اطلاعیه های تالار
حق چو دید آن نور مطلق در حضور/
آفرید از نور او صد بحر نور/
آفرینش را جز او مقصود نیست/
پاک دامن تر زاو موجود نیست/
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد
امتیاز موضوع:
- 0 رأی - میانگین امیتازات: 0
- 1
- 2
- 3
- 4
- 5
|
خانقاه مکان تفرقه!
|
| نویسنده |
پیام |
هو الحق
کاربر تازه وارد

ارسالها: 8
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0
|
RE: خانقاه مکان تفرقه!
(۲۵-۹-۱۳۸۸ ۰۲:۱۳ صبح)naser66 نوشته شده توسط: امروز روز خانقاه سازى و دسته بندى نيست
اسلام با دو چيز شديداً مبارزه كرده است: دسته بندى در داخل اسلام، و دكان درست كردن در مقابل مسجد، براى درك نظر اسلام در اين قسمت توجه شما را به داستان «مسجد ضرار» جلب مى كنم:
شايد داستان «مسجد ضرار» را شنيده باشيد، بطورى كه تاريخ نويسان اسلامى نوشته اند و مفسران هم در تفسير آيه 108 از سوره توبه متذكّر شده اند قبل از ظهور اسلام، يكى از راهبهاى مسيحى به نام «ابوعامر» در مدينه بود كه بشاراتى را كه در كتب دينى گذشته درباره ظهور پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ديده بود با شور و علاقه خاصى در ميان مردم مدينه منتشر مى ساخت و از اين راه يك حال شوق و انتظار مخصوصى در دلها ايجاد كرده بود. پس از ظهور اسلام مردم مدينه كه از جهاتى تشنه ظهور پيغمبر اسلام بودند در سلك پيروان آن حضرت درامده و طبعاً اطراف «ابوعامرها» خلوت، و بازارشان كساد شد. همين موضوع آتش حسد و كينه را در دلهاى آنها روشن كرد، و سبب شد كه به وسائل گوناگونى در مقابل پيشرفت اسلام كار شكنى كنند.
پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله) از فعاليتهاى تخريبى «ابوعامر» باخبر شد و به تعقيب او پرداخت و او را «فاسق» لقب داد، او كه ديگر نمى توانست در مدينه بماند، به شام گريخت و به قيصر روم پناهنده شد، ولى دست از فعاليت برنداشت و از آنجا به وسيله نامه با منافقان تماس هاى محرمانه داشت و اميدوار بود بتواند زمينه هائى به وسيله آنها در مدينه فراهم كرده و با استمدد از قيصر روم ضربتهاى شكننده اى بر مسلمانان وارد سازد، اين از يك سو.
از سوى ديگر يكروز جمعى از افراد به ظاهر مسلمان خدمت پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله) رسيدند و با قيافه هاى حق بجانبى پرده از روى خدمتى كه نسبت به عالم اسلام شخص آن حضرت كرده بودند برداشتند، عرض كردند: «اى رسول خدا! ما چون ملاحظه كرديم كه ضعفاء و پيرمردان و پيرزنان و بيماران از نقاط دور دست مدينه توانايى حضور در مسجد شريف شما را مخصوصاً در شبهاى بارانى، ندارند; لذا براى كمك به اين جمعيّت و رفع نگرانى مسلمانان مسجدى در گوشه اى از مدينه ساخته ايم، هم اكنون مسجد تمام شده و در انتظار شمااست كه با قدوم خود و نماز خواندن در آن، آن را افتتاح فرمائيد».
پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در آن موقع عازم جنگ تبوك بود، فرمود: «مى روم و باز مى گردم، و درباره كار شما تصميم مى گيرم». پس از بازگشت حضرت، با همان قيافه ها به حضورش شتافتند و در خواست ظاهر فريب خود را تكرار كردند. ناگهان در اين هنگام آيات جندى بر پيامبر نازل گرديد و با شديدترين لحنى خداوند پيغمبر خود را از حضور و نماز در آن مسجد بازداشت و آن را يك كانون «تفرقه و كفر» و «ساختمانى بر لب پرتگاه دوزخ!» خواند و فرمود: (لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْم أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ); هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست! آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شد، شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى!(1)
***
اما حقيقت امر چه بود؟... «ابوعامر» عمال خود را دستور داده «پايگاهى» براى او بسازند تا به مدينه مراجعت كرده و با وعده اى كه در شام به او داده شده بود نقشه هاى شوم خود را عملى سازد.
البته چون در محيط مدينه در آن روز ساختن چنين بنائى آن هم به نام «ابوعامر» امكان نداشت، لذا تحت نام مقدس «مسجد» آنهم براى دلسوزى يك طبقه ضعيف و ناتوان، كه بهتر از اين عنوانى تصور نمى شد، مقدمات مطلب را چيدند; اما پيك وحى خدا قبل از اجراء مقاصد شوم آنها، پيغمبر را متوجه نقشه هاى آنها نمود و نقشه ها نقش برآب شد.
پيغمبر(صلى الله عليه وآله) دستور داد آن مسجد را ويران ساخته با زمين يكسان كنند; حتى جايگاه آنرا مزبله مردم مدينه قرار دادند، تا مسليمن از اين جريانات عبرت گيرند و بدانند هر بنائى به منظور ايجاد نفاق و شكاف در ميان مسلمانان برپا شود (يا نتيجه اش اين باشد) بايد از ميان برد، حتى اگر به نام مقدس مسجد بوده باشد!
زيرا روح دستورات اسلامى از چنان مركزى بيزار است و اجازه نمى دهدبه هيچ قيمتى رشته اتحاد مسلمانان از هم گسسته شود.
داستان اين مسجد، كه بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد از حوادث عبرت انگيز تاريخ اسلام است كه تأثير عميقى در روحيه مسلمانان از خود به يادگار گذارده است.
خواننده محترم! با اين وضع آيا ممكن است اسلام اجازه دهد در برابر مسجد، «خانقاه» ساخته شود و مردم را به نام عبادت و ذكر خدا و... كه مركز منحصر آن مسجد است به آنجا بكشانند؟
خودمانيم اگر زير اين كاسه نيم كاسه اى نيست چرا دسته اى حساب خودشان را از ما جدا كرده اند، مركز جدا، اذكار مخصوص و شعارهاى خاصى براى خود ساخته و حتى آداب مجلس و مصافحه را تغيير داده اند؟!
خانقاه سازى و مرشد تراشى در كجاى اسلام وجود دارد؟ اگر راستى مطلب صحيحى دارند كه متكّى به قرآن و اصول دستورات پيشوايان اسلام است، چرا در مجامع عمومى مسلمانان براى همه بيان نمى كنند تا همه از آنها بپذيرند.
اين كناره گيرى و حرفهاى در گوشى براى چيست؟! همه مى دانيم كه قرآن و كلماتى كه از پيشوايان بزرگ اسلام رسيده است هيچ مطلبى را فروگذار نكرده است، دستور عبادت، تهذيب نفس، رابطه با خدا، كسب صفاى روح و دل، ذكر و فكر، و خلاصه آنچه بخواهيم در آنها است، هر كس مرد عمل است بسم اللّه، اين ديگر سرو صدا و دسته بندى و تحزّب و گوشه گيرى و دعوت به سوى خود و در گوشى و اسرار مگو ندارد!
شما را به خدا قدرى به خود آئيد و در اين موقعيت حساس و خطرناك دست از اين تفرقه جوئيها برداريد و مثل سايرين به صفوف مسلمانان بپيونديد، و به مساجد برگرديد تا در برابر دشمنان صف واحدى تشكيل دهيم! (إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنيَانٌ مَرْصُوصٌ)(2)
(إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ)(3)
*****
1.. سوره توبه، آيه 108.
2.. سوره صف، آيه 4.
3. سوره ق، آيه 37.
برگرفته از کتاب جلوه حق نوشته آیت الله مکارم شیرازی
هووووووووووو
اگر خانقاه ها مکان تفرقه است چطور افراط در ساختن مسجد تفرقه انگیز نیست؟ خودم شاهد آن بودم که در یک روستای کوچک 4 مسجد ساخته شده بود که هر کدام برای یک محلی خاص بودند. یا حسینه ها، چطور در برخی از پرچم های حسینه می نویسند: مقیم لنگرود، مقیم خاش و ... اگر ساختن خانقاه به صرف تفرقه است آیا این ها تفرقه بر انگیز نیستند؟
یا حق
هو الحق, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Feb 2010.
|
|
| ۹-۱۲-۱۳۸۸ ۰۳:۱۲ عصر |
|