده است ... قد نمیدهد .... اما تصور میکنم اشکالی بر اینگونه اشکال گیریها وارد است.
بدین شکل که شخصی از بزرگان دانسته های خودش را بر اساس واقعیت و حقیقت و کتاب و سنت و غیره ...و برخی مطالب .... از کسانی که نه نبی بوده نه معصوم مستند کرده و نتیجه گیری نموده در یک کتاب در اختیار همگان قرار میدهد.
در این حالت برخی تصور میکنند این کتاب وحی منزل است و میتوان کاملا بدان استناد نمود. برای مثال مفاتیح الجنان.و یا بعضا میبینیم نوشته اند ....طاووس رحمه ا... علیه چنین فرمودند که....
و الزام دارند بر اینکه نویسنده این کتب انسانی جایز الخطا نیست و یقینا صحیح است و بی نیاز از غلط گیری و حایه نویسی ست و میتوان در حد یک کتاب اسمانی بدان تمسک جست.
آیا جای این سوال وجود ندارد که ایشان آنچه میدانسته نوشته اند و اکنون بر عهده دیگران است که اشکالات وارده بر کتاب را مورد نقد و نگارش قرار داده ...اشتباهات را بکناری گذاشته مطالب صحیح را جایگزین نمود؟ بقول امروزیها ریسرچ کنیم و الخ ...
با تشکر

توکلت علی الله
16-07-2011 03:43 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: