راهنما تقویم لیست اعضا جستجو
 
پاسخ گوی آنلاین سؤالات شرعی


زمان کنونی: ۶-۲۰-۱۳۸۹, ۰۲:۱۶ صبح درود کاربر مهمان (ورودثبت نام)


اطلاعیه های تالار

طرح ختم گروهی قرآن در ماه مبارک رمضان

بسته ماه رمضان

« مجموعه كشف اليقين فرا رسيدن ماه شوال و عيد سعيد فطر ، عيد طلوع بندگي خداوند را ، به شما كاربران عزيز تبريك عرض مي نمايد »
[-]
آخرین ارسالی ها
دعا ها و زیارت نامه ها در زمان غیبت
شروع کننده:naser66 آخرین ارسال توسط:رضا1389 پاسخ ها:4 مهدویت، انتظار و پاسخ به شبهات مشاهده:156 زمان:امروز
انگیزه های تحریف کتاب مقدس چه چیزهایی بود؟
شروع کننده:بشير آخرین ارسال توسط:بشير پاسخ ها:0 نقد یهود و مسیحیت مشاهده:5 زمان:دیروز
مرخصی مدیران
شروع کننده:هم ولايتي آخرین ارسال توسط:هم ولايتي پاسخ ها:4 مدیران مشاهده:21 زمان:دیروز
سوالاتی چند از عرفا ...
شروع کننده:vahid2451 آخرین ارسال توسط:vahid2451 پاسخ ها:39 فلسفه و عرفان اسلامی مشاهده:547 زمان:دیروز
رويت هلال ماه شوال توسط مراجع تقليد
شروع کننده:هم ولايتي آخرین ارسال توسط:هم ولايتي پاسخ ها:3 احکام و مسائل شرعی مشاهده:23 زمان:دیروز
عزل و نصب مدیران
شروع کننده:هم ولايتي آخرین ارسال توسط:هم ولايتي پاسخ ها:50 مدیران مشاهده:303 زمان:دیروز
آسيب شناسي هیئات مذهبی
شروع کننده:عسکری آخرین ارسال توسط:محمد آسیابانی پاسخ ها:5 آموزش هاي ديني مشاهده:79 زمان:دیروز
عید سعید فطر
شروع کننده: آخرین ارسال توسط:محمد آسیابانی پاسخ ها:8 مناسبتهای مذهبی سال مشاهده:412 زمان:دیروز
بررسی مسائل فنی سایت
شروع کننده:هم ولايتي آخرین ارسال توسط:S_S_T پاسخ ها:50 مدیران مشاهده:305 زمان:۶-۱۸-۱۳۸۹
عدل ، جبر ، اختیار ... مکر ... دعا ...
شروع کننده:شیعه آخرین ارسال توسط:کنکاش پاسخ ها:8 عدل مشاهده:154 زمان:۶-۱۸-۱۳۸۹
Plugin By Saeed

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خانقاه مکان تفرقه!
نویسنده پیام
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال ها: 382
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 3 تشکر: 913
376 بار تشکر شده در 231 پست
ارسال: #1
خانقاه مکان تفرقه!
امروز روز خانقاه سازى و دسته بندى نيست
اسلام با دو چيز شديداً مبارزه كرده است: دسته بندى در داخل اسلام، و دكان درست كردن در مقابل مسجد، براى درك نظر اسلام در اين قسمت توجه شما را به داستان «مسجد ضرار» جلب مى كنم:
شايد داستان «مسجد ضرار» را شنيده باشيد، بطورى كه تاريخ نويسان اسلامى نوشته اند و مفسران هم در تفسير آيه 108 از سوره توبه متذكّر شده اند قبل از ظهور اسلام، يكى از راهبهاى مسيحى به نام «ابوعامر» در مدينه بود كه بشاراتى را كه در كتب دينى گذشته درباره ظهور پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ديده بود با شور و علاقه خاصى در ميان مردم مدينه منتشر مى ساخت و از اين راه يك حال شوق و انتظار مخصوصى در دلها ايجاد كرده بود. پس از ظهور اسلام مردم مدينه كه از جهاتى تشنه ظهور پيغمبر اسلام بودند در سلك پيروان آن حضرت درامده و طبعاً اطراف «ابوعامرها» خلوت، و بازارشان كساد شد. همين موضوع آتش حسد و كينه را در دلهاى آنها روشن كرد، و سبب شد كه به وسائل گوناگونى در مقابل پيشرفت اسلام كار شكنى كنند.
پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله) از فعاليتهاى تخريبى «ابوعامر» باخبر شد و به تعقيب او پرداخت و او را «فاسق» لقب داد، او كه ديگر نمى توانست در مدينه بماند، به شام گريخت و به قيصر روم پناهنده شد، ولى دست از فعاليت برنداشت و از آنجا به وسيله نامه با منافقان تماس هاى محرمانه داشت و اميدوار بود بتواند زمينه هائى به وسيله آنها در مدينه فراهم كرده و با استمدد از قيصر روم ضربتهاى شكننده اى بر مسلمانان وارد سازد، اين از يك سو.
از سوى ديگر يكروز جمعى از افراد به ظاهر مسلمان خدمت پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله) رسيدند و با قيافه هاى حق بجانبى پرده از روى خدمتى كه نسبت به عالم اسلام شخص آن حضرت كرده بودند برداشتند، عرض كردند: «اى رسول خدا! ما چون ملاحظه كرديم كه ضعفاء و پيرمردان و پيرزنان و بيماران از نقاط دور دست مدينه توانايى حضور در مسجد شريف شما را مخصوصاً در شبهاى بارانى، ندارند; لذا براى كمك به اين جمعيّت و رفع نگرانى مسلمانان مسجدى در گوشه اى از مدينه ساخته ايم، هم اكنون مسجد تمام شده و در انتظار شمااست كه با قدوم خود و نماز خواندن در آن، آن را افتتاح فرمائيد».
پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در آن موقع عازم جنگ تبوك بود، فرمود: «مى روم و باز مى گردم، و درباره كار شما تصميم مى گيرم». پس از بازگشت حضرت، با همان قيافه ها به حضورش شتافتند و در خواست ظاهر فريب خود را تكرار كردند. ناگهان در اين هنگام آيات جندى بر پيامبر نازل گرديد و با شديدترين لحنى خداوند پيغمبر خود را از حضور و نماز در آن مسجد بازداشت و آن را يك كانون «تفرقه و كفر» و «ساختمانى بر لب پرتگاه دوزخ!» خواند و فرمود: (لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْم أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ); هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست! آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شد، شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى!(1)
***
اما حقيقت امر چه بود؟... «ابوعامر» عمال خود را دستور داده «پايگاهى» براى او بسازند تا به مدينه مراجعت كرده و با وعده اى كه در شام به او داده شده بود نقشه هاى شوم خود را عملى سازد.
البته چون در محيط مدينه در آن روز ساختن چنين بنائى آن هم به نام «ابوعامر» امكان نداشت، لذا تحت نام مقدس «مسجد» آنهم براى دلسوزى يك طبقه ضعيف و ناتوان، كه بهتر از اين عنوانى تصور نمى شد، مقدمات مطلب را چيدند; اما پيك وحى خدا قبل از اجراء مقاصد شوم آنها، پيغمبر را متوجه نقشه هاى آنها نمود و نقشه ها نقش برآب شد.
پيغمبر(صلى الله عليه وآله) دستور داد آن مسجد را ويران ساخته با زمين يكسان كنند; حتى جايگاه آنرا مزبله مردم مدينه قرار دادند، تا مسليمن از اين جريانات عبرت گيرند و بدانند هر بنائى به منظور ايجاد نفاق و شكاف در ميان مسلمانان برپا شود (يا نتيجه اش اين باشد) بايد از ميان برد، حتى اگر به نام مقدس مسجد بوده باشد!
زيرا روح دستورات اسلامى از چنان مركزى بيزار است و اجازه نمى دهدبه هيچ قيمتى رشته اتحاد مسلمانان از هم گسسته شود.
داستان اين مسجد، كه بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد از حوادث عبرت انگيز تاريخ اسلام است كه تأثير عميقى در روحيه مسلمانان از خود به يادگار گذارده است.
خواننده محترم! با اين وضع آيا ممكن است اسلام اجازه دهد در برابر مسجد، «خانقاه» ساخته شود و مردم را به نام عبادت و ذكر خدا و... كه مركز منحصر آن مسجد است به آنجا بكشانند؟
خودمانيم اگر زير اين كاسه نيم كاسه اى نيست چرا دسته اى حساب خودشان را از ما جدا كرده اند، مركز جدا، اذكار مخصوص و شعارهاى خاصى براى خود ساخته و حتى آداب مجلس و مصافحه را تغيير داده اند؟!
خانقاه سازى و مرشد تراشى در كجاى اسلام وجود دارد؟ اگر راستى مطلب صحيحى دارند كه متكّى به قرآن و اصول دستورات پيشوايان اسلام است، چرا در مجامع عمومى مسلمانان براى همه بيان نمى كنند تا همه از آنها بپذيرند.
اين كناره گيرى و حرفهاى در گوشى براى چيست؟! همه مى دانيم كه قرآن و كلماتى كه از پيشوايان بزرگ اسلام رسيده است هيچ مطلبى را فروگذار نكرده است، دستور عبادت، تهذيب نفس، رابطه با خدا، كسب صفاى روح و دل، ذكر و فكر، و خلاصه آنچه بخواهيم در آنها است، هر كس مرد عمل است بسم اللّه، اين ديگر سرو صدا و دسته بندى و تحزّب و گوشه گيرى و دعوت به سوى خود و در گوشى و اسرار مگو ندارد!
شما را به خدا قدرى به خود آئيد و در اين موقعيت حساس و خطرناك دست از اين تفرقه جوئيها برداريد و مثل سايرين به صفوف مسلمانان بپيونديد، و به مساجد برگرديد تا در برابر دشمنان صف واحدى تشكيل دهيم! (إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنيَانٌ مَرْصُوصٌ)(2)
(إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ)(3)
*****
1.. سوره توبه، آيه 108.
2.. سوره صف، آيه 4.
3. سوره ق، آيه 37.
برگرفته از کتاب جلوه حق نوشته آیت الله مکارم شیرازی

[تصویر: be5843d4a503493aa1c1.gif]
۹-۲۵-۱۳۸۸ ۰۲:۱۳ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تشکر شده توسط : محمد آسیابانی , اصغر
fatima آفلاین
کاربر تازه وارد

ارسال ها: 1
تاریخ عضویت: دي ۱۳۸۸
اعتبار: 0 تشکر: 0
1 بار تشکر شده در 1 پست
ارسال: #2
RE: خانقاه مکان تفرقه!
!!!!!

fatima, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Dec 2009.
۱۰-۲-۱۳۸۸ ۰۱:۱۴ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تشکر شده توسط : naser66
رضا 1388 آفلاین
کاربر تازه وارد

ارسال ها: 19
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0 تشکر: 0
9 بار تشکر شده در 5 پست
ارسال: #3
RE: خانقاه مکان تفرقه!
با عرض خسته نباشید...
این حقیر یکبار در سال 1369 همراه یکی از دوستانم در یکی از جلسات دراویش شرکت کردم و انرا نه جذاب یافتم و نه آموزنده دین و تقویت کننده اعتقادات....
گرچه تصوف را بدان شکلی که دیده و شناخته ام در زندگی ام هیچ محلی از اعراب ندارد اما برای نقد آن تصور میکنم نیاز است با داده های امروزین دست بکار شویم.صرف اینکه ابو عامر در صدر اسلام چه کرد و چه گفت گره گشای مسایل امروزه نیست.
اصولا در انتقاد از هر مطلبی چنین میپندارم که باید از منابع جدید در کنار منابع گذشتگان استفاده کرد.
باز هم در این مورد مطالبی را عرض خواهم نمود.
با تشکر...

رضا 1388, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Feb 2010.
۱۱-۲۷-۱۳۸۸ ۰۱:۵۸ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تشکر شده توسط : naser66
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال ها: 382
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 3 تشکر: 913
376 بار تشکر شده در 231 پست
ارسال: #4
RE: خانقاه مکان تفرقه!
با یاد خدا
سلام
البته ریشه تصوف از همان دوران صدر اسلام بود و یا حتی شاید قبل تر از آن. امروزه هم بسیاری از متصوفه سعی می کنند که حال و احوال خود را شبیه به صوفیان قدیم کنند. به نظر من اشکالی در این نیست که برای نقد از همان ابتدا شروع کنیم. یا به قول معروف از ریشه بزنیم

[تصویر: be5843d4a503493aa1c1.gif]
۱۱-۲۷-۱۳۸۸ ۰۴:۵۷ عصر
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا 1388 آفلاین
کاربر تازه وارد

ارسال ها: 19
تاریخ عضویت: بهم ۱۳۸۸
اعتبار: 0 تشکر: 0
9 بار تشکر شده در 5 پست
ارسال: #5
RE: خانقاه مکان تفرقه!
با عرض خسته نباشید...
سالها پیش از این در کتابی تحت عنوان جنبش حروفیان و نقطویان مطالبی راجع به تصوف خواندم که خلاصه ای از آنچه بیاد دارم را مینویسم.
در دوران حمله مغول به ایران " مردم و خصوصا جوانان بصورت پراکنده و با جنگهای چریکی سعی در ایجاد سستی در قوای اشغالگر مغول بودند ولی در این بین یک شخص دست بکاری زد .محلی را بنام خانقاه تاسیس کرد و همان جوانان جنگاور را بدور خود جمع نمود و به آنان چنین میاموخت که بجای جنگیدن ... بفکر دنیای بعد از مرگ خود باشید و یاهو گویان ... بدنبال کامل شدن و حقیقت بگردید. شما نیز مانند حسین ابن منصور حلاج و بایزید بسطامی و غیره باشید... روح خود را تزکیه کنید تا شاید بتوانید به کشف و کرامات نایل شوید...
سران مغول که میدیدند جوانان جنگاور به این خانقاه روی میاورند و بنابر این برای مغولان ایجاد امنیت میکند به شخصی که خانقاه را گشوده بود اموال فراوان دادند و آنگونه که در کتاب مذکور نوشته بود این شخص بعد از مرگش دهها پارچه آیادی و تعداد بیشماری گاو و گوسفند و هر آنچه که آنزمان ثروتی عظیم میتوانست باشد از خود برای فرزندانش به ارث گذاشت.
بعبارتی خانقاه او نه فقط محل تفرقه بلکه محل خیانت نیز بود...
خیانت این شخص به کشورش و شهرش حتی در همین حد بسیار قابل توجه است .چرا که به اسم صوفی گری و رهیافت به تکامل و زندگی اخروی چنین رفتاری را در پیش گرفته بود.برای مثال در جنگ تحمیلی ایران و عراق " جوانان بجای جنگیدن با دشمن متجاوز به خانقاهها یا حتی مساجد میرفتند و فقط به عبادت میپرداختند ... ( بعنوان مثال عرض میکنم ) آیا نیروهای دشمن بسادگی کشور را تصرف نمیکردند؟
اما جوانان ما چنین نکردند.لباس رزم پوشیدند و آن تکاملی که برخی صوفیان از آن دم میزنند را در جنگ و شهادت می یافتند.
آیا نام این شخصی که فوقا صحبتش بمیان آمد را میدانید؟
با تشکر...

رضا 1388, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Feb 2010.
۱۱-۲۸-۱۳۸۸ ۰۱:۵۵ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
هو الحق آفلاین
کاربر تازه وارد

ارسال ها: 5
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0 تشکر: 24
8 بار تشکر شده در 4 پست
ارسال: #6
RE: خانقاه مکان تفرقه!
(۹-۲۵-۱۳۸۸ ۰۲:۱۳ صبح)naser66 نوشته شده توسط:  امروز روز خانقاه سازى و دسته بندى نيست
اسلام با دو چيز شديداً مبارزه كرده است: دسته بندى در داخل اسلام، و دكان درست كردن در مقابل مسجد، براى درك نظر اسلام در اين قسمت توجه شما را به داستان «مسجد ضرار» جلب مى كنم:
شايد داستان «مسجد ضرار» را شنيده باشيد، بطورى كه تاريخ نويسان اسلامى نوشته اند و مفسران هم در تفسير آيه 108 از سوره توبه متذكّر شده اند قبل از ظهور اسلام، يكى از راهبهاى مسيحى به نام «ابوعامر» در مدينه بود كه بشاراتى را كه در كتب دينى گذشته درباره ظهور پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ديده بود با شور و علاقه خاصى در ميان مردم مدينه منتشر مى ساخت و از اين راه يك حال شوق و انتظار مخصوصى در دلها ايجاد كرده بود. پس از ظهور اسلام مردم مدينه كه از جهاتى تشنه ظهور پيغمبر اسلام بودند در سلك پيروان آن حضرت درامده و طبعاً اطراف «ابوعامرها» خلوت، و بازارشان كساد شد. همين موضوع آتش حسد و كينه را در دلهاى آنها روشن كرد، و سبب شد كه به وسائل گوناگونى در مقابل پيشرفت اسلام كار شكنى كنند.
پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله) از فعاليتهاى تخريبى «ابوعامر» باخبر شد و به تعقيب او پرداخت و او را «فاسق» لقب داد، او كه ديگر نمى توانست در مدينه بماند، به شام گريخت و به قيصر روم پناهنده شد، ولى دست از فعاليت برنداشت و از آنجا به وسيله نامه با منافقان تماس هاى محرمانه داشت و اميدوار بود بتواند زمينه هائى به وسيله آنها در مدينه فراهم كرده و با استمدد از قيصر روم ضربتهاى شكننده اى بر مسلمانان وارد سازد، اين از يك سو.
از سوى ديگر يكروز جمعى از افراد به ظاهر مسلمان خدمت پيغمبر خدا(صلى الله عليه وآله) رسيدند و با قيافه هاى حق بجانبى پرده از روى خدمتى كه نسبت به عالم اسلام شخص آن حضرت كرده بودند برداشتند، عرض كردند: «اى رسول خدا! ما چون ملاحظه كرديم كه ضعفاء و پيرمردان و پيرزنان و بيماران از نقاط دور دست مدينه توانايى حضور در مسجد شريف شما را مخصوصاً در شبهاى بارانى، ندارند; لذا براى كمك به اين جمعيّت و رفع نگرانى مسلمانان مسجدى در گوشه اى از مدينه ساخته ايم، هم اكنون مسجد تمام شده و در انتظار شمااست كه با قدوم خود و نماز خواندن در آن، آن را افتتاح فرمائيد».
پيغمبر(صلى الله عليه وآله) در آن موقع عازم جنگ تبوك بود، فرمود: «مى روم و باز مى گردم، و درباره كار شما تصميم مى گيرم». پس از بازگشت حضرت، با همان قيافه ها به حضورش شتافتند و در خواست ظاهر فريب خود را تكرار كردند. ناگهان در اين هنگام آيات جندى بر پيامبر نازل گرديد و با شديدترين لحنى خداوند پيغمبر خود را از حضور و نماز در آن مسجد بازداشت و آن را يك كانون «تفرقه و كفر» و «ساختمانى بر لب پرتگاه دوزخ!» خواند و فرمود: (لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْم أَحَقُّ أَنْ تَقُومَ فِيهِ); هرگز در آن (مسجد به عبادت) نايست! آن مسجدى كه از روز نخست بر پايه تقوا بنا شد، شايسته تر است كه در آن (به عبادت) بايستى!(1)
***
اما حقيقت امر چه بود؟... «ابوعامر» عمال خود را دستور داده «پايگاهى» براى او بسازند تا به مدينه مراجعت كرده و با وعده اى كه در شام به او داده شده بود نقشه هاى شوم خود را عملى سازد.
البته چون در محيط مدينه در آن روز ساختن چنين بنائى آن هم به نام «ابوعامر» امكان نداشت، لذا تحت نام مقدس «مسجد» آنهم براى دلسوزى يك طبقه ضعيف و ناتوان، كه بهتر از اين عنوانى تصور نمى شد، مقدمات مطلب را چيدند; اما پيك وحى خدا قبل از اجراء مقاصد شوم آنها، پيغمبر را متوجه نقشه هاى آنها نمود و نقشه ها نقش برآب شد.
پيغمبر(صلى الله عليه وآله) دستور داد آن مسجد را ويران ساخته با زمين يكسان كنند; حتى جايگاه آنرا مزبله مردم مدينه قرار دادند، تا مسليمن از اين جريانات عبرت گيرند و بدانند هر بنائى به منظور ايجاد نفاق و شكاف در ميان مسلمانان برپا شود (يا نتيجه اش اين باشد) بايد از ميان برد، حتى اگر به نام مقدس مسجد بوده باشد!
زيرا روح دستورات اسلامى از چنان مركزى بيزار است و اجازه نمى دهدبه هيچ قيمتى رشته اتحاد مسلمانان از هم گسسته شود.
داستان اين مسجد، كه بعداً به نام «مسجد ضرار» معروف شد از حوادث عبرت انگيز تاريخ اسلام است كه تأثير عميقى در روحيه مسلمانان از خود به يادگار گذارده است.
خواننده محترم! با اين وضع آيا ممكن است اسلام اجازه دهد در برابر مسجد، «خانقاه» ساخته شود و مردم را به نام عبادت و ذكر خدا و... كه مركز منحصر آن مسجد است به آنجا بكشانند؟
خودمانيم اگر زير اين كاسه نيم كاسه اى نيست چرا دسته اى حساب خودشان را از ما جدا كرده اند، مركز جدا، اذكار مخصوص و شعارهاى خاصى براى خود ساخته و حتى آداب مجلس و مصافحه را تغيير داده اند؟!
خانقاه سازى و مرشد تراشى در كجاى اسلام وجود دارد؟ اگر راستى مطلب صحيحى دارند كه متكّى به قرآن و اصول دستورات پيشوايان اسلام است، چرا در مجامع عمومى مسلمانان براى همه بيان نمى كنند تا همه از آنها بپذيرند.
اين كناره گيرى و حرفهاى در گوشى براى چيست؟! همه مى دانيم كه قرآن و كلماتى كه از پيشوايان بزرگ اسلام رسيده است هيچ مطلبى را فروگذار نكرده است، دستور عبادت، تهذيب نفس، رابطه با خدا، كسب صفاى روح و دل، ذكر و فكر، و خلاصه آنچه بخواهيم در آنها است، هر كس مرد عمل است بسم اللّه، اين ديگر سرو صدا و دسته بندى و تحزّب و گوشه گيرى و دعوت به سوى خود و در گوشى و اسرار مگو ندارد!
شما را به خدا قدرى به خود آئيد و در اين موقعيت حساس و خطرناك دست از اين تفرقه جوئيها برداريد و مثل سايرين به صفوف مسلمانان بپيونديد، و به مساجد برگرديد تا در برابر دشمنان صف واحدى تشكيل دهيم! (إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفّاً كَأَنَّهُمْ بُنيَانٌ مَرْصُوصٌ)(2)
(إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ)(3)
*****
1.. سوره توبه، آيه 108.
2.. سوره صف، آيه 4.
3. سوره ق، آيه 37.
برگرفته از کتاب جلوه حق نوشته آیت الله مکارم شیرازی

هووووووووووو
اگر خانقاه ها مکان تفرقه است چطور افراط در ساختن مسجد تفرقه انگیز نیست؟ خودم شاهد آن بودم که در یک روستای کوچک 4 مسجد ساخته شده بود که هر کدام برای یک محلی خاص بودند. یا حسینه ها، چطور در برخی از پرچم های حسینه می نویسند: مقیم لنگرود، مقیم خاش و ... اگر ساختن خانقاه به صرف تفرقه است آیا این ها تفرقه بر انگیز نیستند؟
یا حق

هو الحق, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Feb 2010.
۱۲-۹-۱۳۸۸ ۰۳:۱۲ عصر
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
رضا1389 آفلاین
کاربر تازه وارد

ارسال ها: 114
تاریخ عضویت: اسف ۱۳۸۸
اعتبار: 0 تشکر: 12
72 بار تشکر شده در 54 پست
ارسال: #7
RE: خانقاه مکان تفرقه!
با عرض خسته نباشید...
ببینید جناب هو الحق " اینکه مسجد زیادی ساخته میشود و بعضا نیازی نیست دخلی به موضوع ندارد.گاهی اوقات افراد خیر دست به ساخت مسجدی درمانگاهی ... چیزی... جایی میزنند که ممکن ست واقعا نیاز نباشد.
استدلال شما صحیح نبود.شما اینگونه استدلال کنید که اگر در خانقاه ها ممکن ست افراد بنشینند و در کنار همدیگر مسایلی را بگویند و ایجاد تفرقه کنند ... پس در مساجد هم چنین امکانی هست....و الخ
اما قضیه اصلا این نیست.مطلب اینست که خانقاهها برخلاف آنچه تصور میشود و پیر و مرشد بر خلاف آنچه این افراد مدعی هستند اصلا به نیازهای اجتماعی و خصوصی و معنوی و حتی مادی جامعه کمکی نمیکنند و آنچه شخصه شاهد بوده ام بیشتر به مکانی برای تجمع عده ای خاص و بیان مطالبی دینی و مذهبی با فرائت بخصوص خودشان از اسلام شده است در حالیکه نه فرد و نه جامعه هیچیک نیازی به چنین مکانی برای بیان قرایت خاص این اشخاص از دین ندارند.
بالاخره در ایران امروزین مشکلاتی هست .تفکرات مختلفی وجود دارد و همگی باید بفکر رفع مشکلات موجود باشیم.بارها با دراویش مختلفی از فرق مختلف مواجه شده ام.با چند تن از این افراد دوستی هم دارم ولی واقعیت اینست که اگر کوچکترین اثر مثبتی میتوانستند ایجاد کنند منهم به ایشان پیوند میخوردم ولی کوچکترین کیفیتی در وجود و حضورشان ندیدم.شاید اصالتا تصوف خوب باشد ولی آنچه امروز به این نام و عنوان وجود دارد هرگز به آنچه در کتب در این مورد خوانده ایم شباهت ندارد.
خیلی دوستانه میخواهم برای شما و دیگر عزیزان بگویم که تصوف و درویش بازی های امروز جامعه نیرنگی بیش نیست.شاید سابقا چنین مسایلی با کیفیتی والا میتوانست برای جامعه اثراتی مناسب داشته باشد ( سالهای سال پیش از این ) ... اما بنده بعنوان برادر شما که چهل سالگی را رد کرده ام با قطع و یقین میگویم که آنچه من دیده ام هیچ جذابیتی ندارد. شاید مواردی معدود باشد که من نمیدانم ولی مکررا عرض میکنم آنچه بارها و بارها شاهدش بوده ام اعم از رفتارهای این افراد ... آن چیزی نیست که جوانترها تصور میکنند که شاید همان چیزی باشد که حسین بن منصور حلاج بوده و امثال آن.
شاید راه به خطا رفته اند و شاید امکان بهتری نداشته اند و شایدهای دیگر...
برخی افراد ذاتا تمایل دارند در یک حزب و دسته و ... باشند.و چون به اعتقادات هم نزدیک باشد تصور میکنند پس بهتر همانست که بسمت خانقاه بروند ولی این فکر و ایده در جامعه امروز ما اشتباه است.این خانقاهها آنچه را که شما ( جناب هو الحق ) و هم فکران شما تصور میکنید نیستند و نیازهای معنوی شما را پاسخگو نیستند.الا برای سرگرمی.شبهای جمعه در جایی جمع شوند و شعر بخوانند و غذایی بخورند و گپ و گفتگویی کنند... این چیزیست که بنده دیده ام و لاغیر.گرچه برخی افراد نیز از این راه به رفتاری بهتر در جامعه میرسند.چنین استدلال میکنند که اینجا خرابات است و هر انسان درب و داغانی که سالها گنه کرده میتواند توبه کند و در این جمع ذکری بگوید و گناهش را تکرار نکند.تا اینحد خوبست و البته نیازی هم به خانقاه نیست.پیر و مرشد هم نمیخواهد. در کنج خانه هم میتوان چنین کرد و گفت.و از فرآن کریم چه بسیار اذکار زیبا میتوان آموخت و تکرار کرد.اما برای بیشتر از این را نمیتوان آموخت .یا حداقل بنده ندیده ام.موفق باشید.
با تشکر...

رضا1389, proud to be a member of تالارهای گفتمان کشف الیقین since Feb 2010.
۱۲-۱۱-۱۳۸۸ ۰۵:۰۹ صبح
یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تشکر شده توسط : naser66
naser66 آفلاین
کارشناس اخلاق
*****

ارسال ها: 382
تاریخ عضویت: شهر ۱۳۸۸
اعتبار: 3 تشکر: 913
376 بار تشکر شده در 231 پست
ارسال: #8
RE: خانقاه مکان تفرقه!
به نام خدا
همان طور که آقا رضا فرمودند ساختن مسجد دخلی به موضوع ندارد. در همه مساجد فقط نماز می خوانند و دعا های ذکر شده در کتب ادعیه را می خوانند، صلوات می فرستند و ... ولی آیا در خانقاه ها هم همین کار را می کنند؟ اگر شما خود را از اسلام می دانید آیا در اسلام سفارش به چنین اموری شده است؟
به همینخ اطر است که می گوییم خانقاه مکان تفرقه است.

[تصویر: be5843d4a503493aa1c1.gif]
۱۲-۱۵-۱۳۸۸ ۰۱:۱۱ صبح
مشاهده وب سایت کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: