-
راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: 25-05-2012, 08:52 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

یا صاحب الزمان کی شود پشت به خانه کعبه دهی وبانگ انا المهدی سر دهی؟؟؟

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عاشورا در میان اهل سنت
نویسنده پیام
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #1
عاشورا در میان اهل سنت
مصاحبه با طلاب بنگلادشى

منطقه «شورابوى‏» از توابع «هوى گنج‏سيلهت‏» در شمال شرقى‏بنگلادش از صدها سال پيش به عنوان منطقه عاشقان اهل بيت (عليهم‏السلام) به ويژه اصحاب كساء و پنج تن آل عبا معروف است در اين‏منطقه در روزهاى دهه محرم و به ويژه تاسوعا و عاشورا از حدود30 روستاى پيرامون آن، زنان و مردان ضمن راهپيمايى به سوگوارى‏مى پردازند. سوگواران شامل زن مرد و كودك كه همگى از پيروان‏اهل سنت هستند در ايام عاشورا به ياد شهداى كربلا روزه‏دار وپا برهنه مى‏شوند. سرگرد محمد عبد الواحد يكى از سازمان‏دهندگان‏مراسم عاشورا و دبير كل انجمن «پاك پنج تن‏» علاقمندى خود رابراى برگزارى هر چه بهتر مراسم سوگوارى بروز مى‏دهد و در اين‏راه تلاشهاى خوبى دارد. (1)

پيش از مراسم سخنرانى زنان و مردان‏گروه گروه گرد مى‏آيند و به روش سنتى منطقه مرثيه‏هاى گروهى ودسته‏جمعى خوانده و به سينه‏زنى مى‏پردازند به گفته مردم بومى‏اين مرثيه از صدها سال پيش نگاشته شده و به صورت نسخه‏هاى خطى‏در اختيار هر گروه و يا روستايى قرار دارد و به عنوان نمونه‏ادبيات فولكور و سنتى نگهدارى مى‏شود.

وجود اين مراثى و نوحه‏ها از دو جهت اهميت دارد يكى اين كه‏نشان‏دهنده عمق و ژرفاى عشق و علاقه مردم به اهل بيت رسول‏الله(ص) به ويژه پنج تن پاك و ابا عبد الله الحسين(ع) در طول‏تاريخ از زمان ورود اسلام به اين منطقه تاكنون مى‏باشد و اسلام‏در اين منطقه توسط ارتشى‏هاى ايرانى و شيعه دولت گورگانيان ونيز تجار ايرانى و شيعه آورده شده است و اين علاقمندى به‏اهل بيت (عليهم السلام) ريشه تاريخى دارد.

و از سوى ديگر حفظ و نگهدارى اين اشعار و نوحه‏ها كه همگى به‏صورت دست‏نوشته مى‏باشد و خوب است پس از گردآروى و ويرايش تحت‏عنوانهاى كربلا و اهل و بيت (عليهم السلام) ادبيات فولكوربنگلادش به چاپ برسد.

اهميت‏بيشتر اين موضوع آنگاه روشن مى‏شود كه به اين نكته توجه‏گردد كه همه اين برنامه‏ها در ميان برادران مسلمان اهل سنت‏مى‏باشد كه حتى يك نفر شيعه هم در ميان آنها نيست.

از ديگر مناطقى كه مراسم عاشورا در آن برگزار مى‏گردد شهرمانيك‏گنج است. راهپيمايى عاشورا در شهر مانيك گنج از 80 سال پيش‏رايج‏شده است و عموم مردم آن منطقه در اين مراسم شركت‏مى‏نمايند. آقاى مسلم الدين‏خان يكى از وزراى سابق دولت‏بنگلادش‏با يادآورى تاريخچه آغاز اين راهپيمايى و مراسم عاشورا از 80سال پيش گفت: اين راهپيمايى در دوران مبارزه عليه سلطه‏گران‏انگليسى در بسيج و تشويق مردم مسلمان نقش به سزايى ايفا كرد.

مردم شهر مانيك گنج و روستاها و بخشهاى حومه آن همگى ازبرادران اهل سنت مى‏باشند و در كل اين منطقه حتى يك خانواده‏شيعه نيز زندگى نمى‏كند. «انجمن پاك پنجتن‏» كه از سوى گروهى‏از پيرها و صوفى‏هاى اهل سنت كه علاقمند به اهل بيت (عليهم السلام)هستند تشكيل گرديده برنامه سوگوارى و راهپيمايى و سخنرانى وعزادارى و قمه‏زنى را تنظيم و ساماندهى مى‏نمايد.

اين انجمن گرايش شديدى به مكتب اهل بيت(ع) به ويژه پنجتن پاك وسالار شهيدان حضرت ابا عبد الله الحسين(ع) دارد.

در عين حال نيرومندترين جبهه مخالفت و ضديت‏با وهابيها ودشمنان اهل بيت(ع) همين گروه مى‏باشند، گر چه در بنگلادش به طوركلى همه مردم كه بر مذاهب اهل سنت مى‏باشند علاقمند و دوستداراهل بيت(ع) بوده و هستند و شماره وهابى‏ها آنقدر كم است كه به‏شمار نمى‏آيند.

بدين مناسبت از سوى موسسه شهباز مراسم سخنرانى با شركت علما،طلاب، دانشجويان و فرهنگيان در تالار باشگاه ورزشى ملى در دكابرگزار مى‏شود. در اين مراسم كه تحت عنوان بررسى حقايق عاشوراو مرثيه‏خوانى به رياست آقاى «سيد اشتياق الرحمن‏» برگزارگرديد.

در اين مراسم شخصيت‏هاى از جمله مولانا عبد الجليل رئيس حوزه‏علميه طيبيه محمدپور و مولانا خواندكار غلام مولى رئيس جامعه‏اهل السنه و الجماعه و مولانا محبوب الرحمن سخنرانى كردند.

سخنرانان با بررسى ابعاد مختلف واقعه كربلا و اخلاق رذيله يزيدپليد گفتند: اگر سيد الشهداء امام حسين(ع) عليه يزيد قيام‏نمى‏كرد خورشيد اسلام در آن موقع براى هميشه افول مى‏كرد.

سيد غازى الرحمن پير (مرجع عرفانى مردم منطقه سيهلت) در باره‏نقش قيام امام حسين(ع) در براندازى شاه و انقلاب اسلامى گفتند:

در ايران با انگيزه شهداى كربلا مبارزه عليه حكومت‏خودكامه‏امپرياليسم آغاز و پيروز شد و ما نيز همان انگيزه را در دل‏پرورش مى‏دهيم. در اين نكته ما با برادران ايرانى همدل هستيم.

شايان ذكر است كه روز عاشورا در بنگلادش تعطيل رسمى است. رئيس‏جمهور و نخست وزير پيام تسليت و بزرگداشت صادر مى‏كنند. راديوو تلويزيون در طول روز عاشورا برنامه ويژه عزادارى و بحث وسخنرانى پخش مى‏كند و مردم عموما روز عاشورا را روزه مى‏گيرند واز خوردن هر نوع غذا و يا انجام عملى كه حاكى از خوشحالى وسرور باشد خوددارى مى‏كنند. بعضى از مردم نيز دهه نخست محرم‏را روزه مى‏گيرند و به سوگوارى شهادت امام همام حضرت‏اباعبد الله(ع) مى‏پردازند. با اين همه بيشتر سوگواران هيچگونه‏اطلاعى از فلسفه قيام ابا عبد الله(ع) و تاريخ و زندگى آن حضرت وديگر مسائل تاريخى ندارند. بنابر اين لازم است‏برنامه‏ريزى براى‏آگاه شدن مردم در اين باره صورت گيرد تا حد اقل طبقه عامه‏مردم كه عاشقان واقعى اهل بيت (عليهم السلام) هستند و تاكنون‏حتى از وقايع و سير تاريخى رخدادهاى كربلا هم آگاهى نيافته‏اندبه حقايق انقلاب عاشورا آگاه شوند.

منابع:
1- مراسم عزادارى در بنگلادش دفتر نمايندگى ولى فقيه 1994.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 24-08-2010 04:56 PM، توسط هم ولایتی.)
14-12-2009 10:38 AM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
bittermoon آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 48
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 0
ارسال: #2
RE: عاشورا در میان اهل سنت
با سلام
یه سنی از من یه سوال پرسیده...اگه لطف کنید با سند و از کتب خودشان(هر چه بیشتر بهتر)جواب دهید.
شیعه می گوید ثواب زیارت حرم امام حسین علیه السلام اندازه 1000 حج است.در صورتی که برای حج آیه داریم ولی برای زیارت قبور آیه نداریم.این اعتقاد شیعه یعنی حرم امام حسین علیه السلام از کعبه افضل تر است؟چه جوابی می توان به او داد؟

[تصویر:  15599984187093964757.gif]
20-12-2010 08:00 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #3
RE: عاشورا در میان اهل سنت
سلام بر شما کاربر محترم

بدون ترديد مكان هاى مقدس كعبه و كربلا، در ميان مذاهب اسلامي؛ به ويژه در نزد شيعيان از نظر فضايل، از جايگاه خاص خود برخوردار و مورد احترام است.

اما طرح «برترى كربلا را بركعبه» به عنوان يكى از عقائيد شيعه، حقيقت ندارد و افتراء‌ محض به شيعيان است؛‌ زيرا شيعه كه يكى از فرق مسلمانان است؛ براى كعبه حرمت خاص و اهميت ويژه‌اى را قائلند.

نشانه هاي اهميت كعبه از نظر شيعه
الف: توجه به قبله در بسياري از امور

براى اثبات اهميت كعبه از نظر شيعيان كافى است فتاواى فقهاء‌ را در باب نماز واجب و مستحب، مراسم احتضار، نماز و تدفين ميت، ذبح حيوانات و ... مرور كنيم كه در تمامى اين موارد توجه به سوى قبله را كه همان كعبه است، شرط صحت و قبولى اعمال و يا مستحب مى دانند:

1. شيخ طوسي (ره)
شيخ طوسى يكى از استوانه‌هاى علمى و فقهى شيعه، شناخت قبله را براى انجام امورى كه ذكر شد؛ واجب مي‌داند و در پايان تصريح مي‌كند كه قبله همان كعبه است:

معرفة القبلة واجبة للتوجه إليها في الصلوات، واستقبالها عند الذبيحة، وعند احتضار الأموات ودفنهم. والتوجه إليها واجب في جميع الصلوات فرائضها وسننها مع التمكن وعدم الاعتذار. والقبلة هي الكعبة.

شناخت قبله براى انجام نماز به سوى آن و رو به قبله قرار دادن ذبيحه و شخص محتضر و دفن اموات واجب است. رو كردن به قبله در تمام نماز‌هاى واجب و مستحب در صورت امكان و نبود عذر، واجب است و قبله همان كعبه است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، النهايةفي مجرد الفقه والفتاوى،‌ ص62، انتشارات قدس محمدي ـ قم.

در مبسوط نيز همين مطالب را آورده است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، المبسوط ج1، ص77، تحقيق : تصحيح وتعليق : السيد محمد تقي الكشفي،ناشر : المكتبة المرتضوية لإحياء آثار الجعفرية ـ تهران، 1387ش .

2. قاضي ابن براج (ره)
قاضى ابن براج مي‌نويسد:

القبلة هي الكعبة، والعلم بها واجب مع التمكن للتوجه إليها في فرائض الصلاة وسننها، واحتضار الموتى من الناس، وغسلهم، والصلاة عليهم، ودفنهم والذبائح.

قبله همان كعبه است. جهت رو به قبله انجام دادن نمازهاى واجب و مستحب و رو به قبله بودن مردم در حال احتضار و انجام غسل و نماز بر ميت و دفن آن و ذبيحه، علم به قبله واجب است.

القاضي ابن البراج، عبد العزيز بن البراج الطرابلسي(متوفاي481)‌ المهذب، ج 1، ص84 تحقيق: مؤسسة سيد الشهداء العلمية / إشراف : جعفر السبحاني، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين ، قم

كعبه و قبله در نظر شيعه آن چنان از اهميت ويژه برخوردار است كه گذشته از مسائل عبادى در مسايل تغذيه نيز قبله و كعبه را دخالت دارد؛ چنانچه سخنان شيخ طوسى و ابن براج، بيانگر همين مطلب بود.

اما سخن سيد مرتضى علم الهدى جهت نشان دادن اهميت مطلب در نظر شيعه، شنيدنى است:

ومما انفردت به الإمامية القول: بإيجاب استقبال القبلة عند الذبح مع إمكان ذلك، وخالف باقي الفقهاء في وجوبه وأنه شرط في الذكاة.

رو به قبله بودن ذبيحه در صورت امكان از مطالبى است كه تنها اماميه قائل به وجوب آن است؛ اما بقيه فقهاء (‌از غير اماميه) ‌در وجوب و شرط بودن آن در تذكيه ذبيحه، مخالفت كرده‌اند.

المرتضي علم الهدي، ابوالقاسم علي بن الحسين بن موسي بن محمد بن موسي بن إبراهيم بن الإمام موسي الكاظم عليه السلام (متوفاي436هـ)،‌ الانتصار، ص405 ، تحقيق و نشر: مؤسسة النشرالإسلامي التابعة لجماعة المدرسين ـ قم ، 1415هـ.

ب: وجوب حج، نشان اهميت كعبه

يكى از مواردي‌كه اهميت كعبه را از نظر شيعيان ثابت مي‌كند مراسم عبادى حج است كه در هر سال جمعيت انبوهى از حاجيان را، شيعيان تشكيل مي‌دهند.

براى اين كه اهميت حج و كعبه در اين قسمت روشن شود به دو مطلب در رابطه با حج اشاره مي‌شود:

عدم جواز تأخير حج

گذشته از آيات،‌ روايات زيادى در باره اين فريضه الهى آمده‌است كه دليل بر وجوب حج و اهميت آن از نظر شيعه است، در اهميتش همين بس كه انسان مستطيعى كه حج را بدون عذر ترك كند كافر است. و يا بدون عذر آن را به تأخير اندازد و بميرد؛‌ بر دين يهودى و نصرانى مرده‌است. در اين قسمت به سه روايت اشاره مي‌شود:

روايت اول:
رسول خدا در ضمن يك روايت طولانى به امام على عليه السلام فرمود:

يَا عَلِيُّ تَارِكُ الْحَجِّ وَهُوَ مُسْتَطِيعٌ كَافِرٌ يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ يَا عَلِيُّ مَنْ سَوَّفَ الْحَجَّ حَتَّى يَمُوتَ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّا.

اى علي! كسى كه مستطيع باشد و حج را انجام ندهد، كافر است. خداوند در باره حج مي‌فرمايد: و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است. اى علي! كسى كه حج را به تأخير اندازد تا بميرد، خداوند او را در قيامت يهودى و يا نصرانى محشور نمايد.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي 381 هـ)‏ من‏لايحضره‏الفقيه ج 4، ص368، ح5762 ، بَابُ النَّوَادِرِ، ناشر: جماعة المدرسين ، قم، طبع الثانية: 1404هـ

روايت دوم :
أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ أَوْ مَرَضٌ لَا يُطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ- يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّا.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس بميرد و بدون موانع مانند:‌ موانع قهري،‌ عوارض جسمى و بسته شدن راه توسط ستمگري، به حج خانه خدا نرفته باشد، به سيرت يهود و نصارى خواهد مرد.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي،ج‏4، ص268 ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

روايت سوم:
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍعَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ- وَمَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى‏ وَأَضَلُّ سَبِيلًا فَقَالَ: ذَلِكَ الَّذِي يُسَوِّفُ نَفْسَهُ الْحَجَّ يَعْنِي حَجَّةَ الْإِسْلَامِ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْمَوْت.‏

ابى بصير مي‌گويد: از امام صادق عليه السلام در باره اين آيه «اما كسى كه در اين جهان (از ديدن چهره حق) نابينا بوده است، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است‏» پرسيدم حضرت فرمود: او آن كسى است كه حج را به تأخير مي‌اندازد تا مرگش فرا رسد.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي،ج‏4، ص269 ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

2. عدم جايگزيني براي حج

از نظر روايات، حج بيت الله داراى آثار تربيتي، فرهنگي،‌ سياسى و اقتصادى است كه اين آثار فقط با رفتن در آن جا به دست مي‌آيد؛ بنابراين از نظر فقه شيعه اگر كسى مستطيع بود و عذرى برايش پيش آمد و يا قبل از انجام حج از دنيا رفت با اين كه بر انجام آن وصيت نكرده باشد، بايد به نيابت از او حج را بجا آورد و انجام هرگونه اعمال مستحبى يا واجب ديگر نمي‌تواند جايگزين آن شود و اين دليل ديگر بر اهميت حج و عظمت كعبه است. از ميان روايات فراوان به دو روايت در اين باره اشاره مي‌شود:

روايت اول: كلينى با سند صحيح نقل مي‌كند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام‌ قَالَ كَانَ عَلِيٌّ عليه السلام يَقُولُ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَرَادَ الْحَجَّ فَعَرَضَ لَهُ مَرَضٌ أَوْ خَالَطَهُ سَقَمٌ فَلَمْ يَسْتَطِعِ الْخُرُوجَ فَلْيُجَهِّزْ رَجُلًا مِنْ مَالِهِ ثُمَّ لْيَبْعَثْهُ مَكَانَهُ.

امام باقر عليه السلام مي‌فرمايد: امير المؤمنين عليه السلام مى‏فرمود: اگر كسى مستطيع باشد، و براى او بيمارى يا عارضه‏اى رخ دهد كه نتواند به زيارت حج برود، بايد شخص ديگرى را به هزينه خود براى انجام حج به جاى خود اعزام نمايد.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج‏4، ص273 ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

روايت دوم: كلينى با سند صحيح نقل مي‌كند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام عَنْ رَجُلٍ يَمُوتُ وَلَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَلَمْ يُوصِ بِهَا أَ يُقْضَى عَنْهُ قَالَ: نَعَمْ.

از امام صادق عليه السلام در مورد مردى كه پيش از انجام حجة ‌الاسلام بميرد و بر انجام آن وصيت هم نكرده باشد پرسيده شد؛ آيا از طرف او قضا كند يا نه؟ حضرت فرمود: بلي.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 4 ص277،‌ ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

غير از اين مورد موارد ديگرى هم داريم كه وجوب حج و اهميت كعبه را در مكتب تشيع ثابت مي‌كند؛ بنابراين كعبه در نظر شيعيان تا اين اندازه از اهميت ويژه برخوردار است كه كربلا آن را ندارد؛ به عنوان مثال در نظر شيعه زيارت كربلا همانند حج واجب نيست؛ بلكه در بعضى مواقع مستحب مؤكد است و اگر زيارت حضرت واجب مي‌بود فقهاء بر وجوب آن فتوا مي‌دادند.

علامه حلى مي‌فرمايد:
مسألة 770 : تستحب زيارة الحسين عليه السلام، لقول الباقر عليه السلام: مروا شيعتنا بزيارة قبر الحسين عليه السلام، فإن إتيانه يزيد في الرزق ويمد في العمر ويدفع مواقع السوء، وإتيانه مفترض على كل مؤمن يقر (له) بالإمامة من الله.

وتستحب زيارته في يوم عرفة وفي أول يوم من رجب ونصفه ونصف شعبان وليلة القدر وليلة الفطر وليلة الأضحى ويوم عاشوراء ويوم العشرين من صفر وفي كل شهر، للروايات المتواترة فيه.

زيارت امام حسين با توجه به اين روايت مستحب است : كه امام باقر عليه السلام فرمود: شيعيان ما را به زيارت مضجع شريف امام حسين امر كنيد؛زيرا زيارت آن حضرت رزق و روزى را زياد و عمر را طولانى كرده و امورى كه بدى و شر را جلب مى‏كنند دفع مى‏نمايد.

و زيارت آن حضرت بر هر مؤمنى كه اقرار به امامت حضرتش از طرف حق تعالى دارد واجب و لازم است‏ .

و زيارت امام حسين در روز عرفه ،‌ روز اول و نصف ماه رجب و نيمه شعبان و شب قدر و شب عيد فطر و قربان و روز عاشورا و وروز بيستم صفر و در هر ماه مستحب است و در اين باره روايت متواتر وجود دارد.

العلامة الحلي ، الحسن بن يوسف المطهر، (المتوفا 726 ق) تذكرة الفقهاء، ج 8، ص454، تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث- قم ، الطبعة الأولى- 4171 ه‍

گرچه در روايت كلمه « مفترض»‌ آمده ولى اين به معناى واجب نيست؛ بلكه به معناى سنت مؤكد و مستحب مؤكد است و اين هم به خاطر آثارى است كه در زيارت آن حضرت مترتب است كه بخشى از آن در اين روايت ذكر شده‌است.

حال با توجه به شبهه بیان شده آیا كربلا قبله اسلام است ؟

شبهه اين است كه طبق روايات، از نظر شيعيان زمين كربلا يك سرزمين مقدس و مختار خداوند و حرم خدا و رسول خدا و قبله مسلمين است.

در پاسخ باید گفت :

اولاً : كربلا فضايل بسيار دارد، اما در نظر شيعه قبله نيست !

در اين كه زمين كربلا يك سرزمين مقدس و با فضيلت است، شك و ترديدى نيست و اين شرافت و قداست را از وجود پيكرهاى پاك شهداى كربلا به ويژه سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسين عليه السلام كه در آن مكان مقدس مدفونند، كسب كرده است. روايات زيادى در فضيلت خاك كربلا وارد شده كه براى نمونه به دو روايت آن اشاره مي‌شود:

ابن قولويه قمى رحمت الله عليه با سند صحيح نقل مي‌كند:

حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ إِنَّ لِمَوْضِعِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام حُرْمَةً مَعْلُومَةً مَنْ عَرَفَهَا وَاسْتَجَارَ بِهَا أُجِيرَ ... وَمَوْضِعُ قَبْرِهِ مُنْذُ يَوْمَ دُفِنَ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَمِنْهُ مِعْرَاجٌ يُعْرَجُ فِيهِ بِأَعْمَالِ زُوَّارِهِ إِلَى السَّمَاءِ فَلَيْسَ مَلَكٌ وَلَا نَبِيٌّ فِي السَّمَاوَاتِ إِلَّا وَهُمْ يَسْأَلُونَ اللَّهَ أَنْ يَأْذَنَ لَهُمْ فِي زِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام فَفَوْجٌ يَنْزِلُ وَفَوْجٌ يَعْرُج‏

اسحاق بن عمّار مى‏گويد: از حضرت امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى‏فرمودند:

براى جاى قبر حسين بن على عليهما السّلام حريم معلومى است، كسى كه آن را بداند و پناهنده به آن شود، پناه داده مى‏شود. ... از روزى كه آن حضرت در آنجا دفن شد، باغى از باغهاى بهشت بوده، و در همان جا نردبانى نصب شده و اعمال زوّار آن جناب را به وسيله آن به آسمان مى‏برند و هيچ فرشته و پيامبرى در آسمان نيست مگر از خدا در خواست مى‏كند كه به او اذن زيارت قبر حسين عليه السّلام داده شود پس دسته‏اى براى زيارت به پائين آمده و گروهى پس از زيارت به بالا مى‏روند.

القمي ، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص457، تحقيق : الشيخ جواد القيومي ، لجنة التحقيق ، ناشر : مؤسسة نشر الفقاهة ، الطبعة: الأولى ، عيد الغدير 1417هـ؛

الحر العاملي، محمد بن الحسن (متوفاي1104هـ)، تفصيل وسائل الشيعة إلي تحصيل مسائل الشريعة،ج14 ص512،‌ تحقيق و نشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام لإحياء التراث، الطبعة: الثانية، 1414هـ.

و شيخ صدوق رضوان الله تعالى عليه مي‌نويسد:

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ: مَوْضِعُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام مُنْذُ يَوْمَ دُفِنَ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَقَالَ مَوْضِعُ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السلام تُرْعَةٌ مِنْ تُرَعِ الْجَنَّة.

اسحاق ابن عمار مي‌گويد: امام صادق عليه السلام فرمود : جايگاه مزار امام حسين عليه السّلام از آن روز كه به خاك سپرده شده باغى از باغ‏هاى بهشت است و نيز فرمود: جايگاه مزار امام حسين عليه السّلام آبراهى(درب) از آبراه‏هاى (درهاي) بهشت است.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاي 381 هـ)،‏ ‏ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ،ص 85، ناشر: دار الرضى‏،‌ قم،‌ چاپ اول 14069هـ

از نظر شيعيان، كربلا با داشتن اين همه فضيلت و ويژگيها در برابر كعبه، قبله مسلمين نيست تا در عباداتش رو به سوى او نمايند؛ بلكه تنها قبله مسلمانان، همان كعبه است.

وحدت قبله از امورى مسلم ، از ضروريات دين اسلام و در نزد جميع اهل اديان و ملل، يك امر معروف و پذيرفته شده است.

با توجه به تصريح دو تن از علماى برجسته شعيه (شيخ طوسى و قاضى ابن براج) را در ذيل پاسخ سؤال نخست آورديم، اين مطلب ثابت مي‌‌شود كه مطرح كننده شبهه از اعتقاد شيعيان در اين زمينه آگاهى نداشته است و گر نه با مطرح كردن چنين شبهاتى عجز و ناتوانى خود را در برابر پيروان اهل بيت عليهم السلام به اثبات نمي‌رساند.

ثانياً: طبق روايات شيعه، مكه حرم خدا و مدينه حرم رسول خدا است‌!

طبق روايات صحيح، مكه معظمه حرم خدا و مدينه حرم رسول خدا است.

مرحوم كلينى با سند صحيح نقل مي‌كند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ حَسَّانَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام يَقُولُ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صلي الله عليه وآله مَكَّةُ حَرَمُ اللَّهِ وَالْمَدِينَةُ حَرَمُ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله وَالْكُوفَةُ حَرَمِي لَايُرِيدُهَا جَبَّارٌ بِحَادِثَةٍ إِلَّا قَصَمَهُ اللَّه‏.

امير المؤمنين على (ع) فرموده است، مكه حرم خدا و مدينه حرم رسول خدا و كوفه حرم من است. هيچ ستمگرى به فكر ستم در آن نمى‏افتد، مگر آنكه خداوند پشتش را در هم مى‏شكند.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الكافي،ج4، ص563، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش

و در روايت ديگرى كه سند آن نيز صحيح است، نقل مي‌كند:

أَبُو عَلِيٍّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلي الله عليه وآله إِنَّ مَكَّةَ حَرَمُ اللَّهِ حَرَّمَهَا إِبْرَاهِيمُ عليه السلام وَ إِنَّ الْمَدِينَةَ حَرَمِي ....

از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه رسول خدا صلي الله عليه وآله فرمود: مكه حرم خدا است و مدينه حرم من است.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي،ج 4 ، ص565، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

اما اگر در روايات ديگر، به كربلا حرم خدا و رسول خدا اطلاق شده، به اين جهت و به اين معنا است كه در اين مكان، پاره‌اى از تن پيامبر (طبق فرموده خود پيامبر) دفن شده است و اين مكان مقدس انسان را به ياد خدا مي‌اندازد؛ لذا مانند حرم خدا و رسول خدا حرمت دارد.

به همين جهت امام صادق عليه السلام به يارانش هنگامى كه آداب زيارت حرم امام حسين را آموزش مي‌داد فرمود: وقتى وارد حرم مي‌شوى پا برهنه برو؛ زيرا در حرمى از حرم‌هاى الهى هستي!

