سلام
امیدوارم اگر قرار است بحثی باشد بدور از توهین و کنایه باشد تا بتوانیم به صورتی مفید به تبادل نظر بپردازیم.
نقل قول: از جمله « انا نستحیی ان نذکر الغلمان » با قراین چندی، جواز لواط فهمیده میشود.
در بالا که برای شما مثال از قرآن آوردم چیزی که حکمی ندارد دلیل بر انجام آن نیست.
اگر بشر قرن 21 هنوز مشکل و در این موارد دارد ربطی به آیات ندارد.
همانظور که می بینید در کشورهای غربی این مورد زیاد انجام می شود.
نقل قول: 1 - اگر آورنده حکم و آفریننده جهانیان از ذکر حکمی خجالت بکشد، پس تکلیف مردم وظیفه شناس چیست؟
به نظر شما شرمندگی ندارد که این چنین احکامی مداوم تکرار شود؟
اگر در اسلام هست پس آن آقایی که با لباس روحانیت چنین کاری میکند مشکل از کجاست؟
دوست من کمی واقع بین باشید
هر کسی خوب و بد را تشخیص میدهد و خداوند به فراخور عقل و فکر بشر اشاره به خوبی و بدی میکند قرار نیست همه چیز را کامل بگوید پس این فکر و شعور و عقل به چه دردی میخورد؟
کسی که بخواد کار خود را بکند مانند همان مثال بالا میکند چه حکمی باشد و چه نباشد.
نقل قول: 2 - جناب میرزا از بیان حکم زنا، ازدواج با محارم و مطالب دیگر، حیا نکرده است؛ برای چه در موضوع لواط خجالت کشیده و حکم آن را بیان نمیکند؟
ببین دوست من در بالا توضیح دادم نیومدن حکم دلیل بر انجامش نیست.
یعنی بنده نمیتونم بپرسم چرا فلان قانون در قرآن هست فلان قانون نیست؟
خیلی از قوانین در دیانت بهایی به بیت العدل راجع شده همونطور که در اسلام هم خیلی از قوانین وجود نداره و به عنوان احکام ثانویه ائمه یا علما به اون پرداختن.
در ضمن چرا ادامه آیه را نمیخوانید؟
چرا نمی بینید که حضرت بهاالله فرمودند" بپرهیزید و از خدا بترسید ای مردم جهان و اموری را مرتكب نشوید كه خدا از آنها نهی كرده است "
پس یعنی این عمل نهی شده و حضرت بهاالله توضیحی در مورد حکم اون نمیدن و شرمشون میاد که بخوان برای بشر قرن حاضر چنین حکمی قرار بدند.
در ضمن بهتره کتب بهایی را بیشتر مطالعه کنید در این موارد توضیحات وجود دارد اما نه اندازه یک کتاب کامل که شما میخواهید
"تعالیم بهایی در رابطه با مقاربت جنسی بسیار واضح است و فقط بین زن و شوهر می باشد"
(از نامه بیت العدل خطاب به عموم محافل روحانی، 6 فوریه 1972)
"3 - حیا و خجالت کشیدن، از قبح عمل ناشی میشود؛ چون عمل لواط در میان مردم قبیح است. پس اگر میخواست تحریم کند جای خجالت و حیا نبوده است."
دوست عزیز ما میگوییم نر است شما میگویی بدوش؟
یه تیکه از آیه را گرفته اید و با آن بازی میکنید؟
بنده همین کار را با آیات قرآن بکنم چطور می شود؟
شما اگر کمی منطقی به پست قبلی بنده توجه میکردید چنین مسائلی را مطرح نمیکردید.
"بله؛ از پیامبر قرن نوزده انتظاری جز این نیست. این حکم را فقط میتواند در جوامع وحشی پیدا کرد؛ زیرا در هیچ دین ازدواج با مادر و خواهر... حلال نیست."
موافقم چون همانطور که گفتم ادیان یک مشترکاتی با هم دارند که آنها را از سایر فرق و دسته ها متمایز می کند.
که خدارو شکر آنهایی که باید دیانت بهایی را به عنوان دین شناخته و ثبت کرده اند تفکر دیگران خللی در اصل موضوع وارد نمیکند.
نقل قول: جناب بهاء در این مورد خجالت نکشیده، حکم و حد زنا را بیان نموده است. میگوید:
«قد حکم الله لکل زان و زانیة دیة مسلمة الی بیت العدل و هی تسعة مثاقیل من الذهب و ان عاد مرة اخری عودوا بضعف الجزاء هذا ما حکم به مالک الاسماء.» .
خداوند حکم داده است که هر یک از مرد و زن زنا کننده میباید دیه به بیت العدل تسلیم کند و مقدار آن دیه نه (9) مثقال طلا است و اگر دو مرتبه زنا کردند لازم است دو مقابل آن پرداخت کنند (دو برابر) و این حکمی است از جانب مالک اسماء.
این در مورد زنا غیر محصنه است و زنای غیر محصنه به بیت العدل راجع شده است.
فکر کنم دیگر فرق بین زنای محنه و غیر محصنه را بدانید.
"اما سوال من این است که وقتی خود بهاءالله حرمت را منحصر در زن پدر می داند و تفصیل را به بیت العدل ارجاع می دهد و بیت العدل هم می گوید موضوع به خود بهائیان ارجاع شده که هر طور خواستند عمل کنند و شرایط برای تکمیل دایره تحریم ازدواج با اقارب بجز زن پدر هنوز فراهم نیست ،شما دوست گرامی چکاره اید که می گویید سایر اقارب هم در دایره تحریم می گنجند؟! "
دوست گرامی و عزیز اگر شما اقارب را برابر با محارم بدانید آن وقت در اسلام دچار مشکل می شوید در نتیجه پسر خاله و دختر خاله هم می شوند جز محارم آیا به نظر شما اینها از محارم هستند یا اقارب؟
اگر محارم باشند که اول به اسلام اشکال است و اگر از اقارب پس در دیانت بهایی هم مشکلی نیست.
سوالی که پرسیده شده از اقارب است و نه محارم و اگر شما بخواهید اقارب را با محارم یکی کنید اول باید تکلیف را با خودتان مشخص کنید.
جهت خاتمه:
حضرت عبدالبها می فرمایند:
"در اقتران هر چه دورتر موافقتر زیرا بعد نسبت و خویشی بین زوج و زوجه مدار صحّت بنیه بشر و اسباب الفت بین نوع انسانی است . "
در ضمن دوست عزیز در قرآن هم اصلا اشاره ای به حرمت عمل لواط نشده و تنها در داستان قوم لوط اشاره به ناشایست بودن آن شده حال بنده میتوانم مانند شما ایراد بگیرم یا خیر؟
دوست گرامی و عزیز چیزی که باعث می شود شخصی مرتکب چنین کاری شود شعور فکری و عقلی اوست وگرنه خیلی از احکام در اسلام هست که انجام می شود با اینکه آنها نهی شده است.
و خیلی ها هم که اشاره نشده بشر خود به آن حد از بلوغ رسیده که چنین کاری نکند.
-------
اگر همچنان بخواهید در این وادی ها نفسانی و شهوانی سیر کنید و بحث کنید متاسفانه بنده دیگر تمایلی به بحث با شما نخواهم داشت.
یا حق