كلينى با سند صحيح نقل مي‌كند:

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ ثُوَيْرٍ قَالَ كُنْتُ أَنَا وَيُونُسُ بْنُ ظَبْيَانَ وَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ وَأَبُو سَلَمَةَ السَّرَّاجُ جُلُوساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام وَكَانَ الْمُتَكَلِّمُ مِنَّا يُونُسَ وَكَانَ أَكْبَرَنَا سِنّاً فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَحْضُرُ مَجْلِسَ هَؤُلَاءِ الْقَوْمِ يَعْنِي وُلْدَ الْعَبَّاسِ فَمَا أَقُولُ ..... قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَزُورَهُ فَكَيْفَ أَقُولُ وَكَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ: إِذَا أَتَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام فَاغْتَسِلْ عَلَى شَاطِئِ الْفُرَاتِ ثُمَّ الْبَسْ ثِيَابَكَ الطَّاهِرَةَ ثُمَّ امْشِ حَافِياً فَإِنَّكَ فِي حَرَمٍ مِنْ حَرَمِ اللَّهِ وَحَرَمِ رَسُولِهِ وَعَلَيْكَ بِالتَّكْبِيرِ وَالتَّهْلِيلِ وَالتَّسْبِيحِ وَالتَّحْمِيدِ وَالتَّعْظِيمِ لِلَّهِ عَزَّ وَجَلَّ كَثِيراً وَالصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ ......

حسين بن ثوير مي‌گويد: من و يونس بن ظبيان و مفضل بن عمر و ابو سلمه سراج در نزد امام صادق عليه السلام نشسته بوديم و چون يونس از ما بزرگتر بود سخنگوى ما بود به امام عرض كرد فدايت شوم مى خواهم حرم امام حسين عليه السلام را زيارت كنم چه كار كنم؟ حضرت فرمود: هنگامي‌كه خواستى به حرم امام حسين مشرف شوى در شط فرات غسل كن و لباس پاك را در بركن سپس پا برهنه به سوى حرم برو؛ زيرا تو در حرمى از حرم خدا و رسول خدا هستى وبر تو باد زياد تكبير گفتن و تهليل و حمد و تعظيم خداوند و درود بر پيامبر و اهل بيت او....

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي،ج 4، ص576، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

و هر جايى كه در آن ذكر و ياد خدا شود همان جا حرم خدا است؛ از اين رو، در روايات،‌ قلب انسان نيز به دليل اين كه محل ياد خداست؛ به حرم خدا تشبيه شده است:

وَقَالَ الصَّادِقُ عليه السلام: الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّهِ.

امام صادق عليه السلام فرمود: قلب حرم خداست و در حرم خدا غير خدا را جاى نده.

المجلسي، محمد باقر (متوفاي 1111هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ج67 ص26، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء- بيروت ـ لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، 1403هـ ـ 1983 م.

همانگونه كه بعضى روايات، حرم سيد الشهداء عليه السلام را حرم خدا دانسته است؛‌ مدينه را با اينكه شهر رسول خدا و آرامگاه اوست و كوفه را نيز حرم خدا و رسول الله و اميرالمؤمنين قلمداد كرده است . كلينى با سند صحيح نقل مي‌كند:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَغَيْرُهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَّادٍ الْقَلَانِسِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ مَكَّةُ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرَمُ رَسُولِهِ وَحَرَمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام الصَّلَاةُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ صَلَاةٍ وَالدِّرْهَمُ فِيهَا بِمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَالْمَدِينَةُ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرَمُ رَسُولِهِ وَحَرَمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا الصَّلَاةُ فِيهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ صَلَاةٍ وَالدِّرْهَمُ فِيهَا بِعَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ وَالْكُوفَةُ حَرَمُ اللَّهِ وَحَرَمُ رَسُولِهِ وَحَرَمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام الصَّلَاةُ فِيهَا بِأَلْفِ صَلَاةٍ وَالدِّرْهَمُ فِيهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ.

امام صادق فرمود: مكه حرم خدا و رسول خدا و امير المؤمنين است نماز در آن برابر صد هزار نماز و صدقه يك درهم در آن برابر با صد هزار درهم است. و مدينه حرم خدا و رسول خدا و امير المؤمنين است نماز در آن برابر ده هزار نماز و صدقه يك درهم برابر ده هزار درهم در غير آن است و كوفه حرم خدا و رسول خدا و حرم اميرالمؤمنين است نماز در آن برابر هزار نماز و يك درهم صدقه در آن برابر هزار درهم در غير آن است.

الكليني الرازي، أبي جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاي328 هـ)، الأصول من الكافي، ج 4، ص586،‌ ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،1362 هـ.ش.

بنابراين،‌ با اينكه در روايات، حرم خدا و رسولش مشخص است؛‌ اطلاق «حرم الله» و «حرم رسول الله» بر حرم سيد الشهداء عليه السلام و يا مكان هاى ديگر هيچ‌گونه منافات ندارد.

در بعضى از روايات آمده است كه قبل از اين‌كه خداوند كعبه را حرم خود قرار دهد؛ كربلا را حرم خود قرارداد؛ ولى اين روايت مرسل است. ابن قولويه در كامل الزيارات، شيخ مفيد و محمد بن المشهدى در المزار نقل كرده‌اند:

5 حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْقُرَشِيُّ الرَّزَّازُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام اتَّخَذَ اللَّهُ أَرْضَ كَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَكاً قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اللَّهُ أَرْضَ الْكَعْبَةِ وَيَتَّخِذَهَا حَرَماً بِأَرْبَعَةٍ وَعِشْرِينَ أَلْفَ عَامٍ وَأَنَّهُ إِذَا زَلْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى الْأَرْضَ وَسَيَّرَهَا رُفِعَتْ كَمَا هِيَ بِتُرْبَتِهَا نُورَانِيَّةً صَافِيَةً فَجُعِلَتْ فِي أَفْضَلِ رَوْضَةٍ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَأَفْضَلِ مَسْكَنٍ فِي الْجَنَّةِ لَا يَسْكُنُهَا إِلَّا النَّبِيُّونَ وَالْمُرْسَلُونَ أَوْ قَالَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَإِنَّهَا لَتَزْهَرُ بَيْنَ رِيَاضِ الْجَنَّةِ كَمَا يَزْهَرُ الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ بَيْنَ الْكَوَاكِبِ لِأَهْلِ الْأَرْضِ يَغْشَى نُورُهَا أَبْصَارَ أَهْلِ الْجَنَّةِ جَمِيعاً وَهِيَ تُنَادِي أَنَا أَرْضُ اللَّهِ الْمُقَدَّسَةُ الطَّيِّبَةُ الْمُبَارَكَةُ الَّتِي تَضَمَّنَتْ سَيِّدَ الشُّهَدَاءِ وَ سَيِّدَ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة.

حضرت على بن الحسين عليهما السّلام فرمودند:

خداوند متعال بيست و چهار هزار سال قبل از اينكه زمين كعبه را خلق كند و آن را حرم قرار دهد زمين كربلاء را آفريد و آن را حرم امن و مبارك گرداند، و هر گاه حق تعالى بخواهد كره زمين را لرزانده و حركتش دهد (شايد كنايه از قيامت باشد) زمين كربلاء را همراه تربتش در حالى كه نورانى و شفّاف هست بالا برده و آن را در برترين باغ‏هاى بهشت قرار داده و بهترين مسكن در آنجا مى‏گردانش و ساكن نمى‏شود در آن مگر انبياء و مرسلين (يا بجاى اين فقره فرمودند: و ساكن نمى‏شود در آن مگر رسولان اولو العزم) اين زمين بين باغ‏هاى بهشت مى‏درخشد همان طورى كه ستاره درخشنده بين ستارگان نورفشانى مى‏نمايد، نور اين زمين چشم‏هاى اهل بهشت را تار مى‏كند و با صدائى بلند مى‏گويد:

من زمين مقدّس و طيّب و پاكيزه و مباركى هستم كه سيد الشهداء و سرور جوانان اهل بهشت را در خود دارم‏.

القمي ، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاي367هـ)، كامل الزيارات، ص451، تحقيق : الشيخ جواد القيومي ، لجنة التحقيق ، ناشر : مؤسسة نشر الفقاهة ، الطبعة: الأولى ، عيد الغدير 1417هـ؛

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري البغدادي (متوفاي413 هـ)، كتاب المزار مناسك المزار ، ص23، تحقيق آية الله السيد محمد باقر الأبطحي، ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ ـ 1993م

المشهدي الحائري، الشيخ أبو عبد الله محمد بن جعفر بن علي (متوفاي610هـ)، المزار، ص338، تحقيق: جواد القيومي الأصفهاني، ناشر: مؤسسة النشر الاسلامي، الطبعة : الأولى ، رمضان المبارك 1419هـ .


موفق باشی

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
20-12-2010 10:30 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
bittermoon آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 48
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 0
ارسال: #4
RE: عاشورا در میان اهل سنت
سلام
چرا پیامبر برای شهادی احدو... نگفت هر سال عزاداری کنن و یا حسین علیه السلام بعد از شهدت مادر و پدر بزرگوارشان برای آنها عزاداری نکردو...ولی شیعیان برای امامان خود عزاداری میگیرند.
این رو یه سنی پرسیده.لطفا با سند از خود *اهل سنت* اثبات کنید که گرفتن مراسم عزاداری و اقامه مجالس گریه و امامان و شهدا بدعت نیست و خود حضرت رسول هم این کار را انجام میدادند.
چون من از منابع شیعه خواندم که خود پیامبر برای شهدای احد روضه می خوانندند و...

[تصویر:  15599984187093964757.gif]
22-12-2010 09:55 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #5
RE: عاشورا در میان اهل سنت
سلام بر شما دوست عزیز

تا بخواهید از این دست شبهات یافت میشه که هدفش جز کمرنگ جلوه دادن عظمت واقعه عاشورا و نفی عزاداری برای سالار شهیدان چیزی نیست .
مثلا در اين زمينه ابن تيميه نظريه پرداز وهابيت اين چنين مي گويد: « ومن حماقتهم إقامه المأتم والنياحه على من قد قتل من سنين عديده »
از حماقت‌هاي شيعيان برپايي مجلس ماتم و نوحه است بر كسي است كه سال‌ها پيش كشته شده. (1)

و نيز شبيه به آن‌چه كه ابن تيميه گفته است را در متن زير مي‌يابيد:
« الروافض لما ابتدعوا إقامه المأتم وإظهار الحزن يوم عاشوراء لكون الحسين قتل فيه... »
و چون روافض (شيعيان) برگزاري ماتم و اظهار حزن و اندوه در روز عاشوراء را به خاطر كشته شدن حسين در اين روز بدعت نهادند... (2)

اما جوابی که میشه به این افراد و عقاید داد را می توان در چند قسمت بیان کرد :

الف) آیا عزاداری و گریستن برای امام حسین بدعت است ؟
طريحى مى‏گويد: « البدعه: الحدث في الدين، وما ليس له أصل في كتابٍ ولا سنّه، وإنّما سُمّيَتْ بدعه؛ لأنّ قائلَها ابتدعها هو نفسه (3)
بدعت، كار تازه‏اى در دين است كه ريشه در قرآن و شريعت ندارد و به ‏خاطر اين بدعت ناميده شده كه گوينده بدعت آن را ابداع كرده و به ‏وجود آورده است.

آن‌چه كه باعث گرديده تا بعضي در اين مورد مرتكب اشتباه گرديده و به آساني ديگران را متهم به بدعت نمايند اين است كه در حديثي از رسول خدا (ص) نقل كرده‌اند:
« كلّ بدعه ضلاله. » (4)
هر بدعتي گمراهي‏ است.

امّا آيا بر اساس اين روايت مي‌‏توان هر پديده‏اي نو كه در جامعه موقعيت و جايگاه ويژه‏اي پيدا كرد، را از مصاديق بدعت دانسته و معتقدان به آن را خارج از دين شمرد؟

پاسخ سؤال منفي است، زيرا وظيفه شارع، بيان حكم است نه تعيين مصداق، چه بسا از منظر شخص و يا گروه فكري خاص، يك پديده در جامعه‏اي خاص، از مصاديق بدعت شمرده شود، ولي از نظر پيروان مكتب فكري ديگر از شعائر دين و از سنّت‌هاي حسنه محسوب شود.

ب) آیا گریه کردن و عزاداری در اسلام وارد شده یا خیر ؟

با توجه به مطالبي كه در معناي بدعت تقديم گرديد؛ به مستندات قرآني گريه و اشك اشاره مي‌كنم تا مشخص گردد آيا به طور كلي اشك در قرآن جايگاهي ممدوح دارد يا مذموم؟

آيات بسياري از كلام الله مجيد در مدح گريه و بكاء صادر شده و از اين موضوع مي‌توان به عنوان تأييد قرآن بر اشك و گريه و اندوه نام برد كه به چند نمونه از آن به عنوان شاهد اشاره مي‌كنم:

آياتي كه به چشمان گريان اشاره مي‌كند:

« فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ » التوبه (9): 82
پس كم بخندند و بسيار گريه كنند.

در آيه فوق خداوند به عملي امر مي‌فرمايد كه اگر خداوند به آن رضايت نمي‌داشت آن را مورد امر قرار نمي‌داد.

خداوند متعال در مدح أنبياء خود اين‌گونه مي‌فرمايد:

« إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَنِ خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيّاً » مريم (19): 58
چون آيات خدا بر آنها خوانده مى‏شد سجده‏كنان و گريه‏كنان مى‏افتادند.

خداوند تعالى در صفات كساني كه موهبت علم به آن‌ها عنايت شده است اين‌گونه مي‌فرمايد:

« وَيَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ يَبْكُونَ وَيَزِيدُهُمْ خُشُوعاً » الإسراء (17): 109
مى‏افتند بر چانه‏ ها، مى‏گريند و بر خشوع آنها مى‏افزايد.

پس آن‌گونه كه ملاحظه شد در قرآن كريم گريه و ريزش اشك كه نتيجه انعطاف و تأثّرات روحي است نه تنها مذموم شمرده نشده است، بلكه مورد مدح و ستايش پروردگار قرار گرفته است، زيرا از فطريّات بشر و جزئي از شخصيّت مثبت انسان محسوب مي‌‏شود.

گريه و اشك در سنت رسول خدا (ص)

در كتاب تفسير قرطبي به گوشه‏اي از درخواست پيامبر اكرم هنگام مناجات با خداوند اشاره شده است كه آن حضرت عرض مي‌‏كند:

اللّهمّ اجعلني من الباكين إليك، والخاشعين لك. (5)
خداوندا مرا از گريه كنندگان و از خشوع گنندگان براي خود قرار ده.

و در دعاي ديگري از آن حضرت نقل شده است كه عرض مي‌‏كرد: اللّهمّ ارزقني عينين هطالتين. (6)
خداوندا چشماني اشك ريز به من عنايت كن.

در حقيقت رسول خدا (ص) در اين فقرات از دعا و مناجات آرزوي باطني خود را در كاري كه مورد رضايت الهي است طلب مي‌كند و اگر اين عمل مورد تأييد خداوند نبود هرگز آن را در مناجات خود با خداي خويش مطرح نمي‌نمود.

منابع:
1. منهاج السنه النبويه، ابن تيميه، ج 1، ص 52.
2. حاشيه رد المحتار ابن عابدين، ج 2، ص 599.
3. مجمع البحرين، ج 1، ص 163، مادّه «بدع»
4. صحيح مسلم، ج 3، ص11 / مسندأحمد، ج 3، ص310.
5. تفسير قرطبي، ج11، ص 215.
6. فيض القدير، ج 2، ص 181.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-12-2010 04:29 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #6
RE: عاشورا در میان اهل سنت
چرا پیامبر برای شهادی احدو... نگفت هر سال عزاداری کنن

سوال بی اساسیه . مانند این بماند که فرضااز خانواده شما کسی فوت کند و شما بگویید ای دوستان هر سال در ماتم عزیز من عزاداری کنید .

این چیز غیر طبیعی ای است .

اما گاهی می شود فرد به قدری محبوبیت و عظمت دارد که تابعین و پیروان او تا سالها و قرنها هم برایش عزاداری می کنند و هم یادش را گرامی می دارند مانند امام حسین و یاران وفادارش .

برسیم سر تیتر بحث :

حمزه فرزند عبدالمطلب، از چهره ‏هاى برجسته و قهرمان اسلام بود كه در نبرد اُحد به شهادت رسيد. رسول خدا (ص) در شهادت عموى خويش بسيار غمگين شد و او را سيدالشهداء ناميد و در فراقش گريست.

در جنگ اُحد خبر شهادت حمزه عموي رسول خدا (ص) تأثيري شگرف بر قلب و روح آن حضرت گذاشت، زيرا يكي از بزرگ‌ترين مدافعان مكتب توحيد و حاميان راستين خويش را از دست داده بود.
بنابراين، عكس العمل فرستاده‏ حق و پيامبر بزرگ الهي در مقابل اين حادثه‏ دردناك سرمشقي جاودانه براي پيروان او خواهد شد.

حلبي در سيره خود مي‌نويسد:
لما رأى النبى حمزه قتيلا، بكى فلما راى ما مثّل به شهق. (1)
پيامبر چون پيكر خونين حمزه را يافت گريست و چون از مثله كردن او آگاهى يافت با صداى بلند گريه سر داد.

اين گريه و ناله از سوي آن حضرت براي عزاي عمويش حمزه آن‌قدر شديد بوده است كه ابن مسعود مي‌‏گويد:
ما رأينا رسول اللّه‏ صلّي الله عليه و آله وسلّم باكياً أشدّ من بكائه علي حمزه، وضعه في القبله، ثمّ وقف علي جنازته، وانتحب حتّي بلغ به الغشي، يقول: يا عمّ رسول اللّه! يا حمزه! يا أسد اللّه! وأسد رسوله! يا حمزه! يا فاعل الخيرات! يا حمزه! يا كاشف الكربات! يا حمزه! يا ذابّ عن وجه رسول اللّه!. (2)
نديديم پيامبر بر كسي گريه كند، آن‌گونه كه با شدّت در شهادت عمويش حمزه اشك مي‏ريخت، بدن حمزه را به طرف قبله قرار داد، سپس كنار آن قرار گرفته و با صداي بلند گريه كرد تا حال غش به آن حضرت دست داد، و خطاب به جسد عمويش مي‌‏فرمود: اي عموي پيامبر خدا، اي حمزه! اي شير خدا و شير پيامبر خدا، اي حمزه! اي كسي كه كارهاي نيكو انجام مي‌‏دادي، اي حمزه! اي كسي كه سختي‌ها و مشكلات را برطرف مي‌‏كردي، اي حمزه! اي كسي كه سختي‌ها را از رسول خدا دور مي‌‏كردي.

از آن به بعد كساني كه سخن پيامبر را شنيده بودند قبل از گريه بر هر شهيدي اوّل براي حمزه عزاداري مي‌كردند:
فلم تبك امرأه من الأنصار علي ميّت بعد قول رسول اللّه صلّي الله عليه و آله وسلّم لكنّ حمزه لابواكي له إلي اليوم إلّا بدأت البكاء علي حمزه. (3)

هيچ زني از انصار بعد از شنيدن فرمايش رسول خدا كه عمويم حمزه گريه‏ كن ندارد، بر مرده‏اي گريه نمي‌‏كرد، مگر اين‌كه اوّل براي حمزه عزاداري مي‌‏كرد.

استمرار گريه براى حمزه در تمام عزاها:

ابن كثير مى‏گويد: تا به امروز زنان انصار پيش از گريه بر مردگان خويش، نخست بر حمزه مى‏گريند.

أحمد بن حنبل عن ابن عمر أن رسول الله صلى الله عليه وسلم لما رجع من اُحد فجعلت نساء الأنصار يبكين على من قتل من أزواجهن قال فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ولكن حمزه لا بواكي له قال ثم نام فاستنبه وهن يبكين. (4)
ابن عمر روايت نموده رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم چون از اُحد بازگشت زنان أنصار را مشاهده نمود كه بر كشته‌هاي خود گريه مي‌كنند. رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: حمزه گريه كن ندارد. رسول خدا صلّي الله عليه وآله بعد از مقداري استراحت متوجه شدند كه زن‌ها براي حمزه گريه مي‌كنند.

قال فهن اليوم إذا يبكين يندبن بحمزه.
از آن روز تاكنون زنان ابتدا براي حمزه و سپس براي كشته‌هاي خود عزاداري مي‌كنند.

ابن كثير بعد از نقل اين خبر اين‌گونه نظر مي‌دهد:
وهذا على شرط مسلم. (5)
اين روايت شرط صحت را بر اساس قواعد مسلم را دارد.

واقدي نيز مي‌گويد تا زمان ما اين رويه ادامه دارد كه ابتدا براي حمزه و سپس براي كشته‌هاي خود عزاداري مي‌كنند:

قال الواقدي فلم يزلن يبدأن بالندب لحمزه حتى الآن. (6)
از آن زمان تاكنون زنان ابتدا براي حمزه گريه و عزاداري مي‌كنند.



عزاداری در سیره تمامی معصومین بوده و این مورد قابل استناد توسط منابع خود اهل سنت نیز هست .

موفق باشی

منابع:
1. السيره الحلبيه، ج 2، ص 247.
2. ذخائر العقبي، ص 181.
3. مجمع الزوائد، ج 6، ص 126.
4. البدايه والنهايه، ابن كثير، ج 4، ص 55.
5. البدايه والنهايه، ج 4، ص 55.
6. أسد الغابه، ج 2، ص 48.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
(آخرین ویرایش در این ارسال: 22-12-2010 04:42 PM، توسط هم ولایتی.)
22-12-2010 04:41 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
bittermoon آفلاین
کاربر تازه وارد
*

ارسال‌ها: 48
تاریخ عضویت: Dec 2010
اعتبار: 0
ارسال: #7
RE: عاشورا در میان اهل سنت
با تشکر از شما هم ولایتی عزیز
لطف میکنید عزاداری در سیره معصومین را از منابع اهل سنت بیان کنید.ممنون
22-12-2010 08:40 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #8
RE: عاشورا در میان اهل سنت
باسلام

جواب شما در لینک زیر داده شد :

عزاداری اهل بیت در منابع اهل سنت

موفق باشی

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-12-2010 09:06 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هم ولایتی آفلاین
مدیرانجمن ها
******

ارسال‌ها: 2,710
تاریخ عضویت: Oct 2010
اعتبار: 6
ارسال: #9
RE: عاشورا در میان اهل سنت
سلام

در کتاب های تاریخ و متن های ادبی و مذهبی اهل سنت در باب نحوه ی برگزاری مراسم تعزیه داری شهیدان کربلا و یادآوری و تجلیل از خاطره ی دلیری و فداکاری آنان شواهد بسیار می توان یافت و ظاهراً از همان روزهای نخستین پس از وقوع این حادثه، زشتی آن آشکار شده و مردم را اندوهگین ساخته است.

مؤلف تجارب السلف تحت عنوان «شهادت امام حسین» شرح این واقعه را چنین آغاز می کند: «در شرح این قصه بسط سخن نمی توان کرد؛ چه در اسلام واقعه ای صعب تر از این اتفاق نیفتاده است. زیرا قتل عمر و عثمان اگرچه بر مسلمانان در غایت صعوبت بود، اما قصه ی حسین فاحش تر از همه اتفاق افتاد. چه سر مبارک او را به دمشق بردند و طفلش را کنار او به تیر بزدند و برادرزادگان و ابنای عم او را در پیش او بکشتند و عورات و اطفال را بر آن صورت که از ولایت حبشه و زنگ و هند بردگان آورند به بردگی به شهرها بردند و مجمل قصه آن است که چون یزید تخت را ملوث کرد، همه ی همت او بر آن مقصود گشت که از حسین و آن سه کس دیگر که معاویه وصیت کرده بود بیعت بستاند.» (1)

سپس داستان نامه نوشتن کوفیان به امام حسین (ع) و دعوت او به حکمرانی این شهر و سپس روی گرداندن ایشان از آن حضرت را یاد می کند:

«عمر بن سعد وقاص بیامد با لشکری عظیم و بیشتر آن لشکر کوفیان بودند که نامه نوشتند به حسین و او را دعوت کردند. حسین گفت: نه شما مرا طلبیدید و نامه نوشتید؟ ایشان گفتند ما نمی دانیم چه می گویی و التفات نکردند و جنگ را شروع کردند و حسین با پسر عم و برادران و یاران خویش جنگی عظیم کردند و همه کشته شدند-رضی الله عنهم-. و بعد از همه حسین را بکشتند و شخص مبارک او را بر زمین انداختند و چندان بر او اسب تاختند تا ناپدید گشت.» (2)

عکس العمل مردم دمشق که همگی دوستدار و هواخواه معاویه بودند
«گویند چون سر مبارک حسین را به دمشق بردند و زین العابدین علی ابن الحسین ... در میان ایشان بود و او را با جماعت عورات (3) خاندان نبوت بر شتران نشانده ... در دمشق می گرداندند ... پیری از اهل شام بیامد پیش زین العابدین بایستاد و او را دشنام داد و اظهار شماتت می کرد. زین العابدین گفت: ای شیخ قرآن می خوانی؟ گفت: آری. گفت: این ایه را خوانده ای که قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودة فی القربی؟ (4) گفت: خوانده ام. گفت: مرا می شناسی؟ گفت: نه. گفت: ذی القربی منم. و نام و نسب خود را بگفت. پیر او را سوگند داد که راست می گویی، زین العابدین تویی؟ سوگند خورد که راست می گویم. پیر گفت: به خدای من هرگز ندانستم که محمد را به غیر از یزید و خویشان او خویشاوندی دیگر هست. آن گاه پیر بگریست و از زین العابدین عذر خواست. گویند هفتاد کس از مشایخ دمشق به طلاق و عتاق و حرج سوگند خوردند (5) که ما پیغمبر را به غیر از یزید خویشی ندانستیم و همه از زین العابدین عذر خواستند و زاری کردند و او همه را عفو فرمود.»

مؤلف تجارب السلف در پایان این داستان حتی اعتراض رسول دولت روم بر یزید را نیز یاد می کند: «رومی گفت: سبحان الله العظیم. چون شما با فرزندزاده ی پیغمبر خویش این فعل کنید، با دیگری چه خواهید کرد؟ نصاری خاکی را که خر عیسی پای بر آن نهاده باشد تعظیم کنند و عزیز دارند، شما دعوی اسلام می کنید و با نواده ی پیغمبر چنین بیدادها می کنید؟ و برخاست و خشمناک بیرون آمد.» (6)

این است نمونه ای از داوری مؤلفان سنی مذهب درباره ی این حادثه و عکس العمل مردم در برابر آن. اما صاحب «النقض» به صراحت می گوید که سنیان این مراسم را با آشوب و غریو و ولوله بر پای می داشته اند. وی نخست اعتراض سنی مذهبان و انتقاد از شیعیان را در این باب بدین صورت نقل می کند: «این طایفه روز عاشورا اظهار جزع و فزع کنند و رسم تعزیت را اقامت کنند و مصیبت شهدای کربلا را تازه گردانند و بر منبرها قصه گویند7 و علما سر برهنه کنند و عوام جامه چاک زنند و زنان روی خود خراشند و مویه کنند.» و این خود وصفی کوتاه و انتقادی است از آن چه شیعیان در قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی) در برگزاری مراسم عاشورا انجام می داده اند. سپس وی می گوید:

«اولاً معلوم همه ی جهانیان است که بزرگان و معتبران ائمه فریقین، از اصحاب امام مقدم ابوحنیفه و امام مکرم شافعی، و علما و فقها و طوائف خلفاً عن سلف این سنت را رعایت کرده اند، و این طریقه را نگاه داشته اند. اولاً خود شافعی که اصل است در مذهب و مذهب به او منسوب است، بیرون از مناقب، در حق حسین و شهدای کربلا ... مراثی بسیار گفته است.»

منابع :
1و2 . تجارب السلف، به تصحیح عباس اقبال آشتیانی، تهران، 1313: 67.
3. عورات: جمع عورت است به معنی عیب، اما در این جا به معنی زنان آمده است.
4. قرآن کریم، 42/23.
5. عتاق: آزاد کردن بنده، سوگند خوردن به طلاق و عتاق و حرج یعنی آن که گوینده سوگند می خورد که اگر ما غیر از یزید خویشاوند دیگری برای پیغمبر می شناختیم، زن یا زنان مان طلاق داده و بردگان مان آزاد باشند و یک یا چند حرج بر ما واجب شود.
6. تجارب السلف.

[تصویر:  11408777319843898164.gif]

امضاهای تصویری مناسب جهت ویرایش امضای شما
22-11-2011 06:20 PM
مشاهده وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: